eitaa logo
دل‍‌ن‍‌وی‍‌س‍‌|𝓓𝓮𝓵𝓝𝓮𝓿𝓲𝓼
10هزار دنبال‌کننده
222 عکس
79 ویدیو
0 فایل
「کیستم مَن؟! چِمیدانم ، نَپرس از من نِشان مرده ای ، لرزان درون اجتماع زندگان」 . ﹝شروعِ دوباره ی ما: 1404/6/10﹞ جهت ارتباط و تبلیغات : @PV_Aedan چنلِ دوممون : @Porofail_Mood .
مشاهده در ایتا
دانلود
ثروت پنهان حضرت سلیمان💰💰💰 گنجینه محرمانه ثروت شیخ بهایی👳🏻‍♂💯 آیات ثروت‌ساز الهی+ ۲۰ ذکر مهم برای رزق و برکت بیشتر توی زندگیت 💰💶 https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259 این دعا و ذکر سریع باید پاک کنیم❗️ https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259 تکنیک و ذکر ثروت خانوادگی👨‍👩‍👧‍👦😳 .
.❌ ⛔️ راز ثروت با سوره واقعه ⛔️ https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259 چطور مثل قدیمی ها ثروتمند بشیم؟💰 https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259 چطور با وسایل خونه ثروت جذب کنیم💸 https://eitaa.com/joinchat/1722352022Cbfec7e3259 .💢
من ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبون‌دراز و دخترِ یکی‌یک‌دونه‌ی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور می‌خواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر می‌کردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب می‌بردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c