🔹خاطرهای از حاجی بخشی، رزمنده پیر جبههها
🌴 ای ساربان آهسته رو......
به من ماموریت دادند که برای استفاده عملیات در مناطق کوهستانی تعدادی قاطر بخرم و من هم برای خرید این چهارپا به مناطق عشایری و روستایی رفتم در یکی از روستاها تعدادی قاطر انتخاب کردیم و قرار شد که نزد اهالی روستا بماند تا ما کامیون تهییه کنیم و اونها رو به جبهه انتقال دهیم.
رفتیم و با کامیون برگشتیم و قاطرها رو سوار کامیون کردیم.یکی از اونها کم بود...سراغش رو گرفتیم و گفتند : صاحب قاطر برده لب رودخانه تا آبش بدهد...با ماشین رفتیم سمت رودخانه که از وسط ده رد میشد وبا منظره عجیبی مواجه شدیم..دیدم یک پارچه سبزی روی این حیوان انداخته وبا علاقه ای خاص دارد اون رو شستشو میدهد وبا این حیوان داره حرف میزنه...من به شوخی گفتم بابا چیکار میکنی... رهاش کن کار داریم..داری لوسش میکنی..اون روستایی با صفا در جواب ما گفت:حاجی این حیوان از این به بعد سعادتمند است ...او انتخاب شده ..اون مرکب مجاهدان راه خدا خواهد شد. اون ذوالجناح رزمندگان خواهد بود.
حاجی بخشی میگفت : این مرد روستایی آنقدر گفت تا اشک ما رو درآورد...
گردانی در لشگر سیدالشهداء(ع) داشتیم به نام گردان صابرین ، یا به قول رزمندگان لشگر، گردان قاطریزه...این گردان وظیفه اش از یک طرف رساندن آب و غذا و مهمات به رزمندگان در خط مقدم بود و از طرف دیگر انتقال مجروحین و شهدا به عقب جبهه بود....خدایی ماموریت سخت و طاقت فرسایی هم داشتند و شاید به خاطر صبوریشان به آنها گردان صابرین می گفتند...رزمندگان این گردان آدم های ورزیده ای بودند ... آنها پای پیاده در حالی که مقدار زیادی مهمات و آذوقه بار قاطرها بود چندین کیلومتر طی می کردند تا به خط مقدم برسند و در این مسیر خطرات زیادی را به جان می خریدند و از همه سخت تر وقتی بود که باری از مهمات رو با قاطر حمل می کردند و کافی بود با یک انفجار خودشون هم دود بشند....
و شاید سخت ترین لحظه برای رزمندگان این گردان وقتی بود که باید پیکر شهیدی رو به عقب می آوردند.
(راوی : مرحوم حاج بخشی)
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
عکس زیر 👇👇👇مربوط به عملیات بیت المقدس 6 است که در اواخر اردیبهشت ماه 67 در ارتفاعات شیخ محمد که مشرف به شهر ماووت بود انجام شد.و در تصویر پیکر دو رزمنده شهید لشگرده سیدالشهداء (ع) دیده م یشود که روی مرکب بسته شده است ...شاید ساعت ها طول کشید که این ابدان مطهر تا پشت جبهه رسید...و این دو رزمنده که مرکب مسافران بهشت را هدایت می کنند چه حالی داشتند.
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌴 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود .....آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود...من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...و خوشا به حال این حیوان که مرکب بهشتیان شد.
🆔 @Defa_Moqaddas
🌷شهید بیسر احد مقیمی، میاندار دسته؛ ذاکر اهل بیت (ع)
🔹 فرازی از وصیتنامه شهید:
🌴 راه سعادتبخشِ حسین (ع) را
ادامه دهید ، تمـام شهیـــدان ما
از این راه پرورش یافتهانـد ...
@Defa_Moqaddas
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 اینجا کربلا در کربلاست..
🌷 کلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا ..
🌗 شب عاشورا
🌴 حاشیه اروند کنار، ۲۰ بهمن ۱۳۶۴
قبل از عملیات والفجر۸
غواصان خط شکن لشکر ۵ نصر-استان خراسان
@Defa_Moqaddas
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💦 سلام بر لب عطشان حسین
🎥فیلم | پیکر مطهر بسیجی نوجوان که بر لب آب، تشنهکام به شهادت رسیده است
🌷#علیاکبرهای_خمینی که به مولایشان اباعبدالله علیهاسلام اقتدا کردند
🌴دوران #دفاع_مقدس
@Defa_Moqaddas
روضه حضرت عباس -آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی.mp3سلطان احمدی دات آی آر
زمان:
حجم:
3.9M
📢 صوت | روضه حضرت عباس(ع) - توسط آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی
@Defa_Moqaddas
صادق آهنگران-والله ان قطعتموا یمینی.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
📢 صوت | نوحهخوانی در رثای ابالفضل العباس(ع) - توسط حاج صادق آهنگران
🌴 والله ان قطعتمو یمینی، انی احامی ابدا عن دینی
@Defa_Moqaddas
🌷شهادت با لبهای تشنه
☀️ تابستان بود و بیابان گرم خوزستان امان را از بچه ها ربوده بود.
🔹 از ظهر آتش توپخانه دشمن بالا گرفته بود و انگار از آسمان جهنم می بارید.
🔸برخاست و دوان دوان رفت تا گالن را از تانکر آب پر کند و ببرد توی سنگر تا بچه ها تشنه نمانند. به مقابل تانکر که رسید دوباره سوت خمپاره و انفجار و دراز کشیدن روی زمین.
▫️هر طور شده گالن را پر کرد و دوید به سمت سنگر. سنگری که دیگر نبود. روی سر رزمندههای تشنه و گرمازده خراب شده بود. يک عالم غصه آوار شد روي سرش.
─ به ياد شهداي عمليات رمضان -تيرماه1361
🆔 @Defa_Moqaddas