هدایت شده از دَرمیانِهَیآهو؛
امروز زنگ آخر که صارمی رفت بیرون داشتم اسلاید باب اسفنجی با عینک/باب اسفنجی بی عینک ، پاتریک با عینک/پاتریک بی عینک رو برای دانش آموزان عزیز توضیح میدادم اما یه بنده خدایی که فازشو داره جلوی فراگیری علم و دانشو گرفت 😔
امروز؟
فرار از صف با آروشا و وانیا و آرام و ناظری، گوز شدن، 2 زنگ زیست، ازم پرسید، زنگ ورزش مربی بهداشت اومد، حمالی واسه بهلولی، اون شیر پاکتیه که دودول داشت،اون بیلبیلک ورزشیه و هفتمیا، بهلولی نامه نوشت که بهمئی نپرسه، بچه ها ارائه داشتن، ناهار عدسی بود، قرار بود تا 4 بخوابم ولی تا 6 خوابیدم، حموم،شامپو بدنِ نارگیلی، فیزیک، ریاضی، 54 دقیقه حرف زدن با آرتمیس بعد از یه تایم طولاننییی
هدایت شده از Error 405🃏
امروز واقعا خوش گذشت
زنگ اول: امتحان عربی کنسل شد( سر کلاس شریفی موشک درست کردن و پرت کردن واقعا کیف میده )
دوم: جشن کلاسی بزرگداشت حافظ داشتیم. بچه ها واقعا عالی بودن و همه همکاری کردن. نوازندگی و مجری و فیلمبرداری و دیجی و همراهی مجری و … ( رحیمی و واثقی هم اومدن منم شعر حافظ خوندم )
سوم: بجا موسوی، واثقی اومد ( بیست دقیقه ی زنگ تفریح بعدش هم داشتیم حرف میزدیم باهاش😂. ورود بچه های کلاسای دیگه هم به کلاسمون عالی بود چون نمیدونستن واثقی تو کلاسه )
چهارم: پرسش فارسی نداشتیم و مشاعره داشتیم ( دو تا جاسفرند جلوییم و جریان گوسفند و هایلایتر اکلیلی محیا و شباهت محیا به یحیی( تلفظی )
هدایت شده از زندگی به سبک پیتر پارکر.
کلاس زبان نروید و سلامت روان داشته باشید