😊 #شوخ_طبعی 😊 | ⏳#زمان_جنگ
💠 آش با جاش !!
🔺 در منطقه و موقعیت ما یك وقت عراق زیاد آتش میریخت، خصوصاً خمپاره. چپ و راست میزد.
🔹بچهها حسابی كفری شده بودند. نقشه كشیدند، چند شب از این ماجرا نگذشته بود كه دو سه نفر از نیروها داوطلبانه رفتند سراغ عراقیها و صبح با چند قبضه خمپاره انداز برگشتند.
➖ پرسیدیم: اینها دیگه چیه؟
➖ گفتند: آش رو با جاش آوردیم! - پلو كه بدون دیگ نمیشه!😊
🆔 @Defa_Moqaddas
☀️بیابان داغ خوزستان
⏳#دوران_جنگ
🔹 روزی در فصل گرم تابستان در موقعیت الزهرا (س) در یکی از مقرهای نظامی و در بالای دکل مخابراتی مشغول نصب آنتن بودم. تشنگی زیاد بر من چیره شد و لذا از زرگر که مشغول نصب دستگاه در سنگر بود، تقاضای آب کردم. او هم تنها کلمن آب یخ را به طناب قرقره بست و به بالا فرستاد. کلمن در میانه راه، به نبشیهای آهنی دکل خورد و سقوط کرد. و من همین طور در میان حرارت آهنهای داغ، بین زمین و هوا، تشنه کام باقی ماندیم! 💦 ....و خدا به فریاد ما برسد در روز وانفسا و تشنهکامی مَحشَر!!
—(راوی: نگارنده)
🆔 @Defa_Moqaddas
‼️ #در_آن_دنيا_جوابگو_هستی ؟؟
☀️یک روز گرم تابستان، شهید مهدی باکری فرمانده دلاور لشکر ٣١ عاشورا از محور به قرارگاه بازگشت. یکی از بچه ها که تشنگی مفرط او را دید، یک کمپوت گیلاس خنک برای او باز کرد.
🔹مهدی قدری آن را در دست گرفت و به نزدیک دهان برد، که ناگهان چهره اش تغییر کرد و پرسید: امروز به بچه های بسیجی هم کمپوت داده اید؟ جواب دادند: نه، جزءِ جیره امروز نبوده.
🔸مهدی با ناراحتی پرسید: پس چرا این کمپوت را برای من باز کردید؟ گفتند: دیدیم شما خیلی خسته و تشنه اید و گفتیم کی بخورد بهتر از شما....
🔺مهدی این حرف ها را شنید، با خشم پاسخ داد: از من بهتر، بچه های بسیجی اند که بی هیچ چشم داشتى می جنگند و جان می دهند. به او گفتند: حالا باز کرده ایم، بخورید و به خودتان این قدر سخت نگیرید. مهدی با صدای گرفته ای به آن برادر پاسخ داد: خودت بخور تا در آن دنیا جوابگو باشی!
🆔 @Defa_Moqaddas
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوران #دفاع_مقدس
🎥 فیلم | صبحگاه دوکوهه - #سال_1363
🌷 شهید محسن گلستانی در حال خواندن دعا: "اللهُمّ اجعَل صَباحَنا صَباحَ الاَبرار..."
🌈گویا زمین و آسمان با او همنوا شدهاند
🆔 @defa_moqaddas
📚 اصول کافی٬ج٢/ص ٣٠٠ ٬ح١
🗓امروز ۱ مرداد ۱۳۹۷ [ ۹ ذیالقعده ۱۴۳۹ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۸۳۵ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۱۵۷ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان، #سیدمحسن_موسوی بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۸۷🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔹شهادت #علی_جنگروی، محمدحسین درخشانراد (۱۳۶۱ ه.ش)
🔸شهادت علی اصغر حاجیپور آرانی، ناصر غیرتی آرانی، جعفر عربیان آرانی، حسین دهقان آرانی، مصطفی امیدی بیدگلی (۱۳۶۲ ه.ش)
🔹آغاز عملیات قدس ۴ (۱۳۶۴ ه.ش)
🔸شهادت فرجالله آتشدانی (۱۳۶۵ ه.ش)
🔹شهادت اسماعیل شجاعی ماسوله (۱۳۶۶ ه.ش)
🔸اجرای عملیات لبیک یا خمینی با رمز فنای فیالله در منطقه شرق کارون، توسط سپاه (۱۳۶۷ ه.ش)
🔹شهادت علیرضا خواجه کجوری، محمدرضا تیموری، هوشنگ ابراهیم قوچی، حسن نورزاد (۱۳۶۷ ه.ش)
@Defa_Moqaddas
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم | رجزخوانیهای حاجی بخشی در جبهه
🔹 او با این کار خود، روحیه بخش جمع رزمنده ها و بسیجی ها بود
🆔 @Defa_Moqaddas
😊 #پستانک_در_دهان_عراقی!
☘ عملیات والفجر چهار، در گردان میثم به فرماندهی برادر کساییان، تک تیرانداز بودم. ژولیده که احتمالاً شهید شده باشد مسؤول دسته بود و پستانکی به گردنش انداخته بود. همین طور که به سوی منطقه پیش می رفتیم، گاهی با صدای شبیه بچه شیرخواره گریه می کرد و یکی از برادران پستانک را در دهانش می گذاشت و او ساکت می شد!
🌸 بعد از عملیات در قله ١٩٠٤ کله قندی و کانی مانگا چند نفر از افراد مجروح شدند. زخمیها را روی برانکارد گذاشتیم و دادیم دست اسرایی که در اختیار داشتیم تا آنها را پایین بیاورند....
🌼 یکی از اسرا حاضر به کمک نبود. دوستی داشتیم که او را با اسلحه تهدید کرد. عراقی فکر کرد می خواهیم او را بکشیم، زد زیر گریه. ژولیده پستانکش را از جیبش درآورد و در دهان اسیر گذاشت. با دیدن این صحنه همه خندیدند حتی خود اسیر. بعد آمد و زیر برانکارد را گرفت.
(راوى: رزمنده مسعودی)
🆔 @Defa_Moqaddas
👇👇👇
💢 تفاوت ضدانقلاب با مردم کُرد
💠 بعد از اینکه روستا (از توابع سقز) پاکسازی شد شهید #بروجردی یک سخنرانی کرد. در بین صحبتهایش یک آقایی بلند شد و شروع کرد به ناسزاگفتن به شهید بروجردی و گفت: «من حرفهای شما را قبول ندارم، شما مزدورید!» بد و بیراه زیادی نثار بروجردی کرد. در این حین بلند شدم و به طرف آن شخص حمله کردم. یک دفعه شهید بروجردی مرا گرفت و از زمین بلند کرد و به من اعتراض کرد که: «چه کار داری میکنی؟! این بنده خدا انتقاد دارد و حرف زده است. نباید که او را کشت!» گفتم: «نخیر! ایشان به اسلام و فرمانده ما توهین کرده است.» مرا کنار کشید و دستش را روی شانه طرف گذاشت و گفت: «اگر دوستمان تحمل کند من با ایشان صحبت خواهم کرد.» بعد از جلسه 10 یا 15 دقیقه با صمیمیت تمام با این آقا صحبت کرد ولی او در مقابل دائم فحش میداد. اما بعد از مدتی دیدم حالتش تغییر کرد. مدتی هم ارتباط بینشان ادامه داشت تا اینکه یک روز دیدیم وارد سپاه #سقز شد و به عنوان #پیشمرگ_مسلمان ثبت نام کرد. بعد از مدتی هم شهید شد‼️
🔸به این ترتیب در اولین برخورد مستقیم با شهید بروجردی دیدم که او زاویه دید متفاوتی دارد. یکی از نکاتی که دائم در سخنرانیها به نیروها تاکید داشتند این بود که «شما باید صف ضد انقلاب را از صف مردم کُرد جدا کنید؛ صف کسانی که به نام اهل سنت و کُرد آمدهاند و با ما و در کنار ما در مقابل کفر میجنگند را باید از #ضدانقلاب جدا بدانید؛ باید بدانیم که اگر ما مسلمانیم آنها هم مسلمانند و هیچ فرقی با هم نداریم.» این جملهها را ایشان از ته دل میگفت و تاثیر این حرف و این تفکر ایشان تا سالها حتی تا امروز هم وجود داشته، اگر شما الان هم به پیشمرگان مراجعه کنید میبینید که بروجردی برای ایشان یک چیز دیگریست!
(راوی: محمد الله مرادی از فرماندهان سابق سپاه سقز)
🆔 @Defa_Moqaddas
29.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | خاطرات دلنشین حاج احمد متوسلیان از دوران حضورش در مناطق کُردنشین غرب کشور
🔹تهیه فیلم در محوطه ریاست جمهوری - قبل از اعزام به سوریه(خرداد1361)
🆔 @Defa_Moqaddas