🌷نوجوانی و جوانی شهید احمد کاظمی
▫️ دیپلم ماشین آلات کشاورزی را از دبیرستان شریعتی نجف آباد گرفت. بعد در مغازه نجاری پدرش مشغول به کار شد. شش ماه بعد،همراه گروه محمد منتظری برای کمک به چریکهای فلسطینی به سوریه رفت . این گروه ۴۵ روز در پادگان «حموریه »نزدیک دمشق آموزش نظامیدیدند تا اینکه به لبنان رفتند. احمد عضو یکی از گردانهای نظامیسازمان الفتح شد بعد از چند ماه «نا امید» از فلسطینیها برگشت ایران.
🆔 @Defa_Moqaddas
📷 سخنرانی شهیداحمد کاظمی در مراسم یادبود شهدا در مسجد اعظم سودرجان ازشهرستان فلاورجان(استان اصفهـان)
⏳ سال 1363
🌴 دوران #دفاع_مقدس
🆔 @Defa_Moqaddas
صادق آهنگران-شهادت امام حسن عسکری -ع.mp3
زمان:
حجم:
3M
📢صوت| نوحه خوانی #صادق_آهنگران در رثای شهادت امام حسن عسکری(ع)
⏳6 آذر 1396
🌴هیئت حسن جان علیه السلام اهواز - انتهای خیابان کمپانی، پشت نمایندگی زیبایی، مسجد حضرت امام موسی بن جعفر(ع)
@Defa_Moqaddas
125.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوباره زنده کن
این خسته ی
خزان زده را ..
حلول کن به تنم
جان ببخش
و جانان باش
کویر تشنهی عشقم
تداوم عطشم ...
دگر بس است
ز باران مگوی
باران باش . . .
🆔 @Defa_Moqaddas
بارش پیش بینی نشده ی باران زمین را گل آلود کرده بود !
لباسها و اسلحه ها هم خیس و گلی شده بود.
تیر بارها از کار افتاده بودند و آرپی جی ها هم وضعیت بهتری نداشتند.
در مقابل ما دشمن بود با انواع تجهیزات و پشت سرمان آب خروشان اروند، با نارنجک افتادیم به جان عراقی ها!
خدایی که باران را فرستاده بود ، اینجا به داد ما رسید.
عراقی ها سنگر و مهماتشان را رها کرده و گریخته بودند.
در آن گیر و دار با هم شوخی می کردیم که دست دشمن درد نکند!
چه اسلحه های نویی!
انگار برای ما سفارش داده بودند و...
—(راوی : احمد رمضان زاده)
🌷هدیه به ارواح مطهر شهدای عملیات والفجر۸ صلوات...🌺
🆔 @Defa_Moqaddasدف
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 فیلم | خدمت در پشت جبهه - منطقه آبادان و خرمشهر
🆔 @Defa_Moqaddas
⭕️ خاطرات #طنز #جبهه
⏳ #دهه_60 - مرداد1367
😊 خواهر اوشین
آخرین روزهای عملیات مرصاد سپری شده بودند. نفس منافقین كوردل داشت قطع میشد.
تازه از مانور عملیاتی برگشته بودیم و خسته و كوفته و دلخور ☹️ از اینكه نتوانستیم برویم غرب، توی چادرهای پادگان اندیمشك لمیده بودیم.
خوردن یك شیشه مرباخوری چایی آتشی جان میداد.
شنبهها بعد از خبر، سریال ژاپنی «سالهای دور از خانه» پخش میشد و می توانستیم از تلویزیون داخل حسینیه⛺️ استفاده کنیم..
در همین حین بلندگوی تبلیغات گردان روشن شد و صدای برادر كافشانی (از بچههای تبلیغات گردان) حالی حسابی به بچههای گردان داد. 👌
آقای كافشانی با لحنی آرام و پرهیجان اعلام كرد:
📢 برادرانی كه میخواهند سریال خواهر اوشین تماشا كنند، به حسینیه گردان.
صدای انفجار خنده بچههای رزمنده بود كه از هر چادری به هوا بلند شد ...😂
🆔 @Defa_Moqaddas