eitaa logo
دفاع مقدس
407 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عکس‌های زیرخاکی
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | ویدئوی جالب از عبور عشایر بختیاری از رود کارون 🌴زندگی مردم #ایران_قدیم 🆔 @Axe_zirkhaki
‼️ 🔹روزی خودمان را برای استقرار آتش بارها و سنگر گروهی نیروها آماده کرده بودیم که باران گرفت: منطقه پر از آب شد. هر کجا که را با لودر گودبرداری کرده بودیم، آب برداشت. مجموعه ادوات هم که بایستی پیش از حمله سنگرهای خودش را آماده می کرد، به دست و پا افتاد تا بلکه خللی توی کار نبرد و پشتیانی رزم و یگان های حمله ور پیش نیاید. ▫️همه با لباس بسیجی، از فرمانده گرفته تا نیروی عادی، دست به کار شدند. روزهای سختی پیش رو داشتیم. همه به تکاپو افتاده بودند تا زیر قنداق های قبضه های خمپاره انداز را هر طوری که بشود، با الوار و گونی محکم کنیم موقع شلیک نشست نداشته باشند. با شتاب کار می کردیم. ▪️یک روز عصر بود که رفتم سنگر تطبیق ادوات و از برادر حمید ایمنی پرسیدم: چه خبر؟ گفت: امروز نبودی که ببینی یکی از بسیجی ها از فرط خستگی ناله اش بلند شده بود؛ از بس کلنگ زده و گونی پر کرده بود، با عصبانیت تمام نعره می کشید: اگر می دانستم فرمانده ادوات الان کجاست و کیست، می دانستم باهاش چه کار کنم؟! ⚪️ برادر ایمنی تعریف کرد که آن بسیجی، چند بار حرفش را تکرار کرد تا هر کسی آن دور و بر است، خوب بشنود. گفته بوده که برخی توی خانه ها و سنگرهای امن شان نشسته و ما را به این کارهای بی خود و سخت واداشته و از دور می گویند که لنگش کنید! 🔺در همین گیر و دار، شهید عباس علی خادمی درآمده و پرسیده بود: آی برادر! فرض کن الان فرمانده گردان از راه برسد، حالا مگر چه بلایی سرش بیاوری تا دلت خنک شود؟ آن بسیجی هم پاسخ داده: با همین بیل می‌کوبیدم فرق سرش تا یا بیل خورد شود یا کله اش! شهید خادمی هم با خونسردی سرش را خم کرده و گفته: بیا برادر عزیز! بدن من آماده است! من فرمانده گردان شما هستم. مرا کتک بزن تا عصبانیت شما فروکش کند و از ناراحتی بیرون بیایی. و خیلی هم اصرار داشت برای این کار! 🔹اما آن فرد بسیجی، تا فهمید که او خودش فرمانده گردان است و دارد همانند دیگران سنگرزنی می کند، از شدت شرم سرش را انداخت پایین هق هق بنا کرد به گریه. ناگهان دست هایش را بالا برد و گفت: خدایا! توبه، مرا ببخش حاجی! نمی دانستم که فرمانده ام هم دارد مثل خودم زحمت می کشد و کار می کند تا حمله لنگ نماند. سپس افتاد به دست و پای شهید خادمی.... 🌷شهید خادمی، از سر اخلاص و سادگی، دست او را گرفت و گفت: بلند شو برادر! من هم مثل شما. هیچ فرقی نداریم با هم همه بنده خداییم و تنها تقواست که معلوم می کند کدام بر دیگری برتری داریم؟ شما بسیجیان از همه ما بیشتر کار می کنید و عرق می ریزید. حق هم با شماست. —()راوى: رزمنده عبدالله شيرزادى 🆔 @Defa_Moqaddas
▫️اگر در جستجوی امام زمان هستی، او را در میان سربازانش بجوی؛ شب حیات انسان با انقلاب اسلامی ایران در فجر صادق خویش داخل شده است و شایسته است که اکنون منتظر صبح باشیم، صبح دولت یار. بگذار آنان ما را هرچه می‌خواهند بخوانند؛ ما که خود می‌دانیم این اراده‌ی خداست که با دستان ما به تحقق می‌رسد و این شمس ولایت است که از افق وجود ما طلوع می‌کند. اگر در جست‌وجوی امام زمان هستی، او را در میان سربازانش بجوی. از نشانه‌های خاص آنان این است که همچون نور، دیگران را ظاهر می‌کنند و خود را نمی‌بینند. —(🌷شهید سید مرتضی آوینی / کتاب: گنجینه آسمانی ) 🆔 @Defa_Moqaddas
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ 🌷یاد یاران🌷 🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱ا 🌷 شهیدمهدی زین الدین: 🌴هر کس در شب جمعه شهدا را یاد کند. شهدا هم او را نزد اباعبدالله یاد می کنند. 🆔 @Defa_Moqaddas
🗓امروز ۲۲ آذر ۱۳۹۷ [ ۵ ربیع الثانی ۱۴۴۰ ] مصادف است با: 💢 ۴۰۴۹۸۰ اُمین روز غیبت امام عصر (عج) 🔴 ۱۳۳۰۱ اُمین روز اسارت بدست رژیم صهیونیستی.. 🔻۷۹۴۴ روز تا نابودی کامل ✡ 💠 و همچنین مصادف است با : 🔹شهادت سید حسین مهدوی الحسینی، محمد صبیانی، سیدمحمدعلی ریاحی، حاج محمد نصیری زاده، خلیل اصغری (۱۳۵۷ ه.ش) 🔸شهادت حسن خادم پور آرانی (۱۳۵۹ ه.ش) 🔹عملیات امیرالمومنین در منطقه سرپل ذهاب توسط سپاه (۱۳۶۰ ه.ش) 🔸شهادت قربانعلی افضلی، بهیارمقیمی کندلوس، مهرداد مشایخ، علی اکبر غیرتی آرانی (۱۳۶۰ ه.ش) 🔹شهادت اصغر بیگ‌زاده (۱۳۶۱ ه.ش) 🔸شهادت حسن گودرزی، محمدمهدی مرشدی (۱۳۹۲ ه.ش) 🔹شهادت مسعود محمدی تطفی ، توحید حیدری ، محمد درخشی (۱۳۹۳ ه.ش) @Defa_Moqaddas
تو همان صبح عزيزى و دليل نفسى كه اگر باز نيايى به تنم جانى نيست... شما بر روزهای ما نسیم بهشت پاشیدید... 🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱ا 🌷 شهیدان را شهیدان می شناسند💕 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 اردیبهشت ۱۳۶۱ - عملیات بیت المقدس... 🔹ملکوتی یکی از رزمندگان حاضر در این عملیات بوده است که این تصویر را با دوربین شخصی خود به ثبت رسانده. وی درباره این عکس می گوید: ▫️نزدیک ظهر بود، رزمندها در حال استراحت بودند از دور متوجه این صحنه شدم و بدون آنکه این دو متوجه شوند از آن‌ها عکس گرفتم. 🌷“ شهید ملاسلیمانی” فرماندهی گردان فتح در بین بچه ها خیلی محبوبیت داشت، برای استراحت سرش را روی پای شهید احمدی گذاشته بود، خیلی صحنه زیبایی بود 📷 برای ثبت عکس جلو رفتم. این دو شهید هیچ نسبتی با همدیگر ندارند، صمیمت بین این دو در این عکس خیلی زیباست و همیشه من را متاثر می کند هر دو در عملیات بیت المقدس به رسیدند...💕💕💕 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 خواندن نماز میت بر پیکر شهداء #دفاع_مقدس در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها توسط آیت الله العظمی بهاء الدینی 🔹در کنار ایشان آیت الله فاضل لنکرانی نیز حضور دارند 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 دلشان ‌گواهی ‌می داد زمین جای ماندن نیست! 🌈 ... رَخت بربستند و رفتند و مرگ را تنگ در آغوش گرفتند! 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 یاد نقشه ‌ها بخیر که فلش‌های خداطلبی روی آن رسم می شد ... 🆔 @Defa_Moqaddas
💠 خاطره ای از شهید موحد دانش، فرمانده تیپ 10 سیدالشهدا (ع) 🚩 روی ارتفاع ۱۱۰۰ بودیم که یک ستون بین ۱۱۰۰ و ۱۰۵۰ بسمت غرب درحرکت بودند، به حاج علی موحد گفتم اینا کجا میروند و چه نیروی هستند، حاج علی گفت من الان میروم و پیگیری میکنم. 🔹حاج علی رفت و ما هم مشغول به عراقیها شدیم ، بعد از مدتی حاج علی آمد ، بیسیم چی من که به گمانم شهید خاکبازان و جوان زرنگی بود گفت: رنگ حاج علی خیلی زرد شده و لباسش هم خیلی خونیه ▫️ حاج علی را صدا کردم آمد ، پرسیدم حاجی چرا رنگت اینقدر زرده و لباست خونیه ، گفت مثل اینکه الان سه روزه در عملیات هستیم و این همه مجروح و شهید جابجا کردم لباسم خونی شده ، رنگم هم برای خستگی هست ، بهش گفتم چرا دستت توی جیبته؟ گفت اشکال داره؟ ، گفتم بله ببینم دستت را ، با خواهش و اصرار دستش را ازجیب دراورد ، دیدم دستش قطع شده و با بند پوتین مچ قطع شده را بسته ، به حاج علی گفتم باید بروی عقب تا بخیه به دستت بزنند ، خیلی جدی گفت نمیروم ▪️دیدم گوشش بدهکار نیست و ممکنه بعلت خونریزی و ضعف حالش بهم بخورد و در جایی از ارتفاع پرت بشه . چون با شهید پیچک فرمانده عملیات غرب در ارتباط بودم شاسی بیسیم را فشار دادم تا پیچک بگوش شود و مذاکره مرا با حاج علی بشنود 🔸وقتی پیچک متوجه شد که دست حاج علی مجروح شده به او تکلیف کرد که باید برای درمان به پادگان ابوذر برود حاج ابراهیم شفیعی میگوید علی موحد با گریه به من میگفت من نیامدم که برگردم چرا به پیچک خبردادی!!! — (راوی: دکتر ابراهیم شفیعی معاون شهید پیچک در عملیات بازی دراز) 🆔 @Defa_Moqaddas
🌷شهید موحد دانش - جبهه جنوب 🆔 @Defa_Moqaddas