و حالا چهل روز گذشت...
چهل روز از اون سحر تلخ،سحری که هیچ کس فکرشم نمیکرد اما مردم با زبون روزه و چشمای اشک وار عکس آقا رو بالای سر گرفتند و رفتن دانشگاه تهران،میدونو خالی نکردن با اینکه یتیم شده بودن..،وایسادن چون پدرشون شهید شده بود🙃،
و تا ظهر بلکه بیشتر تو خیابونا و شعار انتقام انتقام تو گوش آسمون خوندن...!
پ.ن:راستش وقتی خبر شهادت سید حسن رسید همش با خودم میگفتم اگه آقا بره..،نه! آقا هیچیشون نمیشه نباید چیزیشون بشه!
ولی خب شد..
آقا شهید زندگی کرد و شهید شد و اسمشون تا ابد رو قلب های مردم ایران و مسلمونا عمیق حک شده و خواهد موند!
امروز؛چهل روز میگذره که مردم شب و روز تو خیابونا بودن،عزادار بودن ولی میدونو خالی نکردن،جوری پای کار موندن پای وطنشون با هر زبان و پوشش و عقیده ای موندن که چشم دشمنا کور و پاهاشون سست شد...!
و این همون تربیت سید علی هست و اینا هم فرزندان سید علی هستن و میمونن تا ابد انشاالله.
و در آخر..؛
آقا جان شهادتتون مبارک،ممنونتیم که برای همه ما مثل پدر تکیه گاه و استوار بودی و ماندی:)💔🖤
#بهوقتچهلمینروزبعدازشهادت
امیدوارم تو زندگیتون اگر به آدما اطمینان کردید همیشه به خودتون افتخار کنید که اطمینان کردم:)
کاش این شبا میشد مثل تمام مردم تو میدونا بودم ولی حیف که فقط میتونم خونه باشم و دعا کنم:)
من همان شب که وقت حلالیت بود پیام دادم و حلالیت گرفتم و بخشیدم هرچی بود و نبود..
تو آدم جدیدی شدی منم آدم جدیدی شدم و به پاس همین ناراحتی های قبل رو نمیشد کینه کرد،ادما عوض میشن..!
و خب خواستم بگم خوشحالم که بخشیدم و حلالیت گرفتم:)
#مخاطبدار
ولی امروز با تمام وجود ایمان آوردم که خوندن قرآن و دعا میتونه بیشتر از چیزی که تو ذهن آدم هست آروم کننده باشه..:))
خدایا مرسی که نذاشتی چیزی خراب بشه🙂✨
#موقعیت
فرق عشق و عادت تو اینه که اگه سر کاری عشق داشته باشی اون کار هربار یه جور ذوق زدت میکنه یه جور حالت باهاش خوب میشه،ولی اگه عادت باشه حست نسبت بهش یه نواخت میشه و اون کار میشه یه روزمرگی معمولی..
کارامونو با عشق بکنیم:))