من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم
چشمه آرزو های من و تو جاری است
ابرهای دلمان پربارند کوه های ذهن و اندیشه ما پا برجا دشت های دلمان سبز و پر از چلچله ها روز ما گرم و شب از قصه دیرین لبریز من و تو می دانیم زندگی در گذر است همچو آواز قناری در باغ من و تو می دانیم زندگی آوازی است که به جان ها جاری است
زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است زندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و تو زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری زندگی یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندی زندگی خواب خوش کودک احساس من است