eitaa logo
CogniPlus - کاگنی پلاس
314 دنبال‌کننده
315 عکس
61 ویدیو
16 فایل
کاگنی پلاس میخواهد ساختارها و فرآیندهای آسیب دیده و مرتبط با علوم شناختی را ترمیم کند! ارتباط با ادمین: @CogniPlusAdmin کانال تلگرام: https://t.me/CogniPlus
مشاهده در ایتا
دانلود
یک استراحت 5 دقیقه ای ذهن شما را رفرش می‌کند!🧠🔄 📌در مطالعه‌ای که در دانشگاه سیدنی انجام شد ۷۲ دانشجو ابتدا یک پیش‌آزمون سخت ریاضی را انجام دادند تا منابع توجه‌شان تحلیل برود. این بخش از آزمایش حدود 20 دقیقه برای هر فرد طول می‌کشید. 📌دانشجویان گروه کنترل (بدون استراحت) بعد از انجام تکلیف مستقیماً به مطالعه یک درس کوتاه در مورد چگونگی ضرب ذهنی دو عدد دو رقمی (مثلاً 34 در 67) ادامه دادند. گروه دوم یک استراحت پنج دقیقه‌ای بدون ساختار داشتند، منظور از بدون ساختار بودن استراحت، انجام کار متفاوت و یا حتی هیچ کاری نکردن و استراحت دادن به مغز است این مورد شامل استفاده از ابزارهای دیجیتال و یا استفاده از فضای مجازی نمی‌شد. گروه سوم هم یک ویدیو از پیاده روی در جنگل های بارانی استرالیا را به صورت اول شخص به مدت 5 دقیقه دقیقه تماشا کردند. این مطالعه این ویدئو را «استراحت مبتنی بر طبیعت» نامیده است. 📌در مرحله نهایی آزمایش، دانشجویان یک آزمون حل مسئله 20 سوالی را تکمیل کردند تا مشخص شود چقدر می توانند از استراتژی‌های ریاضیات ذهنی استفاده کنند. 🎯با مقایسه نتایج در بین سه گروه، دانشجویان گروه استراحت بدون ساختار متوسط سطوح بالاتری از هدایت‌شده را نسبت به گروه کنترل بدون استراحت گزارش کردند. در آزمون حل مسئله، هم گروه استراحت بدون ساختار و هم گروه استراحت مبتنی بر طبیعت از گروه کنترل بهتر عمل کردند. ❗️اگرچه گروه استراحت مبتنی بر طبیعت به طور متوسط مشکلات بیشتری را نسبت به گروه استراحت بدون ساختار حل کرد (60٪ در مقابل 53٪ صحیح)، تفاوت بین دو گروه استراحت از نظر آماری معنی دار نبود. در نتیجه می توان گفت 5 دقیقه استراحت بعد از حدود 20 تا 25 دقیقه کار می تواند توجه شما به کارتان را برگرداند و عملکرد شما را بهبود ببخشد. @CogniPlus
نقش ناحیه پس‌سری در جهت‌یابی پژواکی 🔊🧠 📌یک مطالعه تازه بررسی می‌کند که آیا ناحیه پس سری (OPA)، ناحیه‌ای از مغز که با جهت‌یابی بصری مرتبط است، در جهت‌یابی هدایت‌شده توسط اکو-آکوستیک (پژواکی) در افراد نابینا که از اکولوکاسیون استفاده می‌کنند نقش دارد. 📌در این مطالعه از fMRI برای اندازه‌گیری فعالیت مغز در متخصصان پژواک، گروه کنترل‌ نابینا و گروه کنترل‌ بینا استفاده شد. نتایج نشان داد که OPA کارشناسان پژواک در هنگام گوش دادن به صداهای مسیر منسجم در مقایسه با صداهای درهم، فعال‌تر بودند، که نشان می‌دهد این ناحیه مغز می‌تواند برای جهت‌یابی غیربصری به کار گرفته شود. این مطالعه همچنین نشان داد که کارشناسان پژواک از قشر بینایی اولیه برای پردازش اطلاعات صوتی پژواکی استفاده کردند. این مطالعه روشن می‌کند که مغز انسان به‌طور انعطاف‌پذیر بر اساس وظیفه سازماندهی می‌شود تا با مدالیته‌های خاص. @CogniPlus
چرا گاهی دروغ را بر راست ترجیح می‌دهیم؟🤷‍♀️🪀 📌پژوهش‌ها نشان می‌دهند اطلاعات نادرست بر ذهن انسان تاثیر مداوم و مستمر دارند. به عبارت دیگر، مردم، حتی زمانی که از نادرستی اطلاعات خود آگاه باشند، همچنان از آن‌ها استفاده می‌کنند. اگرچه به صراحت مشخص شود که برخی اطلاعات نادرست هستند، باز هم پس از انتشار می‌توانند در حافظه، پایدار بمانند و قضاوت‌های افراد را تحت تاثیر قرار دهند. 📌حتی زمانی که قبل از گوش دادن به یک داستان صریحاً درباره درست یا نادرست بودن آن به افراد هشدار داده شود باز هم اطلاعات نادرست تاثیر خود را دارند. به همین دلیل، محققان پیشنهاد می‌کنند همیشه بهتر است در صورت امکان به جای تصحیح اطلاعات نادرست، از انتشار آن جلوگیری شود. 📌تأثیر اطلاعات نادرست ظاهراً در خدمت حفظ باورهای موجود است. ما اطلاعات نادرست را بیشتر باور می‌کنیم؛ چون باورهایمان را تایید می‌کنند. 📌در یک آزمایش، فیلم دستگیری فردی توسط پلیس را به شرکت کنندگان نشان دادند و از آن‌ها خواستند گزارشی را که توسط افسر دستگیر کننده نوشته شده بود و با فیلم همخوانی نداشت بخوانند. 📌هنگامی که از شرکت‌کنندگان درباره آنچه در این فیلم دیدند سؤال شد، آن‌هایی که طرفدار پلیس بودند، گزارش افسر را، بر خلاف آنچه دیدند، باور کردند و مظنون را در حالی که چاقو حمل می‌کرد به یاد آوردند (در حالی که فیلم چنین چیزی را نشان نمی‌داد). از طرف دیگر، افرادی که طرفدار پلیس نبودند چنین اشتباهی را در یادآوری مرتکب نشدند. 📌در نتیجه، حتی در چنین موقعیت‌هایی، عدم توجه به نشانه‌های خاص می‌تواند باعث نقص حافظه شود که با موضع شخص در مورد یک موضوع سازگار است. منبع: Proceedings of the ACM on Human-Computer Interaction @CogniPlus
حالت "ذخیره باتری" مغز!🪫🧠 📌وقتی شارژ تلفن‌ و رایانه‌ ما تمام می‌شود، صفحه‌های درخشان آن‌ها تاریک می‌شود و به نوعی مرگ دیجیتالی می‌میرند. اما برای صرفه جویی در مصرف انرژی، قبل از تمام شدن کامل باتری وارد یک حالت کم مصرف می‌شوند، و عملیات مصرفی را کاهش می دهند تا فرآیندهای اصلی را تا زمانی که باتری ها مجدد شارژ شوند ادامه دهند. 📌مغز ما ساز و کار مشابهی دارد. فعالیت سلول های مغز در درجه اول به دریافت ثابت قند گلوکز بستگی دارد، که آنها را به آدنوزین تری فسفات (ATP) تبدیل می کنند تا بتوانند انرژی لازم برای پردازش اطلاعات را تامین کنند. وقتی کمی گرسنه هستیم، مغز ما معمولاً میزان مصرف انرژی خود را تغییر نمی دهد. اما با توجه به اینکه انسان‌ها و سایر حیوانات از لحاظ تاریخی با تهدید دوره‌های طولانی گرسنگی، گاهی اوقات فصلی، مواجه بوده‌اند، دانشمندان به این فکر کرده‌اند که آیا مغز ممکن است حالت کم‌توان خود را برای مواقع اضطراری داشته باشد؟ 📌حالا، در مقاله‌ای که در ماه ژانویه در Neuron منتشر شد، دانشمندان علوم اعصاب یک استراتژی صرفه‌جویی در انرژی را در سیستم‌های بینایی موش‌ها را کشف کردند. آنها دریافتند که وقتی موش‌ها هفته‌ها از غذای کافی محروم می‌شوند - به اندازه‌ای که 15 تا 20 درصد از وزن سالم معمولی خود را از دست بدهند - نورون‌های قشر بینایی مقدار ATP مورد استفاده در سیناپس‌هایشان را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهند. (29 درصد) 📌اما این حالت جدید پردازش با هزینه ای برای درک همراه بود: این روش به نحوه دیدن جزئیات جهان توسط موش ها آسیب زد. از آنجایی که نورون‌ها در حالت کم مصرف سیگنال‌های بصری را با دقت کمتری پردازش می‌کنند، موش‌های دچار محرومیت در یک تکلیف بصری چالش‌برانگیز عملکرد بدتری داشتند. 📌این مطالعه جدید مورد توجه و ستایش گسترده دانشمندان علوم اعصاب قرار گرفته است، از جمله آنهایی که فرآیندهای حسی و شناختی غیرمرتبط با بینایی را مطالعه می کنند که می تواند به طور مشابه با محرومیت از انرژی تغییر کند. این می تواند پیامدهای مهمی برای درک اینکه چگونه سوءتغذیه یا حتی برخی از اشکال رژیم غذایی ممکن است بر درک مردم از جهان تأثیر بگذارد، داشته باشد. همچنین سوالاتی را در مورد استفاده گسترده از محدودیت غذایی برای ایجاد انگیزه در حیوانات در مطالعات علوم اعصاب ایجاد می‌کند، و این احتمال وجود دارد که درک محققان از ادراک و رفتار توسط مطالعات روی نورون‌ها در حالت غیربهینه و کم‌توان تحریف شده باشد. منبع: Quanta Magazine @CogniPlus
از چه خبر؟👁💡🧠 🤖ربات ها در آینده باهم تیم خواهند شد؛ آیا ما هم با آنها تیم تشکیل میدهیم؟ 🌐کشور: آلمان 🇩🇪 📆بازه زمانی گرنت: 2023-2025 💶مبلغ: 173847,36 یورو 🔍شناسه دیجیتال گرنت 📌ظهور عصر دیجیتال با افزایش تعامل انسان با ربات ها همراه بوده است.با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا مردم با روبات‌های انسان‌نما به عنوان شرکای اجتماعی تعامل خواهند داشت یا از آنها به عنوان ابزار صرف استفاده می‌کنند؟NeuroMarkerHRI به دنبال شناسایی نشانگرهای عصبی فعال سازی مکانیسم های شناختی اجتماعی با ربات ها است. این نشانگر ها با استفاده از یادگیری ماشین از فرآیند های همودینامیکی عصبی به دست خواهد آمد. این مطالعات مشخص می‌کند که انسانها رفتار یک ربات انسان‌نما را در چه شرایطی به شکل یک تعامل اجتماعی تفسیر میکند؟( با استفاده از مکانیسم‌های شناختی اجتماعی (به عنوان مثال، سیستم عصبی آینه‌ای، نظریه ذهن) یا حوزه کلی (مانند توجه، کنترل شناختی) تفسیر می‌کند). 📌این پروژه روش‌های علوم اعصاب شناختی، پیشرفت‌های رباتیک و تکنیک‌های پیشرفته‌ی یادگیری ماشین را ادغام می‌کند تا ابزاری قابل اعتماد برای طراحان اندازه گیری تأثیر رفتار ربات بر روی کاربران ارائه دهد و توسعه و بهبود همکاری کارآمد انسان و ربات را تقویت کند. پروژه فعلی به توسعه فناوری انسان محور کمک می کند و به انتقال دیجیتال در اروپا کمک می کند و امکان باز کردن پتانسیل همکاری اجتماعی، صنعتی و تجاری انسان و ربات را فراهم می کند. @CogniPlus
بازی و هویت ملی 🇮🇷 📌همانطور که در "آزمایش غار" مرور شد، صرف گروه بندی و تعامل در یک گروه از افراد و پذیرش عضویت گروهی میتواند هویت ساز باشد و رفتار ما را با دیگران و برون گروه تحت تاثیر قرار دهد. پس محیط هایی که امکان تعامل و گروه بندی را داشته باشند باید برای ساخت هویت جدی گرفته شوند زیرا همین اصول ساده میتواند مبنای تحلیل و طراحی از منظر هویت قرار بگیرد. 📌برای مثال در مقاله"هویت ملی در بازی‌های ویدیویی تاریخی: تحلیلی از چگونگی نمایش Civilization V از گذشته" نقش یک بازی تاریخی در ساخت هویت ملی پرداخته شده است. اینکه چطور علی رغم تنوع کشورها بازی تمدن 5 با در اختیار گذاشتن گزینه هایی خاص و ارائه روایت تاریخی مبتنی بر دولت-ملت ها، میتواند مفهوم مرز و هویت ملی را برجسته کند. از طرفی بازیکن ها در نقش تمدنهایی خاص میتوانند بازی کنند و این وضعیت بر هویت آنها تاثیرگذار است. @CogniPlus
سایت Aixploria یک کتابخانه تخصصی هوش مصنوعی است که به شما امکان می دهد بهترین هوش مصنوعی‌های موجود را پیدا کنید. دسته‌بندی کاربردی سایت هم خیلی راهگشاست، حتما سری به این سایت بزنید. @CogniPlus
رسانه‌ای که می‌تواند عصای پیری باشد 📱👨‍🦳 ⭐️برای ما، انسان‌ها، اجتماعی بودن مهم است. تنهایی و انزوای اجتماعی بر سلامت تاثیر منفی دارد؛ به‌ویژه برای افرادی که در سنین سالخوردگی هستند. شاید قابل توجه باشد که تعاملات اجتماعی و توانایی شناختی مخصوصا در سنین بالا کاملا به هم مرتبط هستند. برای مثال، پژوهش‌ها نشان می‌دهند تنهایی و انزوای اجتماعی می‌تواند باعث زوال شناختی در افراد بالای 65 سال باشد. ⭐️فراوانی تعاملات حمایتی با دیگران، از شروع زوال عقل و اختلالات شناختی محافظت می کند. علاوه بر این، تعامل اجتماعی به افراد مسن کمک می کند تا بر تغییرات حافظه مرتبط با سن غلبه کنند. ⭐️در این میان های اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در حفظ تعامل اجتماعی برای افراد در تمام سنین و به ویژه برای افراد مسن ایفا کنند. از آنجایی که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، مانند فیس‌بوک و توییتر، ارتباط اجتماعی را تقویت می‌کنند، می‌توانند سازوکار‌های در دسترس و نسبتاً کم‌هزینه‌ای را برای افزایش ارتباطات اجتماعی و در نتیجه کیفیت زندگی در سنین بالاتر ارائه دهند. این پلتفرم‌ها ارتباطات اجتماعی را تقویت و باعث می‌شوند افراد تنها حمایت اجتماعی بیشتری کسب کنند. ⭐️همچنین همین که افراد سالخورده یاد می‌گیرند با فناوری تعامل داشته باشند، می‌تواند باعث بهبود در عملکرد اجرایی، مانند حافظه اپیزودیک و سرعت پردازش، شود که در نهایت برای سلامت شناختی مفید است. ⭐️این‌ها تنها چند مورد از مزیت‌های استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای سالخوردگان بود. موارد بیشتر را می‌توانید در مقاله زیر مشاهده کنید: Cognitive Effects of Social Media Use: A Case of Older Adults @CogniPlus
اندازه مردمک توسط اورکسین تنظیم می شود، نه هورمون های استرس!👁🏎 👁محققان کشف کرده اند که انتقال دهنده عصبی اورکسین، نه هورمون استرس نورآدرنالین به تنهایی، اندازه مردمک را تنظیم می کند که باورهای علمی قدیمی را به چالش می کشد. نورون های اورکسین هم بر اندازه مردمک در پاسخ به حالات عاطفی و فشارهای ذهنی تأثیر می گذارند، نه فقط قرار گرفتن در معرض نور. 👁این یافته ها فعالیت اورکسین را به چندین بیماری عصبی از جمله آلزایمر، نارکولپسی، سکته مغزی و سندرم پرادر ویلی مرتبط می کند و راه های تشخیصی جدیدی را ارائه می دهد. این تحقیق همچنین ممکن است درک ما از آگاهی و تنظیم توجه را روشن کند. منبع: Nature Neuroscience @CogniPlus
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به چت جی پی تی چطور آموزش داده شد؟ 😂 👀ترانسفورمرهای از پیش آموزش‌دیده مولد (Generative Pre-trained Transformers)، که معمولاً به عنوان GPT شناخته می‌شوند، خانواده‌ای از مدل‌های شبکه عصبی هستند که از معماری ترانسفورماتور استفاده می‌کنند و یک پیشرفت کلیدی در (AI) هستند که برنامه‌های هوش مصنوعی تولیدی مانند ChatGPT بر مبنای آن ساخته می‌شوند. 🎈مدل‌های GPT به توانایی ایجاد متن و محتوای شبیه انسان (تصاویر، موسیقی و موارد دیگر) و پاسخگویی به سؤالات را به صورت مکالمه برای برنامه‌ها فراهم می‌کنند. سازمان‌ها در سراسر صنایع از مدل‌های GPT و هوش مصنوعی مولد برای ربات‌های پرسش و پاسخ، خلاصه‌سازی متن، تولید محتوا و جستجو و... استفاده می‌کنند. @CogniPlus
دین و روانپزشکی: تحولات اخیر در پژوهش📿👩‍⚕️ 📌مقاله "دین و روانپزشکی: تحولات اخیر در پژوهش" به مرور مطالعات یک دهه اخیر درباره رابطه و پدیده های روان پزشکی مثبت و منفی می پردازد. این مقاله همچنین خلاصه ای از تاریخچه این مطالعات در قرن بیستم و ابتدای قرن 21 ارائه میدهد. 📌یافته جالب این مطالعه، تغییر نسبت دین و سلامت روان در طول یک قرن مطالعات روان شناسی است. (دین از تیم دشمن سلامت روان وارد تیم دوست شده است.) 📌این مقاله مدعی است در بیشتر قرن بیستم، مذهب به عنوان منبع روان رنجوری، تأثیر منفی بر سلامت روان در نظر گرفته می شد. چنین نگرش هایی نسبت به مذهب عمدتاً بر اساس نظرات متخصصان تأثیرگذار بهداشت روان بوده است، نه بر مشاهده سیستماتیک عینی افراد مبتلا به بیماری روانی و بدون آن (کونیگ مرجع کلیمن و لیو 2012) اما در دهه آخر قرن بیستم و دو دهه اول قرن بیست و یکم، یافته های تحقیقات کمی داستان متفاوتی را بیان می کند. هدف این مقاله مروری بر تحقیقات منتشر شده در 10 سال گذشته است که به بررسی رابطه بین مذهب و سلامت روان پرداخته است. 📌در رابطه با عوامل منفی در یافتند که دینداری در پیشگیری از خودکشی و اختلالات مصرف مواد مؤثرتر است. در پیشگیری از افسردگی، و احتمالاً اختلالات مربوط به تروما و اختلالات و ویژگی های شخصیت ضداجتماعی، نسبتاً مؤثر است. اما یافته ها برای سایر اختلالات شخصیت، اضطراب، اختلال دوقطبی و اختلالات روان پریشی مزمن مانند اسکیزوفرنی متفاوت است. و در رابطه با عوامل مثبت دریافتند که به طور کلی، تحقیقات اخیر تأثیر مثبتی را که مشارکت مذهبی در دوران جوانی و بزرگسالی بر ثبات زناشویی و خانواده، حمایت اجتماعی و بهزیستی روانشناختی، عوامل مؤثر بر تاب‌آوری سلامت روان، تأیید می‌کند. 📌جمع بندی نویسندگان هرچند نیازمند مطالعات بیشتری است اما تحقیقات اخیر زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد مشارکت مذهبی می‌تواند به عنوان منبعی باشد که سلامت روان و رفاه افراد را افزایش می‌دهد و می‌تواند از بروز اختلالات روانی جلوگیری کند یا به حل آنها سرعت بخشد ❔به نظر شما چه چیزی این تغییر را رقم زده است، روشهای دقیق تر ، تغییر قرائت از دین یا... ؟ @CogniPlus
🔹🔸 بر علم شناختی چه گذشت؟ 🔸🔹 📌بیش از 50 سال پیش، انقلاب شناختی با بیان اصول و اهدافی روشن، چشم انداز خیره‌کننده‌ی تأسیس یک علم میان رشته‌ای برای مطالعه‌ی مغز و ذهن را برای جامعه‌ی علمی ترسیم کرد. این علم یکپارچه قرار بود به سئوالاتی که صدها و بلکه هزاران سال بی‌پاسخ مانده، با استفاده از ظرفیت جدید و بی سابقه‌ای که در نتیجه‌ی کنارهم قرار گرفتن رشته‌های مختلف ظهور یافته بود، پاسخ دهد. 📌در این یادداشت قصد داریم با بررسی مقاله‌ی جنجالی دکتر نونیز که از اساتید برجسته‌ی دپارتمان علوم شناختی دانشگاه سن دیگو کالیفرنیا است، به این سئوال پاسخ دهیم که «علم شناختی تا چه اندازه در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده توسط بنیان‌گذاران خود موفق بوده است؟». مقاله‌ای که در سال 2019 در مجله‌ی معتبر نیچر منتشر شد و به واسطه‌ی اهمیت آن، واکنش‌های مختلفی را از سمت جامعه‌ی علم شناختی برانگیخت. 📌ادعای اصلی نونیز و همکارانش این است که پروژه‌ی علم شناختی در راه رسیدن به یک علم میان‌رشته‌ای، منسجم، یکپارچه و بالغ، شکست خورده است. آن‌ها برای پشتیبانی از این ادعای چالش برانگیز خود، دو استدلال اصلی برپایه شواهد علمی اقامه می‌کنند: 1. عدم توافق بر سر یک هسته‌ی سخت از نظریه‌های اصلی علم شناختی و به چالش کشیده شدن آن 2. عدم مشاهده‌ی الگوی مناسب در شاخص‌های علم‌سنجی 1️⃣ هسته سخت نظریه ♦️لاکاتوش معتقد است هر رشته یا برنامه تحقیقاتی موفقی باید هسته‌ی سخت یا اصولی اساسی داشته باشد که رد نمی‌شوند یا به طور جدی به چالش کشیده نمی‌شوند. این ویژگی‌های اصلی در علم شناخت عبارت بودند از: 1. شناخت بر پایه‌ی بازنمایی 2. ذهن به مثابه ابزاری برای محاسبه‌ ♦️اما رویکرد‌های جدیدی به شناخت عرضه شد که با زیر سئوال بردن ویژگی‌های اصلی ذکر شده، این انسجام و یکپارچگی به مراتب کمتر شد. به عنوان مثال، نظریه‌های ارتباط‌گرایی و پردازش توزیع‌شده موازی، درک ما از مفهوم بازنمایی را به شکل اساسی تغییر دادند؛ - شناخت موقعیت‌مند معتقد است شناخت بدون پس‌زمینه و زمینه امکان‌پذیر نخواهد بود - شناخت توزیع شده ادعا می‌کند که شناخت تنها در مغز و ذهن افراد قرار ندارد، بلکه در میان عامل‌ها و محیط توزیع شده است؛ - شناخت تجسم‌یافته استدلال می‌کند که شناخت ذاتاً براساس بدن و ویژگی‌های آن شکل می‌گیرد؛ - شناخت فعال در مجموع این ایده‌ی اساسی که بازنمایی‌های ذهنی برای درک شناخت ضروری هستند را رد می‌کند. 2️⃣ شاخص‌های علم سنجی 🔰نویسندگان مقاله برای بیان این استدلال به بررسی چهار مؤلفه‌ی مختلف می‌پردازد: 1. وابستگی علمی نویسندگان، 2. الگوی استناد علمی، 3. آموزش دکترای تخصصی و 4. برنامه‌ی درسی علوم شناختی در دانشگاه‌های آمریکای شمالی ▫️وابستگی علمی نویسندگان نونیز و همکاران با بررسی بیش از 1000 مقاله‌ی چاپ شده بعد از سال 2000 به بررسی وابستگی علمی نویسندگان پرداختند. محاسبات آن‌ها نشان می‌دهد که کمتر از 10% از نویسندگان وابستگی مستقیم به دانشکده‌ها یا برنامه‌های درسی علم شناختی داشتند. همراستا با پژوهش قبلی، روانشناسان بیش از 50% نویسندگان را شامل می‌شدند و در مقابل، انسان‌شناسان و فلاسفه عملاً در مجله غایب بودند و در مجموع 4% از کل وابستگی‌ها را نمایندگی می‌کردند. اما نکته‌ی عجیب‌تر اینکه وابستگی نویسندگان به علوم اعصاب کمتر از حد انتظار و حدود 7% بود. نویسندگان با وابستگی هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر نیز مشارکتی در حدود 8.5% داشتند. ▪️الگوی استناد نویسندگان با روش‌های آماری علم‌سنجی به بررسی محیط‌های استنادی در علم شناختی برای سال‌های 2000، 2007 و 2014 پرداختند. نتایج حاکی از این است که محیط استناد مجله فقدان کامل مجله‌های انسان‌شناسی و فلسفه، حضور ضعیف علوم اعصاب و بازنمایی بیش از حد مجله‌های روانشناسی را نشان می‌دهد. ▫️آموزش دکترای تخصصی برای اینکه یک حوزه‌ی علمی بالغ بتواند به صورت خودکفا عمل کند، زیرساخت پژوهشگران و اعضای هیأت علمی که قادر به آموزش نسل‌های آینده هستند، حیاتی است. اما چیزی که برای علم شناخت اتفاق افتاده بسیار متفاوت از چشم‌اندازهای اولیه است؛ تا سال 2018 تنها چهار دانشگاه (دانشگاه جان‌هاپکینز، موسسه پلی‌تکنیک رنسالر، دانشگاه سن دیگو و دانشگاه اروپای مرکزی در بوداپست) یک دانشکده تمام وقت با نام علم شناختی دارند و مدرک دکتری تخصصی علم شناختی ارائه می‌دهند. همچنین کمتر از 10% از اعضای هیأت علمی دکتری خود را به طور صریح در علم شناختی دریافت کرده‌اند. ادامه در پست بعد... @CogniPlus