من #آیماهم دختر خوشگل و سر زبونداری که کارمند بانک بودم و عاشق رئیسم "ادیب" شدم که دوست صمیمی برادرم بود. #ادیب مرد فوقالعاده جذابی بود و هردومون به هم علاقمند شدیم. ولی درست موقعی که قرار شد به هم برسیم بینمون جدایی افتاد. بقدری افسرده شدم که تک و تنها از کشور خارج شدم تا بلکه بتونم فراموشش کنم. چندسال بعد که برگشتم ایران تو فرودگاه اولین کسی که دیدم ادیب بود، کلی از حضورش تو فرودگاه جا خوردم و ته دلم خوشحال شدم ولی رفتارش بقدری سرد بود که دلم شکست. گفت کسی از خونوادهم نتونسته بیاد و مجبورم با اون برگردم خونه. تموم طول مسیرو طوری رفتار میکرد که لج منو دربیاره و نشون میداد که دیگه عشقی بهم نداره. داشتم از دستش روانی میشدم. امیدوار بودم بتونم دوباره دلشو بدست بیارم ولی یبار که اتفاقی کیف پولش از جیبش افتاد و برداشتمش چیزی توش دیدم که برق از سرم پرید و از حال رفتم...😭👇
https://eitaa.com/joinchat/3935635114Cd887f1b05f
تعبیرِ یه سری حرفا، فقط معنیِ کلمهها نیست
حسیه که پشتشون پنهونه.
گاهی یه جملهی ساده، هزار تا حرفِ نگفته
با خودش داره. برای همین
آدمها بیشتر از اینکه کلمهها رو یادشون بمونه
حسی رو که از اون حرفها گرفتن، هیچوقت فراموش نمیکنن
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓
∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
آدما روزی معنیِ حرفا و رفتاراشونو میفهمن
که با کسی از جنس خودشون رو به رو بشن...
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓
∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡