آدما خیلی دیر میرسن ، خیلی دیر محبت میکنم ، خیلی دیر میفهمنت ، خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا بین ِهمین فاصله هاست که از چشمت میوفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی .
بعد از ظهرای پاییز، مثل علافها میخوابم و مثل مریضا از خواب بیدار میشم.
خاطرات کسانی که دوستشان داری، هرگز ناپدید
نمیشوند. تا زمانی که زندهای، قــلبت را گرم نگه
می دارند