من خودم بیشتر از چیزی که فکر کنی بهم میریزم ولی جدیدا جوری شده دیگه بهت نمیگم که اذیت نشی..!
با اینکه از خواب دیدن خوشم نمیاد،
ولی دیشب دعوای جالبی بود و خیلی خوب زدنت دلم خنک شد😂🚶♀
#موقعیت
کی فکرشو میکرد تا اینجا بعد از دویست شب بتونیم با این غم بزرگ دست و پنجه نرم کنیم؟
هنوز یاد اون صبح ده اسفند میوفتم میخوام هزار بار بمیرم ولی برنگردم به اون حال....💔🥲
نوشتنیها..!:)
کی فکرشو میکرد تا اینجا بعد از دویست شب بتونیم با این غم بزرگ دست و پنجه نرم کنیم؟ هنوز یاد اون صبح
تو عمرم به اندازه اون صبح صدای گریه نشنیده بودم..
تو هیچ ختمی سر هیچ خاکی...💔
نوشتنیها..!:)
تو عمرم به اندازه اون صبح صدای گریه نشنیده بودم.. تو هیچ ختمی سر هیچ خاکی...💔
شبش که تا سحر بیدار بودم و صداهای هلهله میومد و استرس اجازه خواب نمیداد...
و از امروز بنویسم؛
اول با گشتن تو بازار شروع شد و بعد شد زیارت شاه عبدالعظیم که واقعا آرامش دهنده بود،
و بعد از اینها بهشت زهرا و مزار شهدایی که خیلی وقت بود به دیدارشون نرفته بودیم و تمیز کردن حجله دوتن از شهدا و در آخر نماز جماعت بین مزار های شهدا:)))✨
حال عجیبی بود پر از آرامش پر از حال خوب پر از بغض و دلتنگی🙃🙂
بماند به یادگار از¹⁴⁰⁵/⁶/²⁶