📝 بخشی وصیت نامه شهید کلهر:
خدایا! شاهد باش که از تمام مظاهر مادی دنیا برهیم تا بیشتر به تو نزدیک شویم و به تو بپیوندیم .
خدایا! شاهد باش به عشق تو به مسیر تو حرکت کردیم و اینک فقط پیوستن به تو را انتظار داریم.
خدایا! من خواهان شهادتم نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شدهام و خواسته باشم خود را از دست این سختیها و ناملایمات دنیوی خلاص کنم، بلکه میخواهم شهید شوم تا اگر زندهام موجودی نباشم که سبب جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران کند و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند.
می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین (ع) گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام. خدایا شاهد باش که از تمام مظاهر مادی دنیا برهیم تا بیشتر به تو نزدیک شویم و به تو بپیوندیم...
🆔 @Defa_Moqaddas
💠 موتورسیکلتی میان انبوه دشمن
🔹 #عملیات_والفجر_مقدماتی در زمستان سال ۱۳۶۱ در منطقه جنوب انجام گرفت. شهید #شاهمرادی تا آخرین لحظه عبور سفارش بسیجیها را به فرماندهان کرد .
از آن پس نیز با بیسیم سفارش میکرد . صبح ساعت ۶ گروهی از نیروها به محاصره دشمن افتادند و هدایت با بیسیم و پیک کارگر نیفتاد.
🔸 همه قطع امید کرده روحیهها تنزل کرده بود، ناگهان نیروهای محاصرهشده دیدند یک موتورسیکلتسوار از میان انبوه نیروهای دشمن به سرعت به سمت آنان میآید. وقتی موتور رسید دیدند شاهمرادی است.
▪️ بسیجیها با دیدن این فرمانده شجاع و دلسوز که شخصاً به یاری آنان آمده بود ناگهان به وجد آمدند و روحیهشان چند برابر شد. با کمک او با یک یورش، حلقه محاصره شکسته شد و رزمندگان نجات یافتند. وقتی به عقب میآمدند خود شاهمرادی یکی یکی نیروها را از مَعبر میدان مین رد میکرد تا خدای نکرده آسیبی نبینند.
🆔 @Defa_Moqaddas
😊 #شوخ_طبعی | #زمان_جنگ
😂 خر روشن شد😂
🌸 سال ۱۳۵۹ دستهای از سپاه زرین شهر اصفهان به فرماندهی شهید محمدعلی #شاهمرادی در گروه ضربت سنندج خدمت میکردیم.
🍀 روزی برای انجام مأموریت با یک ماشین سیمرغ عازم اطراف سنندج بودیم، حین عبور از رودخانه، آب به سر شمعهای ماشین نفوذ کرد و موجب خاموش شدن ماشین شد.
🌼 شاهمرادی به بیسیمچی که تازه کار بود گفت به فرمانده اطلاع بده که یواشتر بروند تا ما برسیم اما با رمز بگو!
🌿 بیسیمچی گفت: نمیدانم چه بگویم!! شهید شاهمرادی بیسیم را گرفت و گفت: حسین حسین شاهمراد.... آب تو گوش خر رفته کمی یواش تر...😐 کمی بعد ماشین روشن شد و شاهمراد به بیسیمچی گفت حالا تو اطلاع بده!
🌾 بیسیمچی تماس گرفت و گفت الو الو..... خر روشن شد...... 😂😂😂
🆔 @Defa_Moqaddas
🎼 #آواز_قورباغه_ها !!😊
🔹شهید حمزه بابایی همراه عده ای از رزمنده ها به منطقه عملیاتی بدر رفته بودند، نمی دانستند منطقه خودی است یا تحت تصرف دشمن. پس از مدتی جست و جو به نتیجه ای نرسیدند. کم کم بچه ها روحیه شان را نیز از دست داده بودند.
🔸"بابایی" که استاد تقویت روحیه بود به شوخی رو به بچه ها کرد و گفت: برای این کار یک راه خیلی خوب پیدا کردم! همه خوشحال گرد او جمع شدند و سئوال کردند: هان بگو از کجا می شود فهمید وضعیت منطقه را؟ زود بگو!
▫️او در حالی که می خندید گفت: از قورباغه ها!
🎼 اگر آواز آنها در دستگاه، شور باشد یعنی «قور قور» بکنند منطقه خودی است!
🎶 ...و اگر در دستگاه ابوعطا بخوانند و «القور القور» بکنند، منطقه در تصرف عراقی هاست!!
😊....پس از شنیدن این شوخی، خنده روی لب های بچه ها نشست و روحیه مضاعف پیدا کرده و شروع کردند به جست و جو برای یافتن نیرو های خودی
🆔 @Defa_Moqaddas