پرسید چه شده؟ گفتم این روزها از همه چیز خستهام. گفت باید صبر داشته باشی. گفتم از صبر کردن بیشتر از همه چی خستهام.
حالش همیشه بهاری بود ،
یه لحظه آفتابی بود یه لحظه بارونی ، یهو طوفان میشد کلا همه چیو میزد بهم ، چند ثانیه بعدش جوری آروم بود که هیچکی نمیفهمید چی تو دلش میگذره .
نفس کشیدم،تا به خود بفهمانم گاهی مردن به این نیست که دگر نتوانی نفس کشید؛
218.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من از آدما متنفر بودن رو بلد نیستم
بی احساس بودن رو از کسی یاد گرفتم که روزی قشنگترین احساس هارو بهش داشتم.😶
میدونید:
کنار گذاشتن با قهر کردن خیلی فرق میکنه
مثلا خودم خیلیا رو کنار گذاشتم ولی با هاشون قهر نیستم!"