خب چیزه
دیروز صبح رفتم حموم بعد شوالیه و شاپرک، ناهار استانبولی بود، رفتیم دزفول، با خاله ها و مامان کلی غیبت کردیم،گوشواره ها و دئودورانت مال من نیستن🗣،آبرو ریزی های رندومِ هستی، شب هم ساعت 2 نسکافه با خاله ها(مامان رفت لالا کنهه)، بحث شغل و اینا،عادت های عجیب غریب من وقتی بچه بودم، بعدم پادکست آنگلا مرکل چنل بی، قصه الیس در سرزمین عجایب، تا ساعت 3 بیدار بودم