⭕️ منافقین، #ستون_پنجم ارتش صدام
🔹 در زمستان سال ٥٩ كه دشمن بعثی تا پل کرخه پیشروی کرده و منطقه کرخه را اشغال کرده بود. ارتش جمهوری اسلامی ایران با استقرار توپخانه سنگین خود در این منطقه به یاری نیروهای سپاه و بسیج و ارتش جان برکف آمده بود. زمانی که دشمن از نفوذ بیشتر به داخل این قسمت از میهن اسلامی نامید شد از ستون پنجم و نيروهاى خودفروخته داخلی کمک گرفته و دست به اعمال نگین از جمله ترور و حمله به نیروهائی که در مقابل دشمن ایستادگی کردند؛ می نمودند.
🔸توپخانه ارتش رو به دشمن و پشت به این منطقه یکی از مشکلات نیروهای بعثی بود لذا منافقین و ستون پنجم دشمن در طول شب با حمله به خدمه توپخانه از پشت سر آنها را مورد هدف قرار مى داده و در مدت کوتاهی چندین نفر از سربازان جان برکف توپخانه ارتش را شهید و مجروح کرده بودند. لذا از بسیج شهرستان دزفول کمک خواسته شد و نیروهای مازاد جبهه و پايگاه های بسیج برای حفاظت و نگهبانی از این عزیزان به این منطقه اعزام مى شدند.
▪️هر روز نزدیک غروب دو یا سه کامیون ارتشی جهت نیروهای بسیج به دزفول آمده و بچه های بسیج را به منطقه سبزآب می بردند و پشت سر توپخانه مستقر مى كردند و تا صبح این بسیجی ها بیدار بودند که ستون پنجم از خاک خودمان و از پشت سر به نیروهای خودی حمله نکند.
▫️یک شب با عده ای از این نیروهای خودفروخته و منافق درگیر شدیم و با دیدن عکس العمل بموقع بچه های بسیج، این منافقین با برجای گذاشتن سلاح های خود مجبور به فرار شدند. معمولا دشمن در تمام جنگ ها از روبرو حمله مى كند؛ ولی در ٨ سال دفاع مقدس استکبار جهانی با ترفندها و ابزار مختلف به نیروهای ما هجوم مى آورْد.
— (راوی: امیر ابراهيميان)
@Defa_Moqaddas
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳دوران #دفاع_مقدس
🎬 کلیپ | نوحهها و اشعار حماسی حاج #صادق_آهنگران در جبههها
🆔 @Defa_Moqaddas
🗓امروز ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ [ ۲۴ ذیالقعده ۱۴۳۹ ] مصادف است با:
💢 ۴۰۴۸۵۰ اُمین روز غیبت امام عصر (عج)
🔴 ۱۳۱۷۲ اُمین روز اسارت #حاج_احمد_متوسلیان بدست رژیم صهیونیستی..
❌ ۸۰۷۲🔻روز تا نابودی کامل #اسرائیل ✡
💠 و همچنین مصادف است با :
🔸شهادت نظامالدین خلعتبری لیماکی (۱۳۶۰ ه.ش)
🔹شهادت عباس عفتروش (۱۳۶۱ ه.ش)
🔸شهادت محمدرضا زینلنیا طوسی، علی فضلی، جعفر شاپوری، نصرالله میرجلیلی، حسن منصوری (۱۳۶۲ ه.ش)
🔹شهادت عباسعلی صوت داوودی (۱۳۶۳ ه.ش)
🔸شهادت اکبر یاورپناه، حسین ابهت، حسین رشیدیفر، حسین صابری حسینآباد، سید ابوالفضل مشهدیبافان، علیرضا رحیمی ساغند، محمد پورحدادیان تفت، سید جلیل ساداتی، محمد دهقانی محمدآبادی، محمدکاظم ابوترابی زارچی، محمدحسین رضایی صدرآبادی، محمدرضا مسلمان بافقی، محمدعلی فرقانی اللهآبادی، محمود جعفری خرمی، محمود صابری حسینآباد، مهدی صادقیان، ناصر دهقان قطرمی، ناصر منتظری، محمود مقیمی فیروزآباد (۱۳۶۴ ه.ش)
🔹شهادت رمضانعلی نامدار (۱۳۶۵ ه.ش)
🔸شهادت عبدالرضا کرمی، منصور سودی (۱۳۶۶ ه.ش)
🔹شهادت محمد جعفریمنش (۱۳۹۳ ه.ش)
🔸شهادت مدافع حرم علی نظری (۱۳۹۵ ه.ش)
🔹شهادت مدافع حرم مرتضی حسینپور (۱۳۹۶ ه.ش)
@Defa_Moqaddas
#شجاعت_رزمنده_ايرانى_و_اشتباه_عراقى_ها!
🔹عملیات فتح المبین بود. به همراه رزمندگان گردان روی ارتفاعات سایت رادار مستقر بودیم؛ در دشتِ چنانه تا تپه های دوسلك و ارتفاعات برقازه غوغایی بود. سربازان عراقی تجهیزات و امکانات خود را رها کرده و بی هدف و سردرگم به این طرف و آن طرف می رفتند.
🔸من با وانت تویوتا خود را به نزديك آنها رساندم و يك خودروی جیپ عراقی را که سالم و روشن در کنار جاده رها شده بود دیدم، خودم تنها سوار جیپ شدم و به راننده تویوتا گفتم که به مقر گردان برگردد. حدود يك کیلومتر جلوتر رفتم و به يك مقر عراقی رسیدم. سربازان عراقی آنجا وحشت زده و پراکنده بودند! با مشاهده خودروی فرماندهی، به تصور اینکه فرمانده ی خودشان آمده به سرعت دور ماشین حلقه زدند....
▪️من هم که فقط يك دوربین و يك قطب نما همراه داشتم مانده بودم چه کار کنم. ناگهان فانسقه ای که در داشبورد ماشین بود نظرم را جلب کرد، سریع آن را برداشتم و با سلاح کلت که روی آن بسته شده بود يك تیر هوایی شلیک کردم. عراقی ها که تازه متوجه اشتباه خود شده بودند و مرا با لباس سبز سپاه دیدند، همگی به عنوان تسلیم دست های خود را بالا بردند و يك ستون بزرگ اسیر تشکیل شد. من هم فقط با اشاره دست آنها را به سمت خط خودمان هدایت کردم....
—(راوی: احمد فتوحی فرمانده ی گردان تبوك تیپ ۱۷ علی بن ابی طالب عليه السلام قم)
🆔 @Defa_Moqaddas
📷 رزمنده ها در حال از بین بردن وسایل قمار و پاسور پس از پاکسازی سنگرهای عراقی
@Defa_Moqaddas
🗓 ۱۵ مرداد ۶۶ - مصادف با عید قربان -شهادت محسن دین شعاری،جانشین واحد تخریب لشکر27
🔹در حین خنثی سازی مین ضد تانک در منطقه سردشت
🌴مزار مطهر شهید: قطعه ۲۹ #بهشت_زهرای تهران
@Defa_Moqaddas
😊 #طنز_جبهه
🔸 خاطره ای از شهید دین شعاری:
💠 ريشتو ميذاري زير پتو يا روي پتو؟
🔹بعد از ظهر يكي از روزهاي خنك پاييزي سال 64 يا 65 بود. كنار حاج محسن دين شعاري، جانشین تخريب لشكر 27 محمد رسول الله (ص) در اردوگاه تخريب يعني آنسوي اردوگاه دو كوهه ايستاده بوديم و با هم گرم صحبت بوديم .
🔸يكي از بچه هاي تخريب كه خيلي هم #شوخ_طبع بود از راه رسيد و پس از سلام و عليك گرم، رو به حاجي كرد و با خنده گفت: حاجي جون! يه سوال ازت دارم خدا وكيلي راستشو بهم مي گي؟
🔹حاج محسن ابروهاشو بالا كشيد و در حالي كه نگاه تندي به او انداخته بود گفت: پس من هر چي تا حالا مي گفتم دروغ بوده؟!!
🔸بسيجي هم كه جا خورده بود سريع عذرخواهي كرد و گفت: نه! حاجي خدا نكنه، ببخشين بدجور گفتم. يعني مي خواستم بگم #حقيقتشو بهم بگين...
🔹حاجي در حالي كه مي خنديد دستي بر شانه او زد و گفت: سؤالت را بپرس.
🔺 مي خواستم بپرسم شماشب ها وقتي مي خوابين، با توجه به اين ريش بلند و زيبايي كه دارين، پتو رو روي ريشتون مي كشيد يا زير ريشتون؟😁
▫️حاجي دستي به ريش حنايي رنگ و بلند خود كشيد. نگاه پرسشگري به جوان انداخت و گفت چي شده كه شما امروز به ريش بنده گير دادي؟
- هيچي حاجي همينجوري!!!
- همين جوري؟ كه چي بشه؟
- خوب واسه خودم اين سوال پيش اومده بود خواستم بپرسم. حرف بدي زدم؟
- نه حرف بدي نزدي. ولي... چيزه...
🔹حاجي همينطوري به محاسن نرمش دست مي كشيد. نگاهي به آن مي انداخت. معلوم بود اين سؤال تا به حال براي خود او پيش نيامده بود و داشت در ذهن خود مرور مي كرد كه ديشب يا شب هاي گذشته، هنگام خواب، پتو را روي محاسنش كشيده يا زير آن.
🔸جوان بسيجي كه معلوم بود به مقصد خود رسيده است، خنده اي كرد و گفت: نگفتي حاجي، ميخواي فردا بيام جواب بگيرم؟😜
و همچنان مي خنديد.
حاجي تبسمي كرد و گفت: باشه بعدا جوابت رو ميدم.😐
▪️يكي دو روزي گذشت. دست بر قضا وقتي داشتم با حاجي صحبت مي كردم همان جوانك بسيجي از كنارمان رد شد. حاجي او را صدا زد. جلو كه آمد پس از سلام و عليك با خنده ريز و زيركي به حاجي گفت: چي شد؟ حاج آقا جواب ما رو ندادي؟؟!!
🔸حاجي با عصبانيت آميخته به خنده گفت: پدر آمرزيده! يه سوالي كردي كه اين چند روزه پدر من در اومده. هر شب وقتي مي خوام بخوابم فكر سؤال جنابعالي ام. پتو رو مي كشم روي ريشم، نفسم بند مي آد. مي كشم زير ريشم، سردم ميشه. خلاصه اين هفته با اين سؤال الكي تو نتونستم بخوابم.😂
🔹هر سه زديم زير خنده!!! دست آخر جوان بسيجي گفت: پس آخرش جوابي براي اين سوال من پيدا نكردي؟😉
@Defa_Moqaddas
🌷شهیدهاشم بندار، مسئول مخابرات یگان رزمی
🔹در جمع نیروهای مخابرات و با حضور محمدباقر قالیباف، تیپ 21 امام رضا(ع)
🔸در محل پادگان لشکر92زرهی اهواز(مقر مشترک یگانهای رزمی سپاه استان خراسان-لشکر 5 نصر و تیپ 21 امام رضا(ع)
@Defa_Moqaddas