شهیدبهرامی هنگام توزیع غذا بین رزمندههاباصدای بلند میگفت:یالا گِن گِن-گِن گِن بزبان لکی بمعنای وفور نعمتاست
واقعاوفورنعمت بودهیچ محدودیتی برای توزیع غذانبود وهرمقدارنیروهاغذامیخواستند،تحویل میدادند
🆔 @Defa_Moqaddas
دفاع مقدس
یاد💠 #عملیات_والفجر_4 ⏳ پاییز سال 1364 🔺 پس از آزادسازی خرمشهر، استراتژی تعقیب متجاوز در دستور کار
🌴 دوران #دفاع_مقدس
💠 خاطرهای از #عملیات_والفجر_4
⏳ آبان ماه #سال_62
🔺 یادش بخیر، کوههای کانیمانگا ، لری ، هرگنه، پاسگاه گرمک که دست کوموله بود و ازشون گرفتیم، رودخانه شیلر با آب گوارا و ماهیهای آزاد، زمستان باهوای بسیارلطیف، جنگلهای بلوط با گرازهای تنومند و گربههای وحشی. سه ماه درآن منطقه بودیم.
🔹 آبان، آذر و دی، مرحله سوم والفجر4 سخت اما و جالب، همکاری سپاه و ارتش، توپخانه و آتشبار لشکر88 زاهدان، بمبارانهای جنگندههای دشمن.
🔸نزدیک بود اسیر بشیم، اطلاعات عملیات لشکر27محمدرسولالله(ص) تهران پشت کانیمانگا توی شیارها گیر افتاده بودند، شبانه در هوای برفی و سرد ، به اتفاق 10 نفر دیگه رفتیم و از شیارها نجاتشون دادیم، ولی نزدیک بود خودمون محاصره بشیم. دشمن فکرکرد تعدادمون زیاده جلو نیومد، فقط با خمپاره 60 میزدند که خدا نجاتمون داد.
▪️ بچه های لشکر88 زاهدان انصافاً خوب کارکردند. پایین پنجوین بین تپهها، یک توپِ خودکششی لشکر زاهدان مونده بود، هرآن ممکن بود بیفته دست دشمن یا مُنهدمش کنن. افسر رئیس توپ که ستوان یک بود به همراه خدمه توپ، مردانه ایستادند، بدون آنکه آذوقهای داشتن باشند.
🌀 اون افسر شجاع شبانه خودشو از محاصره دشمن به ما رسوند و قضیه رو تعریف کرد. از سه طرف محاصره بودند فقط یک راه بود که فقط افراد پیاده میتونستند برگردند، اما مردانگی کردند و توپ رو رها نکردند. اون افسر میگفت اگه بتونین بنزین به توپ برسونین، من میارمش عقب.
⭕️ تانکر500 لیتری تویوتا وانت رو پُر بنزین کردیم، دو نفری نیمه شب راه افتادیم. میزان موفقیت 10% بود. باید طوری میرفتیم که دیده نشیم، با اون وانت لندکروز از جاهایی رفتیم که تقریباً غیرممکن بود. از آنجا که اطلاعات عملیات بودم. شیارها و راهها رو میشناختم.
💢 بالاخره رسیدیم. توپ رو استتار کرده بودند. خدمه توپ به همراه10سرباز دیگه واسه اینکه جونشون در امان بمونه، رفته بودند توی حفرۀ روباهها. باور نمیکردند ما با اون وانت تانکر بنزین آورده باشیم. ریختند سر ما و ماچ و بوسه! بنزین توی باک توپ خودکششی تخلیه شد. افسر توپ گفت سحرگاه حرکت میکنیم.
➖ قرار شد یک دسته گشتی رزمی از نیروهای ما هم حمایتشان کنند که احتمالا با گشتی رزمی دشمن برخورد نکنند.
🔺 من تنها برگشتم، از همون راهی که اومده بودیم. هوا تاریک بود. رد چرخها رو روی گل و لای میشد دید. بعضی جاها پیاده میشدم و با چراغ قوۀ نورقرمز، رد چرخها رو پیدا میکردم، بالاخره سالم و سلامت به مقر رسیدم.
🔸یک ماه بعد وقتی با قطار از تهران به مشهد میرفتیم، داخل رستوران قطار، همون افسر و مافوقش رو دیدم. روبوسی و احوالپرسی! خیلی تشکر کردند، من هم به سَروانی که مافوقش بود گفتم قدر این افسر رو بدونید، خیلی شجاع و بامعرفته! اون هم گفت اتفاقاً قراره درجه تشویقی بگیره به خاطر حفظ توپ و خدمه.
🌸🍀در طول #دفاع_مقدس همکاری ارتش وسپاه موجب برکتی عظیم بود، خدا کنه فراموش نشه.
🆔 @Defa_Moqaddas
⭕️ شلیک توپ 122 میلیمتری
🔥 توپخانه و آتشبار ارتش
📷 عکاس : سعیدصادقی
⏳ دوران #جنگ_تحمیلی
🆔 @Defa_Moqaddas
💠 صدام حسین : "ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮓ و استقامتاند"❗️
🔺 ﺷﻴﺦ ﺟﺎﺑﺮ، ﺍﻣﻴﺮ سابق ﻛﻮﻳﺖ" ﺩﺭ کتاب ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ:
🔹 ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻋﺮﺍﻕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﻠﻴﻞ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺻﺪّﺍﻡ، ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﺭفتم!
🔸 ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﺻﺪّﺍﻡ ﺷﺨﺼﺎً ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﻨﺰ ﺗﺸﺮﻳﻔﺎﺕ ﻧﺸﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ...
▪️ ﺻﺪّﺍﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﺑﺮﮒ ﮐﻮﺑﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﻣﺘﻜﺒّﺮﺍﻧﻪ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ!
🔺 ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ انشاالله ﺳﻔﺮﯼ ﺑﻪ ﻛﻮﻳﺖ ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ، ﻣﻨﺘﻈﺮﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ!
🔹 ﺻﺪّﺍﻡ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻦ ﻣﺘﻜﺒّﺮﺍﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﻛﻮﻳﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﺳﺖ، ﺣﺘﻤﺎً ﻣﯽﺁﻳﻴﻢ!
▫️ ﻭ ﻣﻦ ﺳﺎﻝ 1990، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﯼ ﻧﻈﺎﻣﯽ عراق ﺑﻮﺩﻡ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺷﺪﻡ..!
▪️ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺎ ﻛﻮﻳﺖ، ﺻﺪّﺍﻡ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻥ، ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﻳﮕﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ نمیﭘﻮﺷﯿﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:
🔸 ﺩﺭ ﻛﻮﻳﺖ، من ﻣﺮﺩﯼ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩ نمی بینم، ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ دلیل ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮓ بودند!
🔹 ﺻﺪّﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ و حتی برای حضور در سالن صرف غذا ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﻴﺸﺪ!
🆔 @Defa_Moqaddas
💠 نغمه های حاج #صادق_آهنگران
🌸 در طول دفاع مقدس، جایجای جبههها آکنده بود از معنویت، روحانیت و صفا.
🍀 در این میان، عطر و شَمیم سرودهای انقلابی و نوحههای صادق آهنگران بیش از همه قلوب رزمندگان را تحت تأثیر قرار میداد
🌼 و نوای دلنشین او که از بلندگوهای تبلیغات پخش میشد فضای جبهه را عطرآگین مینمود.
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🔺 صادق آهنگران تا پیش از جنگ، در گروه تئاتر حسین پناهی فعالیتهای هنری انجام میداد.
🔹 با شروع جنگ، کار تئاتر را کنار گذاشت و به درخواست شهید #حسین_علمالهدی به کار تبلیغاتی مشغول شد.
🔸 از آنجا که پدر آهنگران، مدّاح و ذاکر اهل بیت بود، او نیز با تشویق پدر، از کودکی در ایام محرم، در دستههای عزاداری، به نوحهخوانی میپرداخت.
▪️و لذا پس از عضویت در سپاه و وارد شدن به جنگ، با توجه به پیشینۀ خود، شروع به خواندن سرودهای انقلابی و نوحههای حماسی کرد
🌀 و به این وسیله، حال و هوای معنوی جبهههای نبرد را طراوت میبخشید و روحیۀ رزمندگان را مضاعف مینمود
🆔 @Defa_Moqaddas