eitaa logo
دفاع مقدس
408 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 دائم الوضو 🌷شهید صیاد شیرازی همیشه با وضو بود.تأکید می کرد که هر کاری را با وضو انجام بدهیم، چرا که در آن صورت چنین کاری باعث رضای حضرت حق است. 💦 هربار که وضوی خود را تازه می کرد با خنده می گفت: این وضوی تازه نماز خواندن دارد و آنگاه دو رکعت نماز حاجت به جا می آورد. 🌸🌼☘در برابر خداوند خاضع بود و بندگی می کرد و بزرگترین مشکلات را به راحتی پشت سر می گذاشت. 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال"دفاع ‌مقدس"بپیوندید
وقتۍفرمانده را مُکَبّر می‌بینم بیشتردل‌تنگ مردان بی‌ادعامی‌شوم همان فرمانده که مۍ‌گفت: «اگرکار براۍخداست،گفتن برای چه؟!» 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
💠رمضان در جبهه ▫️همیشه که روزه گرفتن‌ها با سفره سحر پر از میوه و سبزی و چای کم رنگ نیست، همیشه که برای افطار آش و حلیم داغ و زولبیا و بامیه جور نیست. 🔸سال‌ها پیش کنسرو سرد و نان خشک و لوازم جنگی می‌شد مثلا افطاری و سحری و لوازم آن. 🔹روزه‌هایی که صاحبانش گاهی به افطار نرسیده به آسمان می‌رفتند. روزه‌هایی با صدای خمپاره،موشک، تانک، بوی آتش، گرمای مرز و تشنگی و گرسنگی کشیدن به سبک مردا خدا. ▪️حال و هوای رمضان‌های جبهه اینطور بوده. خودشان هم می‌گویند از حال و هوای جبهه‌های رمضانی یا رمضان‌های جبهه‌ای. همانهایی که هشت سالی در جبهه روزه بودند. 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
🌸☘🌼 قدر مجموعۀ گل 🌺🍀🌷 مرغ سحر داند و بس... 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️نیروهای متجاوز ایرانی‼️ 🎥 فیلم دیده‌نشده از تلویزیون عراق هنگاه اشغال خرمشهر 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
🌼بیا در خدا خویش را گم کنیم 🌷به رسم شهیدان تکلم کنیم 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
💠 قهرمانان دفاع مقدس 🌷عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست 🌴راه گم کردن درین ره رهنمای دیگرست 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
تپش قلب من امروز فقط یاد شماست کاش هر صبح به رنگ رخ تان صبح شود 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
455.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال: "دفاع مقدس" @Defa_Moqaddas 💠 نگاهی به رویدادهای 8 سال جنگ تحمیلی 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ 🔹ایتا: http://eitaa.com/Defa_Moqaddas 🔸سروش: http://sapp.ir/Defa_Moqaddas
🌷شهدای رمضان🌷 💠 افطار، مهمان خدا❗️ 🔹از گله هایش آن بود که؛ مادر جان! ما کجا و شهادت کجا! شما دعا کنید من شهید بشوم در عوض من هم قول می دهم اولین نفری که دستش را بگیرم و ببرم بهشت شما باشید. 🔸 زمانی که رفت جبهه، ماه رمضان بود. سحری خورد و راهی خط مقدم شد. دمدمای غروب یک روز از رمضان که برای گرفتن وضو آماده می شد ناگهان سوت خمپاره ای وضویش را ناتمام گذاشت و ترکشی او را با زبان روزه بشارت بهشت داد؛ تا در آن دنیا هم وضویش را کامل کند و هم افطار مهمان خدا باشد. ▪️ 24 روز بعد از پرواز او به سوی آسمان، برادرش نیز درست مثل او با زبان روزه توسط منافقین ضد خلق شربت شهادت نوشید🌷 ─ یاد برادران شهید «محمدسعید و محمدحمید صفریان» به خیر باد 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
💠 دوران دفاع مقدس 🌹 شهید غلامرضا زعفری 🔹 نیروی لشکر 10 سیدالشهدا علیه السلام 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅ به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید خاطره‌ای از شهید زعفری👇👇👇
💠 به خاطر امام حلال کردم! 🌹خاطره‌ای ازشهید غلامرضا زعفری 🔸در جبهه عکس امام همیشه همراه ما بود. یادم می‌آید پیش از عملیات «خیبر» عکس امام را داخل بسته‌های نایلونی پرس کرده بودند که می‌شد داخل جای دکمه روی پیرهن نصب کرد و تقریبا اکثر به اتفاق رزمنده‌ها عکس امام روی سینه‌هایشان بود. یکی از این رزمندگان که تصویر امام روی پیرهنش نصب شده بود شهید غلامرضا زعفری است. 🌷شهید غلامرضا زعفری خاطره‌ای شنیدی از به همراه داشتن عکس امام داشت. او تعریف می‌کرد: «حین عملیات خیبر با تعدای از بچه‌های اطلاعات عملیات لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع) برای شناسایی مواضع دشمن رفتیم. در حین برگشتن از شناسایی، دشمن متوجه شد و آتیش سنگینی روی ما ریخت. به طوری که مجبور شدیم از هم جدا بشیم. در مسیر برگشت یک گلوله «کاتیوشا» نزدیکم خورد و هر چی گل و لای بود روی سر و صورتم ریخت. تمام هیکلم گِلی شده بود و از طرفی هم از شدت موج انفجار دیگه نمی‌توانستم به درستی حرف بزنم. 🔹هر طوری بود مسیر را پیدا کردم و به نزدیکی خط پدافندی خودمان رسیدم. قبل از رفتن اسم رمز را گفته بودند اما من که قادر نبودم با این لکنت زبان اسم رمز را به زبان بیاورم. هرچی نگهبان خط مقدم صدا زد: «اسم رمز.... اسم رمز...» من نتوانستم جواب بدم و به راه خودم ادامه دادم تا اینکه یک لحظه دیدم چند تا از رزمنده‌ها اسلحه به دست دورم را گرفتند. تمام هیکلم غیر از گردی صورتم گل آلود بود. به خیالشان از دشمن اسیر گرفتند. تا آمدم بگم: «من ایرانی هستم و از بچه‌های تخریبم» دو تا سیلی محکم خوردم. ▪️یک لحظه یادم آمد که نشانه‌ای را نشان بدهم و از دست بچه‌های رزمنده خلاص بشم. یاد عکس امام روی درب جبیب پیرهنم افتادم و با اندک رمقی که داشتم گل‌ها را از روی عکس امام پاک کردم و به رزمنده‌ها نشان دادم. عکس امام را که دیدند من را رها کردند. توی این گیر رو دار شهید غلامرضا رضایی من را شناخت و دوید سمت من و من رو بغل کرد و گفت:« زعفری کجا رفتی این قدر دنبالت گشتیم.» من هم خودم رو توی بغلش انداختم و از حال رفتم. 🔺شهید زعفری می‌گفت: اگر عکس امام نبود معلوم نبود چه بلایی سر من می‌آمد. در هرصورت دو تا سیلی خوردم. آن رزمنده‌ای که سیلی به من زده بود خودش رو روی پای من انداخت و گفت برادر زعفری یا باید ببخشی یا باید قصاص کنی. من هم صورتش رو بوسیدم و گفتم:« به خاطرامام حلال کردم. » ─ (راوی: جعفر طهماسبی نیروی تخریبچی لشکر۱۰ سیدالشهدا-ع) 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅ به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید