|امـ... ـا بعد|
تعجب در نگاه دو پیرمردِ صدرنشین پنهان نمیشود.خوش خوابی همسفرها پدیده عجیبی ست انگار.
میدانی حاج آقا،خواب در گهوارهی مسیر لذتبخش است. من هم اگر خشکی ستون فقراتم اجازه میداد میخوابیدم.میخوابیدم تا کیلومتر کیلومترِ مسیر را روضه نخوانم.بله حاج آقا، باید خوابید تا تاب بیاوریم. باید چشم ببندیم تا چشم جهان را خیره کنیم. باید تن رها کنیم که این جسم هنوز ادای دِین نکرده است.
چقدر شعاری نوشتم.نه!؟ اما خب ما در این ۱۲۴روز کاری جز زیستِ شعارها داشتیم!؟ اصلا حماسه بدون شعار میشود؟! نمیتوانم.باید شعار دهم تا حقِ این سفر، این تشیع،بدرقه و وداع ادا شود. و ما به دنیا ثابت کرده ایم شعار هارا از کلیشه خارج میکنیم.
آره حاج آقا، بذار بخوابن که دیگه وقتی برای خواب نیست.وقتی برای نشستن نیست. #بایدبرخاست.
#سفرنامه.
#حاجیبیزحمتبگوکولرکمکنهیخزدیم🥶
دیالوگ های شروع کننده تماس امروز:
_«تهران چطوره؟!»
_«ساکن شدی؟ راحتی؟»
_«نمونی محل اسکان ها..»
خیلی دوست داشتم در جواب همگی از هوای خوب و اسکان عالی بگویم.در عوض صدای همگی کِش می آمد وقتی متوجه میشدند هنوز در مسیررَفت هستم.
اتوبوس مشکل فنی پیدا کرده است.متوقف نشدیم. ولی بعد از ۱۵ساعت، هنوز مسیرِ معمولا ۱۰ساعته تمام نشده است.خودتان تصور کنید چه جسم سرحالی را به تهران میرسانیم.
کم غر نزدیم. یگانه نگران نرسیدن به حسین طاهری و میدان انقلاب است. خانمشین حسرت زده نرسیدن به جلسه عکاسان است.من نگرانِ کم آوردنم هستم.زمان، گنجِ این سفر است.حیف است هدر برود.
کم هم غلط کردن نگفتم.هی استغفار میکنم.با پای پیاده هم میفرستادی، میرفتیم. باورنکردنِ وداع یک طرف،ناباوریِ حضور یک طرف. دیشب به خانمسین میگفتم:«من اربعین نرفتم اما شبیه ترین سفرم به مشایه ست.»(((:
#سفرنامه.
#بایدبرخاست.
#اتوبوسخرابباشدنیتنه.
#خلاصهاینطوراستکهنرسیدیم.
#امیدوارمفقطجنازهامنرسه.
و بلااخره سلامی از تهرانِ شلوغِ عجیب. 🦦
#سفرنامه.
#بایدبرخاست.
#ساکخودمنیستولیمهماینکهعکسقشنگشد.
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک نفر میخواهد میلیونها ایرانی را تشییع کند.میخواهد یک نفری، میلیونها نفر را کنار هم تنها بگذارد.یک نفر میخواهد برود و یقه اندوهی عمیق را به دست ما بسپارد.
✍🏻مرتضی درخشان
#بایدبرخاست.
#سفرنامه.
این سیاهی جمعیت درمسیر بازگشت بود.جمعیتی مشابه درحال ورود به مصلی بود.ما تک به تک قطره بودیم. موج ساختیم. به دل ساحلِ غم زدیم. برگشتیم. موج بعد خیز برداشته است. خیزی به قدرتِ پنجه هایِ شیر.
#غمحماسهساز.
#بایدبرخاست.
#سفرنامه.
هدایت شده از علیرضا زادبر
این یک مراسم سنتی تشییع در مناسک شیعه نیست. فقها بسیاری در تاریخ با شکوه و عظمت تشییع شده اند. این یک رویداد تکراری نیست. تشییع امام شهید است. تنها ولی فقیه شهید عصر غیبت کبری که با جنگ به شهادت رسید. این بدرقه سیاسی است. قدرت آفرین است. بیعت با ولی فقیه و خلف صالح است. دوستان شاد و دشمن عصبانی میشود. خودتان را به تهران برسانید. باید نسبت به دهه ها مبارزه و مجاهدت و در نهایت شهادت خانوادگی این اَبرمرد تاریخ ایران ادای دین نمود.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که ثروتی به وسعت کل ایران در اختیارت بود اما نه خبری از کاخ بود و نه لباسهای نو و گرونقیمت و نه خودروها و جتها و قایقهای تفریحی.
.
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که یه عمر حبس در منزل و محل کارت بودی و خبری از مسافرت و تعطیلات با خانوادهت نبود چون دغدغهی ایران عزیزمون رو داشتی.
.
شاید تنها دیکتاتوری بودی که اغلب مردمت باید تو گوگل سرچ میکردن تا بتونن بگن چندتا بچه داشتی و اسم بچههات چی بوده و چیکاره بودن.
.
ظاهراً تنها دیکتاتوری بودی که نه خیابونی و نه مدرسهای و نه بیمارستان و فرودگاهی به اسم تو نبوده و با این کار مخالف بودی و اسکناسی با تصویر تو به چاپ نرسیده.
.
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که علیرغم محرومیتهای زیادِ قبل از انقلاب و شدیدترین تحریمهای بعد از انقلاب، سطح توقعات مردمت رو از وضعیت پدربزرگانمون که تا زمانِ به دنیا اومدنِ بچهی دوم-سومشون کنار پدرانشون همگی توی یه خونه زندگی میکردن و توی زمینهای کشاورزیِ خان و ارباب بیل میزدن و جذابترین وعدهی غذاییشون همون محصولات کشاورزیِ خودشون بوده، رسوندی به «چرا منِ جوون ایرانی نباید بتونم برای خودم ماشین و خونه و پسانداز و بیمه و بیزینس مستقل و پولساز داشته باشم؟»
.
علیرغم این محرومیتها و تحریمها، از «کاش یه ماشینی از روستامون رد بشه تا من بتونم بچهمو ببرم به یه دکتر تو شهر نشون بدم» رسوندی به «حق مردم ما این نیست که پارکینگ خونههاشون چندتا چندتا پر بشه از ماشینای ایرانی و چینی؛ چرا ما نباید فورد و شورلت و بنز سوار شیم؟!».
.
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که چندین بار به خاک کشورت تجاوز شد اما نه خبری از فرارِ همراه با چمدونهای پر از طلا و جواهرات و دلار بود و نه به پناهگاههایی در عمق زمین رفتی و نه از خاک کشورت وجبی به دشمن دادی و در نهایت در دفتر کارت که همون خونهی آجریِ محقر و سادهت بود، توسط پلیدترینهای عصر خودت، به شهادت رسیدی.
.
ظاهراً تنها دیکتاتوری بودی که مرجع تقلیدِ میلیونها آدم مثل من بودی و میتونستی با صدور یه حکم جهاد، همهمون رو تبدیل به سپر انسانی بکنی برای خودت اما هیچوقت از این امکان استفاده نکردی تا دیکتاتوریت رو زنده نگه داری!
.
شاید تنها دیکتاتوری بودی که وقتی یه عده از مردم عادی به مراکز نظامی و انتظامی و دولتی و عمومی حمله کردن تا حکومت رو ساقط کنن اما چه توسط تروریستها و چه توسط نیروهای امنیتی کشته شدن، شهید به حساب آوردی و معتقد بودی اونها به واسطهی فتنهی دشمن، جونشون رو از دست دادن و حسابشون رو از تروریستها و مزدورهای دشمن جدا کردی در حالی که در دموکراتترین کشورها هم همچین عملی در حکم خیانت به وطنه و مورد احترام نیست.
.
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که توان ساخت بمب هستهای رو داشتی تا بقای دیکتاتوریت رو تضمین کنی اما ساختش رو حرام اعلام کردی چون معتقد بودی سلاح هستهای یک سلاحِ کشتار جمعی و غیرانسانیه و تمرکز روی موشکهای نقطهزنی کردی که فقط به مقر متجاوزان اصابت بکنه و نه مردم عادی.
.
احتمالاً تنها دیکتاتوری بودی که دفاع از مردم مظلوم دنیا از جمله فلسطین و مبارزه با مستکبرین دنیا رو مهمتر از حفظ دیکتاتوریت میدونستی و این کار رو ترجیح میدادی به همهی شهوتها و هوسهای مختلفی که برای یک دیکتاتور مهمه.
.
تو و امامت خمینیِ کبیر، درهایی رو برامون آنلاک کردید که ما رعیتها رو طوری از گذشتهی تاریکمون عبور داد که به سختی به یادمون میآد چی بودیم و چی شدیم...
دل من برای دیکتاتوری مثل تو قراره حسابی تنگ بشه...
.
از توییتر محمد اصغری