eitaa logo
دل‍‌ن‍‌وی‍‌س‍‌|𝓓𝓮𝓵𝓝𝓮𝓿𝓲𝓼
10هزار دنبال‌کننده
229 عکس
91 ویدیو
0 فایل
「کیستم مَن؟! چِمیدانم ، نَپرس از من نِشان مرده ای ، لرزان درون اجتماع زندگان」 . ﹝شروعِ دوباره ی ما: 1404/6/10﹞ جهت ارتباط و تبلیغات : @PV_Aedan چنلِ دوممون : @Porofail_Mood .
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ هر جا رو نــگاه میـکردی مــوهای منم اونـجـا بـود 😭 دیــگه داد هـمـه در اومـده بودتا اینکه یکی از دوستام🙋‍♀ وقتی مشکلم رو متوجه شد،یه کانال رو بهم مـعرفی کـرد کـه با شامپوهای دستساز خودش ریزش مو رو درمـان میــکنه 💁‍♀ الان دیگه هرکی منو می بینه میگه چکار کردی با موهات ❗️😍 میخوای بدونی چجوری، خودت بیا اینجا ببین👇👇😊 https://eitaa.com/joinchat/436470263Cbda50791f2
زمان: حجم: 297.4K
میخواستم برم کاشت انجام بدم😔 هر چی بگین انجام دادم جواب نمیداد🤦 خودم نمی‌خواستم استفاده کنم ولی خانومم سفارش داد و ...😍 بزن رو لینک زیر و بیا داخل کانال وپیام سنجاق شده کانال وببین👇👇 https://eitaa.com/joinchat/436470263Cbda50791f2
من بد نشدم، فقط فهمیدم دور و برم چخبره دیدم و فهمیدم هر کسی چقدر به فکر منه یا برام ارزش قائله یاد گرفتم به هر کسی چه اندازه بها بدم نگین فلانی بد شده، بگین چیکار کردم که یه آدم دیگه شده. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
شناختن بعضی‌ها درد داشت اما ارزش اینو داشت که دیگه ساده نباشیم. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
زندگیه دیگه، ما آدما یه عادتی داریم به اسم دلخوشی، دلخوشی داشتن قشنگه آرومه، مثلا دلخوش باشی به پنجره ی اتاقت یا اصلا دلخوش بشی به هوای اول صبح یا تاریکی و آرامش شب همه ی اینارو وقتی میتونی حس کنی که دلخوشیت یه نفر باشه. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
فقط میخوام یه راهی پیدا کنم تا بهت نزدیک تر شم. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
من ! عروس خونبسی که بواسطه قتلی که برادرم مرتکب شد محکوم به ازدواج اجباری با حمید پسر اون خدابیامرز شدم، ولی دوماد قبل عقد فراری شد و من موندم و سر و صدا و خشم خونواده‌ی مقتول. فکر کردم با رفتنش حتما ولم می‌کنن و دیگه مجبور به ازدواج نیستم اما با شنیدن حرفی که مادرش زد دنیا رو سرم خراب شد. _حالا که حمید فرار کرده محاله از خون حاجی بگذرم... یا قصاص می‌کنیم یا بجای حمید با سعید عقدش می‌کنیم. سعید یه پسر عقب افتاده بود که حتما بدشون نمی‌اومد تر و خشک کردنشو گردن یکی دیگه بندازن. داشتم پس می‌افتادم که رفتن سراغ سعید تا خبرش کنن... https://eitaa.com/joinchat/3686074045C1f93b21523 داستان جذاب هنگامه رو اینجا بخونید😍👆