eitaa logo
دفاع مقدس
5هزار دنبال‌کننده
26هزار عکس
16.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | تصاویری از "ناصر فخار" از لشکر ۸ نجف در عملیات قادر تابستان ۶۴ - ارتفاعات شمال‌غرب کشور 🎞 ناصر فخار، فرمانده یکی از گردان‌های لشکر نجف‌ اشرف در کنار یکی از افسران ارتشی این عملیات توسط ارتش ج.ا.ا طراحی شده بود و یگان هایی از سپاه نیز در آن شرکت کردند. منطقه عملیاتی: غرب اشنویه - قلل کلاشین - محور سیدکان (استان اربیل عراق) ....
دفاع مقدس
🎥 #فیلم | تصاویری از "ناصر فخار" از لشکر ۸ نجف در عملیات قادر تابستان ۶۴ - ارتفاعات شمال‌غرب کشور
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | عزاداری و وسینه‌زنی رزمندگان لشکر ۸ نجف، بعد از عملیات قادر 🎞 فیلم در تابستان ۶۴ در مقری به نام خندق در نزدیکی شهر اشنویه ضبط شده است 🎞 جمعی از نیروهای لشکر ۸ نجف اشرف، بعد از اتمام عملیات درحال عزاداری و سینه زنی هستند. در این برنامه که مداحی آن را احمد محمدی بر عهده دارد، رزمندگان نوحه: «ای از سفر برگشتگان کو شهیدان ما» را همخوانی می کنند. در میان افراد، مرحوم دکتر محمد علی ابوترابی و حجت الاسلام حسنعلی خزائیلی نیز دیده می شوند. 🌱 دوران ------------------------------------------- کانال دفاع مقدس 🌱
دفاع مقدس
🎥 #فیلم | عزاداری و وسینه‌زنی رزمندگان لشکر ۸ نجف، بعد از عملیات قادر 🎞 فیلم در تابستان ۶۴ در مقری
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | عزاداری و وسینه‌زنی رزمندگان لشکر ۸ نجف، بعد از عملیات قادر 🎞 فیلم در تابستان ۶۴ در مقری به نام خندق در نزدیکی شهر اشنویه ضبط شده است 🌱 دوران
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جلسه فرماندهان ارتش در جریان 🎞 در تصاویر شهبد احمد کاظمی، فرمانده لشگر ۸ نجف اشرف نیز دیده می شود. یگان او نیز مانند یگان تحت امر شهید کاوه نیز در راستای کمک به ارتش در انجام عملیات در کنار این عزیزان می جنگیدند.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 موشن گرافیک 🌿 "عملیات قادر" در جبهه شمالغرب - در غرب اشنویه بسمت قلل کلاشین و سیدکان- چومان مصطفی (استان اربیل عراق) بفرماندهی شهید صیاد شیرازی (فرمانده نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا) و تحت کنترل قرارگاه مشترک ارتش و سپاه 🌱 مرحله اول عملیات: ۲۳ تیر ۱۳۶۴ 🌱 مرحله دوم عملیات: ۱۸ شهریور ۱۳۶۴
یا حسین (ع)♥️ کم کم سیاهی علمت دیده می شود آثار خیمه های غمت دیده می شود😢 افتاده سینہ ام به تپشهای انتظار از روی تلِّ دل حرمت دیده میشود 🕌 🏴 به ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نزدیک می شویم 🏴 ‌‌‌‌‌‌
◼️ امام زمان علیه السلام: همانا من بدون شک، دعا میکنم برای هر مومنی که به یاد آورد مصیبت جد شهیدم را و سپس دعا کند برای تعجیل در فرج و تأیید من. 📚مکیال المکارم
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴به محرم نزدیک می‌شویم 🌴 🌿نوای حسینی در دوکوهه 🎥 نوحه‌خوانی با صدای زیبا و ماندگار شهید ،مداح لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) ⏳ دوران
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم_رب_الشهدا . .. چگونگی شهادت شهید عارف ومداح، شهید_مسعود_ملا ↩️در تنگه ابوقریب،گردان عمار با دوتیپ زرهی عراق درگیر شد. گروهان«مسعود ملا» موند تو محاصره و مسعود تعدادی از نیروهایش را فرستاد عقب، خود مسعود با یه سری از بچه‌ها موندن وسط عراقیا ونبرد تن به تن کردند. عراقیا که دیگه با ما یقه به یقه درگیر بودن،مسعود را بستن به رگبار و پهلو وسینه اش مجروح شد واسیر عراقیا شد!!! دشمن بعثی ملعون دستای مسعود رو بست پشت نفربر و در حالی که مسعود زنده بود وفریاد یا زینب«س» داشت،اونو تا سه راهی فکه کشوندن وبعد آرزوی سوم مسعود برآورده شد، دشمن بعثی در حالی که مسعود برلب فریاد یا حسین داشت،اورا دوره کرده وسرش را بریدند... . 💠خاطره آزاده جانباز مهدی سیفی شهید«مسعود ملا» در وصیتنامه سراسر نورش نوشته است: «پروردگارا، هم جراحت،هم اسارت و هم شهادت را روزی من کن ونگذار شرمنده مولایمان سیدالشهداء بشوم.» مزار شهید:بهشت زهرا«س» قطعه ۴۰ ردیف ۵۲ ،شماره ۲۲ . شادی روح شهدا صلوات کانال محفل انس ورفاقت باشهدا
ابو قریب از تشنگی تا شهادت سالروز دفاع دلاوردان مردان گردان عمار به فرماندهی حاج رضا یزدی در تنگه ابوقریب و شهادت مظلومانه و عطشان رزمندگان عزیزمان من جمله سردار شهید غلامرضا صالحی قائم مقام لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) که تشنگی و گرما هم مانع جان فشانی شان نگردید گرامی باد . به راستی تاریخ گواهی خواهد داد که چطور جوانان عزیز ایرانی در این روز با لبان تشنه و با ذکر یا حسین و یا زهرا به دیدار معشوق شتافتند.
دفاع مقدس
ابو قریب از تشنگی تا شهادت سالروز دفاع دلاوردان مردان گردان عمار به فرماندهی حاج رضا یزدی در تنگه
به روایت حاج علی آقای یزدی: ۲۱ تیر ماه سال ۶۷ بود برای عملیات تنگه ابوقریب حرکت کردیم چند روز قبل از عملیات بود که برادر فراهانی به گردان آمده بودند و بدلیل اینکه من پیک گردان بودم ، حاج آقا رضا ایشان را پیک گردان گذاشتن و خیلی برای من جالب بود که اخوی ایشان را از کجا می شناختن چون تاکنون ندیده بودم ایشان را و از انتخاب اخوی کمی تعجب کردم. خلاصه در عملیات ابوقریب بدلیل اینکه ما به یک مرتبه وارد منطقه ناشناخته ای شده بودیم و از موقعیت دشمن اطلاع نداشتیم که در کجا درگیری شروع خواهد شد همینطور به سمت جلو در حرکت بودیم و جاده را گرفته بودیمو می رفتیم تا اینکه در تنگه متوقف شدیم، عراقی ها در بعد از تنگه در دشت موضع گرفته بودند و مسلط به جاده بودند ، شب درگیری شروع شد، بچه های گروهان باهنر از تنگه گذشتن و در دشت با دشمن درگیر شدن. نبرد سختی شکل گرفت که برادر عزیزم حسین زاده در خاطرات ابوقریب خاطرات خواندی خود را فرمودند ، درگیری تا صبح ادامه داشت، بدلیل اینکه مهمات و آب بچه ها تموم شده بود و از پشت هم هیچ تدارکات و نیرویی نمی رسید دستور عقب نشینی دادند، در برگشت که به ظهر نزدیک میشدیم و هیچ آبی در قمقه ها باقی نمانده بود جاده هم در تیر رس دشمن قرار گرفته بود مجبور شدیم به تپه های اطراف پناه ببریم و عملا راهمون دورتر میشد و امکان اینکه راه را گم کنیم بود ، در زمان برگشت که بچه ها در بین تپه ها پراکنده به عقب برمی گشتیم دو بیسیمچی بنام های برادران داودی و منصوری کم آورده بودند و آبی هم نبود و به سختی قدم بر میداشتند ، وقتی رسیدم به آنها گفتم عراقی ها پشت سر هستند زودتر حرکت کنید که نشستند و گفتند توان برگشت و ندارن و خلاصه حلال کنند با داد زدن بر سرشان ، بلندشان کردم ، کمی هم کمکشان کردم تا دو سه تا تپه را رد کردیم رسیدیم به جایی که دیدم چاله کوچک آبی آنجاست. چاله آب ، شور و غیر قابل شرب بود و دکتر بختیاری آب را با کلاه آهنی می ریخت سر بچه ها، واقعا این چاله آب یک معجزه بود در آن جا ، اگر آن آب بر سر ما ریخته نمیشد معلوم نبود الان این خاطرات را برایتان می نوشتم ، در آنجا بود که شهید فراهانی رسید به ما و آخرین نفری بود که برگشته بود من کارت جنگیم و کارت پلاکم خیس شده بود به برادر فراهانی گفتم این کارتهای مرا داخل جیب پیراهنت بگذار و ایشان محبت کرد و کارتها را در جیب پیراهن سپاهی که داشت گذاشت. بعد از اینکه آب بر سرش ریختیم صدای تیراندازی آمد و عراقیها پشت سرمان بودند و ما نه فشنگ داشتیم و نه آب دوباره در تپه ها سرازیر شدیم و آنجا بود که آخرین بار بود شهید فراهانی را دیدیم ، وقتی آمدیم عقب دیگه این شهید را ندیدیم عراقم بر منطقه مسلط شد تا بعد از اینکه آمدیم دوکوهه سراغ این عزیز را از هر کسی گرفتیم نمیدانست کجا جا مانده و بعد از یکی دو روز عراق عقب نشست رفتیم دنبال شهدا و در تپه ها بدنبال شهدا می گشتیم که تقریبا از جایی که از این شهید جدا شده بودیم را می دانستیم رفتیم، در چند تپه آنطرف تر دیدم شهیدی افتاده که حتی نه ترکش و تیری به ایشان اثابت نکرده بود و مانند سه یا چهار شهید دیگر ابوقریب از تشنگی به شهادت رسیده بود. جیب لباس سپاهی که تنش بود را باز کردم و کارت هایم در جیبش بود ، یادش گرامی و ان شاالله با شهدای لب تشنه کربلا محشور شوند ، جهت شادی روحشان صلوات.
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥کمین نیروهای عراق در تنگه ابوقریب