یکشنبه 5 مهر؟
دراماهای آب اوردن واسه موسوی، همتون زشتین، من صف ندارم ما هم فرار میکنیم، رنگ قرآن دوستامونو معرفی کردیم و چیزی دیدیم که زندگیمون به قبل وبعدش تقسیم شد، از اونور با ذذی بوقلمون کچل کردیم، تراپیست بازی با نوتا و سیلکییی، زیپ آروشا صدای گوز میده🗣
دوشنبه 6 مهر؟
دو زنگ زیست، منکهمیدونمشادیپیشهپانیکردهبوددرسهرو، فیزیک که کلاسمون توی دلقک ترین حالتش بود و خوش گذشت، زنگ تفریحش salvatore لانا دل ری با گیتار آنیتا، پیام ها با بهمئییییییییی و تلف کردن زمان کلاس چون همیشه رو بهمئی جواب میده، رفتیم دندونپزشکی، بعدم به بقیه پچه های کلاس مثل عقبمونده ها شروع کردیم ریاضی خوندن🤣(هفت تقسیم بر هفت میشه صفر)
امروز؟
زنگ اول معلم نداشتیم، ریمل اسنس، لیپ گلاسِ آروشا، کلی محتوای داف و مامی گونه🗣، شیده و آنیتا و دوغ و بقیه بچه ها اون گوشهی کلاس غیبت کردیم، پخت و پز سر زنگ زبان چون عقده مونده بود به دلم که برینم به فتحی، تیچر جدید کلاس😱😱😱😱،زنگ تفریح کتاب خوندن با محیا، شیپ کردن حلال احمریا، حرف زدن راجب کتاب با آنیتا و آیلا و نوتا، "شیر تو شیر"، النا شعر سعدی خونددد، ستاره کاغذی ستاره کاغذی ستاره کاغذی، اتحاد با هفت3،مف میکنم روت میکنم توت🗣، کلاهخودِ کویین آرامیوس، نشان هشت چهار هایلایتر نارنجی، فیزیک با سیاحح
چون که اگه اینارو نمیذاشتم یادم میرفتن بعدا هم نمیتونیتم توی diariesم بنویسمشون(کاش خودشون نوشته میشدن ولی خب😭)
هدایت شده از Error 405🃏
زیر دوربینی که احتمال زیاد صدا هم میگیره اعتراف به کارای غیر قانونی و گوشی در آوردن و لوازم آرایش و …