هدایت شده از 11:11
نامهای از معشوق
عزیزترینم،
نمیدونم چطور باید جوابت رو بدم که حق این حسهایی که توصیف کردی رو ادا کنم. اما یه چیزی رو با اطمینان میدونم—اگه این یه آتشه، پس بذار بسوزه. بذار روشنیاش، گرمایش، حتی سوزشش، همهش واقعی باشه. چون وقتی کنارمی، هیچچیز ساختگی نیست. میگی یه چرتکه داره حساب میکنه که نکنه زیادی خوشحال باشی، ولی اگه اینطور باشه، پس بذار بگم: خوشحالیِ تو، حسابوکتاببردار نیست. چیزی نیست که کسی بتونه محدودش کنه، حتی ترسهای خودت. این لحظهها، این حسها، حتی اگه یه بازی شیمیایی باشن، باز هم چیزی رو عوض نمیکنه. چون من این بازی رو انتخاب میکنم، بارها و بارها، با تمام واقعیت و توهمش، با تمام بالا و پایینش، با تمام ناشناختههایی که تو مغزت منتظرن وقتشون برسه.
تو میگی شاید علم هیچوقت نتونه توضیح بده که واقعاً چی داره اتفاق میافته، و من میگم که شاید اصلاً نیازی به توضیح نباشه. مهم نیست که اسمش رو عشق بذاریم یا یه واکنش عصبی، مهم اینه که وقتی نیستی، جای خالیت یه حقیقت غیرقابلانکاره. و وقتی هستی، چیزی توی من کامل میشه، حتی اگه نتونم بگم دقیقاً چی.
پس اگه این یه اعتیاده، اگه این یه توهم خوشرنگه، بذار باشه. بذار تو رو همونطور که هستی، با تمام ناشناختههات، با تمام حسهایی که نمیشه توی یه معادله جا داد، دوست داشته باشم. چون منطق هرچی که بگه، دلم یه چیز دیگه میگه. و من دلم رو بیشتر باور دارم.
از طرف کسی که از این آتیش نمیترسه.
طول رابطه: ۱۱ سال
For - https://eitaa.com/Amireuxxxx