eitaa logo
دفاع مقدس
407 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دیدار جانباز و آزاده سرفراز سیدناصر حسینی‌پور با رهبر انقلاب او خاطرات روزانه خودرا در دوران اسارت مخفیانه ثبت می‌نمودو حالا به صورت کتاب درآمده است:"پایی که جا ماند" که موردتقدیر وستایش‌رهبرقرارگرفت 🆔 @Defa_Moqaddas
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم دیده نشده از مصاحبه و صحبت های او درباره جریانات سیاسی در کردستان (قبل و بعد از انقلاب اسلامی) 🆔 @Defa_Moqaddas
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپی زیبا و دیدنی از شهید حسین 🌸🌼☘ فرمانده دلاور لشگر مقدس امام حسین(ع) 🌴 دوران 🆔 @Defa_Moqaddas
خاطرات شهید خرازی - 1.mp3www.rasekhoon.net
زمان: حجم: 219.1K
📢صوت| #خاطره‌ای از شهید حسین #خرازی 🌸🌼🍀 فرمانده دلاور لشگر مقدس امام حسین(ع) ➖ بخش اول 🌴 دوران #دفاع_مقدس 🆔 @Defa_Moqaddas
🌴 ! 🔹روزهای آخر، رفتارش خیلی فرق کرده بود. کارهای عجیب و غریبی می کرد. غمگین و بیقرار بود. زمین با همه وسعتش برای حاجی تنگ می نمود. یک روز بی مقدمه وارد آسایشگاه شد و رفت سراغ کمد شخصی اش. 🔸....به آرامی در کمد را باز کرد. تمام وسایلش را چید روی زمین و گفت: بچه ها ! هر کس هر چه می خواهد بردارد برای یادگاری! گرمکن ورزشی، ساعت مچی، تقویم ، انگشتر عقیق ، مهر و سجاده کوچک، تمام دارائی حاجی بود. بچه ها با دیدن این صحنه بغض کردند و.... ▪️او كه چمدانی پر از شکوفه های یاس تقوا همراه داشت و برای ملاقات و ضیافت با شکوه عشق لحظه شماری می کرد، عاقبت در شلمچه کارت سبز دعوت در میهمانی کروبیان را دریافت کرد. و در اول دی ماه ١٣٦٥ در عملیات کربلای ٥ در منطقه شلمچه در حالی که برای شرکت در جلسه عازم پشت جبهه بود، تذکره عبور و معراج به عالم ملکوت را گرفت و از شرکت در جلسه زمینیان باز ماند و بر اثر اصابت ترکش به سرش به شهادت رسید. 🌹خاطره اى از فرمانده شهيد يدالله كلهر 🆔 @Defa_Moqaddas
عمليات شده بود و در حين عمليات "سيد مير رضي " شهيد شده بودو یدالله كلهر كه با او بسيار صميمي بود، از شدت ناراحتي و غم از دست دادن نزديكترين يارش ، در خط مقدم ، داخل نفربر نشسته بود و گريه مي كرد . يكي از دوستان مي گفت: هر چه تلاش كرديم او را آرام كنيم ، نتوانستيم . تصميم گرفتيم تنهايش بگذاريم . بلكه آرام شود . ولي هر چه سعي كرديم آرام نمي گرفت . حاج آقا ميثمي آمد و احوال او را ديد . داخل نفربر شد و در گوش كلهر چيزي گفت . شهيد كلهر كه تا آن لحظه با شدت گريه مي كرد ، ناگهان آرام شد . سر بلند كرد و لبخند زد . شهید ميثمي رفت. از كلهر پرسيديم چه شد كه اين طور آرام شدي ؟ گفت : حاج آقا ميثمي همان حرفي را به من زد كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله عليها گفته بود . گفت : " تو اولين كسي هستي كه به مير رضي ملحق مي شوي " باورمان نمي شد اما زمان طولاني لازم نبود تا ببينيم كه اين حرف تا چه حد حقيقت داشته است . حاج يدالله كلهر در ادامه عمليات ، اولين نفر از مسئولين بود كه به شهادت رسيد . 🆔 @Defa_Moqaddas
🌈 #لحظه_عروج #امیر_لشگر_سیدالشهداء_علیه_السلام 🔹سردار جانباز #حاج_یدالله_کلهر 🌷 #شهادت اول بهمن سال 1365 🌴 #شلمچه 🆔 @Defa_Moqaddas
🌷 جانباز شهید #حاج_یدالله_کلهر 💠 قائم مقام لشکر ده سیدالشهدا(ع) 🌴 دوران #دفاع_مقدس 🆔 @Defa_Moqaddas
📸 سردار شهید #یدالله_کلهر ایستاده بالای سر سردار خستگی ناپذیر #حاج_علی_فضلی اتاق فرماندهی لشکر ۱۰ سیدالشهداء
📝 بخشی وصیت نامه شهید کلهر: خدایا! شاهد باش که از تمام مظاهر مادی دنیا برهیم تا بیشتر به تو نزدیک شویم و به تو بپیوندیم . خدایا! شاهد باش به عشق تو به مسیر تو حرکت کردیم و اینک فقط پیوستن به تو را انتظار داریم. خدایا! من خواهان شهادتم نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شده‌ام و خواسته باشم خود را از دست این سختی‌ها و ناملایمات دنیوی خلاص کنم، بلکه می‌خواهم شهید شوم تا اگر زنده‌ام موجودی نباشم که سبب جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران کند و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند. می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین (ع) گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام. خدایا شاهد باش که از تمام مظاهر مادی دنیا برهیم تا بیشتر به تو نزدیک شویم و به تو بپیوندیم... 🆔 @Defa_Moqaddas
💠 موتورسیکلتی میان انبوه دشمن 🔹 در زمستان سال ۱۳۶۱ در منطقه جنوب انجام گرفت. شهید تا آخرین لحظه عبور سفارش بسیجی‌ها را به فرماندهان کرد . از آن پس نیز با بی‌سیم سفارش می‌کرد . صبح ساعت ۶ گروهی از نیروها به محاصره دشمن افتادند و هدایت با بی‌سیم و پیک کارگر نیفتاد. 🔸 همه قطع امید کرده روحیه‌ها تنزل کرده بود، ناگهان نیروهای محاصره‌شده دیدند یک موتورسیکلت‌سوار از میان انبوه نیروهای دشمن به سرعت به سمت آنان می‌آید. وقتی موتور رسید دیدند شاهمرادی است. ▪️ بسیجی‌ها با دیدن این فرمانده شجاع و دلسوز که شخصاً به یاری آنان آمده بود ناگهان به وجد آمدند و روحیه‌شان چند برابر شد. با کمک او با یک یورش، حلقه محاصره شکسته شد و رزمندگان نجات یافتند. وقتی به عقب می‌آمدند خود شاهمرادی یکی یکی نیروها را از مَعبر میدان مین رد می‌کرد تا خدای نکرده آسیبی نبینند. 🆔 @Defa_Moqaddas
😊 | 😂 خر روشن شد😂 🌸 سال ۱۳۵۹ دسته‌ای از سپاه زرین شهر اصفهان به فرماندهی شهید محمدعلی در گروه ضربت سنندج خدمت می‌کردیم. 🍀 روزی برای انجام مأموریت با یک ماشین سیمرغ عازم اطراف سنندج بودیم، حین عبور از رودخانه، آب به سر شمع‌های ماشین نفوذ کرد و موجب خاموش شدن ماشین شد. 🌼 شاهمرادی به بی‌سیم‌چی که تازه کار بود گفت به فرمانده اطلاع بده که یواش‌تر بروند تا ما برسیم اما با رمز بگو! 🌿 بی‌سیم‌چی گفت: نم‌یدانم چه بگویم!! شهید شاهمرادی بی‌سیم را گرفت و گفت: حسین حسین شاهمراد.... آب تو گوش خر رفته کمی یواش تر...😐 کمی بعد ماشین روشن شد و شاهمراد به بی‌سیم‌چی گفت حالا تو اطلاع بده! 🌾 بی‌سیم‌چی تماس گرفت و گفت الو الو..... خر روشن شد...... 😂😂😂 🆔 @Defa_Moqaddas