هفته پیش پنجشنبه رو نرفتم بچه ها گفتن اصلا کلاس ساعت دوم استادش خوب نبود خدا رحم کنه فردا رو
زندگی سخته ولی داره یه جوری پیش میره که نمیدونم چه جوری برا همین به این نتیجه رسیدم دست من نیست و من فقط باید کمتر حرص بخورم و بیخیال بشم
امروز وقتی از دانشگاه برگشتم دوساعتی خوابیدم و از وقتی بیدار شدم بدنم ضعف عجیبی داشت الانم که یکم بهتر شدم معدم یه جوریه انگار میخواد بیاد تو حلقم
مطمئن نیستم چشه و حالش ندارم
"ماوا"
کاملا قابل درکه و میفهمت خود من چه عصابی و چه حرصی خوردم برا شهریه این ترم دانشگاه بماند که یه عال
ولی عزیزدلم از منی که بیشتر نیشخورا فکری ها رو داشتم به تو بگم که
این درگیری و این حرص ها فقط حالت بد و از اون طرف از کیفیت تلاشت برای اینده و زندگی کم میکنه
و از طرفی میدونم که کمالگرای و نیشخورا فکری و....چیزی نیست که به سادگی حل بشه ولی اگه حل نشه زندگیت کاملا تحت شعاع خودش قرار میده
پس برا خودت و زندگیت و برای اینکه انشاالله انشاالله بتونی دراینده زحمت هاشون جبران کنی
برو سراغ حل کردنشه برو مشاور
کتاب بخون و.....