eitaa logo
دفاع مقدس
4هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
11.5هزار ویدیو
1هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست، سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته، سراسر از ذکر ﴿یالیتناکنامعک﴾ لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷شهید صیاد شیرازی در محضر آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی 🔹 علاقه خاص آقای بهاءالدینی به صیاد شیرازی ا▫️💠▫️💠▫️💠▫️ ☀️نورانیت شهید صیاد شیرازی رفتم قم رسیدم خدمت آیت الله بهاء الدینی ... ایشان به من نگاهی کردند ، گویا منتظر بودند که پیغام را برسانم ، گفتم که حاج آقا ! جناب صیاد به شما سلام رساندند و گفتند دلم برای شما تنگ شده ، آقای بهاء الدینی فرمودند : شما آقای صیاد را می شناسید ؟ گفتم : حاج آقا فرمانده من است من چطور نشناسمش ! گفتند : شما آقای صیاد را می شناسید ؟ با سؤال دوم فهمیدم که حاج آقا به من می خواهد بگوید شما نمی شناسیدش . گفتم : نه آن قدری که شما می شناسید . گفتند : آقای صیاد را می شناسید؟ گفتم : نه حاج آقا سه بار از من سؤال کردند و بار سوم گفتم نه حاج آقا. ایشان گفتند : صیاد یک پارچه نور است ، سه بار هم تکرار کردند (نقل از یکی از شاگردان آقای بهاء الدینی) ا🌱🌱🌱🌱🌱 🍁 ۲۸ تیر ۱۳۷۶ -سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی 🌴ایشان از نمونه‏‌های روحانیان زاهد و عامل بود؛ به نماز شب و رعایت جزئیات مسائل اخلاقی پایبندی بسیار داشت و از علاقمندان عالمان آزاده به شمار می‌‏رفت. ایشان شیفته کسانی همچون آیت‌الله سیدحسن مدرس بود و حتی با حالت بیماری نیز زیارت قبر او در کاشمر را از یاد نمی‌‏برد. این عارف سترگ، در تحمل مصائب و سختی‏‌ها صبور بود و به خواندن قرآن و ادعیه شوق فراوان داشت. به دفاع از حریم ایران اسلامی اهمیت فوق‌‏العاده می‌‏داد و به همین خاطر، به رغم کهولت سن و رنج بیماری،چندین بار در زمان جنگ در جبهه‏‌ها حضور یافت و با نفس رحمانی خود، روحیه‌بخش رزمندگان اسلام بود
🌴 حاج قاسم سلیمانی : وقتی برای آیت الله بهاءالدینی تعریف کردم که 🌷شهید حسینعلی عالی🌷 شب عملیات روی سیم‌های خاردار خوابید تا بچه‌ها ازمعبر عبور کنند،ایشان بیش از 10 دقیقه گریه کردند💦
5.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شور و شعف آیت الله در هنگام شنیدن مدح (سلام الله علیها) از زبان استاد (حسان) ۲۸ تیر سالگرد ارتحال آیت الله
🔹 🍁 ۲۸ تیر ۱۳۷۶ - سالروز رحلت آیت الله العظمی بهاءالدینی قدس سره ا▫️💠▫️💠▫️💠▫️ 🌴 آیت‌الله بهاءالدینی، از نمونه‏‌های روحانیان زاهد و عامل بود؛ به نماز شب و رعایت جزئیات مسائل اخلاقی پایبندی بسیار داشت و از علاقمندان عالمان آزاده به شمار می‌‏رفت. ایشان شیفته کسانی همچون آیت‌الله سیدحسن مدرس بود و حتی با حالت بیماری نیز زیارت قبر او در کاشمر را از یاد نمی‌‏برد. این عارف سترگ، در تحمل مصائب و سختی‏‌ها صبور بود و به خواندن قرآن و ادعیه شوق فراوان داشت. به دفاع از حریم ایران اسلامی اهمیت فوق‌‏العاده می‌‏داد و به همین خاطر، به رغم کهولت سن و رنج بیماری، چندین بار در زمان جنگ در جبهه‏‌ها حضور یافت و با نفس رحمانی خود، روحیه‌بخش رزمندگان اسلام بود.
شب دوم محرم۹۹ روضه.mp3
11.76M
شب دوم محرم ۱۳۹۹ حسینیه ثارالله اهواز روضه خوانی و ذکر مصیبت با نوای حاج صادق آهنگران
🌴 محرم در اسارت با شروع ماه محرم، اردوگاه حال و هواى خاصی به خود می گرفت، تا آنجایی که عراقی ها هم این مسأله را درک می کردند و طبعاً تدابیری هم برای مقابله با این مسأله در نظر می گرفتند.... از جمله این تدابیر تزریق واکسن به بچه ها بود. واکسنی که هیچگاه متوجه نشديم برای مقابله با چه بیماری بود و از آنجا که هر ساله، يك روز قبل از تاسوعای حسینی بلا استثناء به همه اسرا تزریق می شد، بچه ها به آن واکسن ضد عزاداری می گفتند! چرا که این واکسن دو سه روز همه را از پا در می آورد ودر تب و لرز شدیدی فرو می برد. البته بچه ها دست بردار نبودند و قضاى عزاداری را در روزهای بعد به جا می آوردند! با اینکه با شروع ماه محرم هر آسایشگاه مراسم سینه زنی و نوحه خوانی را هر شب بر پا می کرد؛ ولی هر چه به تاسوعا و عاشورا نزدیکتر می شدیم، وعده های عزاداری و زمان آن بیشتر می شد. مسائل امنیتی را هم باید رعایت می کردیم و با به کار گماردن چند تا از بچه ها در پشت پنجره های آسایشگاه، مواظب بودیم که سربازهای عراقی به ما شبیخون نزنند، با این حال یک شب که بچه ها گرم عزاداری و سينه زنی بودند، فرمانده اردوگاه با تعداد زیادی از سربازهایش به یکباره در آسایشگاه را باز کردند و به داخل هجوم آوردند. بچه ها برای چند ثانیه در حالی که جا خورده بودند، دست از سینه زنی برداشتند، ولى ناگهان يك «یا حسين» از میان جمعیت شنیده شد و همگى «یا حسین» گفتند و به سر و سينه زدند. فرمانده عراقی هم هر چه فریاد زد که ساکت باشيد بچه ها توجهی نکردند و همچنان ادامه دادند. راستش خودمان هم باورمان نمی شد که اینطور جلو عراقی ها ایستاده و عزادارى می کنیم. فرمانده عراقی هم که درمانده شده بود، آمد جلو یکی از بچه ها و شروع کرد به استهزاء او، این برادر عزیزمان هم باصدای بلند فریاد زد:«يا ابوالفضل» به طوري كه با شنیدن این فریاد و اسم مبارک حضرت ابوالفضل (ع) عراقي ها دچار ترس شده، خیلی سریع آسایشگاه را ترک کردند!
دلم میخواهد؛ که یا زهرایم ببندد. که دلم را حسینی کند. که باشد. دلم رفاقتی میخواهد؛ که کند...
باز هم حال و هوای دارم به سر... کو لباس خاکی و سربند یا زهرای من... 🌴
غلامعلی_کویتی_پور_حسین_جان_آمدم (2).mp3
3.97M
📢صوت| غلامعلی کویتی پور: حسین جان آمدم ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن دولت عشق حسینم جامه ی خونین ردایم کربلایم کربلایم شعر غم اینجا سرایم ا🏴🏴 🏴🏴🏴 🌴دوران
شهید_مرتضی_آوینی_–_اکنون_بار_دیگر،.mp3
137.7K
📢 صوت| : ☘️🌸حضرت سیدالشهدا علیه‌‍‌السلام فرمود: 🍀🌼هر آنکس‌که ‌می‌خواهدخونش را در راه ما اهل بیت نثار کند، با ما راهیِ کربلا شود....
دفاع مقدس
📢صوت| غلامعلی کویتی پور: حسین جان آمدم ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن دولت عشق حسینم جامه ی خو
حسین جان آمدم ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن حسین جان آمده ام ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن ره تو بر دشت خون گم کرده ام به دنبال پیکرت پنهان مکن غریبان بر کربلا راهی شدم عزیزانم کشته شد نظاره کن غم داغ آن برادر دیده ام چو زهرا ای مادرم خون گریه کن الهی داغ حسین درد آمدم به تو سامان گشته ام طردم مکن که دشمن آتش بر این مأوا زدند خدایا این صحنه را داور تو کن خدا دلداری یتیمان کرده ام به بیداد کاین غریبان یاری کن الهی بعد از حسین آن یاورم به مردن راضی شدم سردم مکن بسوزان تا که زغم عاری شوم به این مرگ حاضر شدم عارم نکن حسین جان آمده ام ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن ره تو بر دشت خون گم کرده ام به دنبال پیکرت پنهان مکن غریبان بر کربلا جاری شدم عزیزانم کشته شد نظاره کن الهی داغ حسین درد آمدم به تو سامان گشته ام طردم مکن دولت عشق حسینم جامه ی خونین ردایم کربلایم کربلایم شعر غم اینجا سرایم کربلا این سان به سر شد عاشقی دیوانه تر شد من سری دیوانه دارم قصه ای دیگر بخوانم من امیرم من امیرم آتشم اما روانم آفرینم بر حسینم لب بخوانم تا بمیرم من شهیدم من شهیدم کربلا را چون دلیرم بر حسین یاری رجا شد پیکرم خونین به جا شد نینوا دیگر علم شد عارفی آزاده سر شد اکبرم اما جوانم مادرم بهرت بخوانم گر بمیرم گر بمیرم بر عدو غران برانم پاره پاره از جفایم دین و قرآن را لوایم سر به تیرم سر به تیرم قوم دون را من اسیرم اکبرت آماج خط شد کشته اندر راه حق شد دست و پایم چون جدا شد تیر کین بر تن رها شد دولت عشق حسینم جامه ی خونین ردایم کربلایم کربلایم شعر غم اینجا سرایم کربلا این سان به سر شد عاشقی دیوانه تر شد تشنه کامان من نمیرم کوثر جوشان ببینم بر بخوانم بر بخوانم دشت خون را من که سیرم مادرم گوید عزیزم غصه ای دیگر نبینم من که میرم من که میرم منزلی دیگر بگیرم بر مخوان دیگر برایم عاشق دین خدایم کشته آیم کشته آیم خیمه ها را در عزایم محشری از خون بپا شد پیکرم صد پاره ها شد جان من یکباره سر شد حجله ام خاک سیه شد شیعیان عالم عزا شد داورم اینجا خدا شد دین اسلام را فدایم آل طاها را جدایم لب چو خونم لب چو خونم عالمی را بر صدایم