هدایت شده از گربههای تریاکی[[Naia's No.1 Fan]]
همون اول یکی از این همکلاسیای سلطنت طلبم شروع کرد خوشحالی کردن بعد یهو وایساد
یکم فکر کرد و بعد گفت وایسا مامانم تهرانه
بهش گفتم حالا شادی کن واسه کشته شدن هموطنات
بهش برخورد بنده خدا