دفاع مقدس
🎞 مهمان شهید والامقام هستیم در گلزار شهدای شیراز: 🌷نوجوان غواص, طالب لاریان، #فرزند_شهید قاسم لاری
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 روایتی از شهید بزرگوار، قاسم لاریان، #پدر_شهید طالب لاریان
راوی: حاج محمد امیری
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌱 ۱۳ رجب -- سالروز ولادت نوجوان غواص دوران دفاع مقدس، شهید طالب لاریان🌷، فرزند شهید قاسم لاریان🌷 🌿
🌷شهید طالب لاریان
۱۳ رجب؛ در شهر کربلا به دنیا آمد....
پدر، چند اسم نوشت، گذاشت بین قرآن، رفتیم توی حرم امام حسین, گرفت جلو دخترِ بزرگش, اسمی که او کشید این بود: "طالب"
تا حدود سال ۱۳۵۰ ، در کربلا ساکن بودیم که توسط رژیم بعث از عراق اخراج شده و به شیراز آمدیم.
بعد از انقلاب, پدرمان به عضویت سپاه در آمد. چون به زبان عربی مسلط بود، او را به عنوان مترجم به سوریه و لبنان اعزام کردند. سال ۶۴ بود که به دست اشرار هم پیمان اسراییل به شهادت رسید. مزدوران صهیونیست، سر از بدنش جدا کرده و برای گرفتن جایزه به اسراییلی ها تحویل میدهند. باقی مانده بدنش بعد ها به ایران برگردانده و در گلزار شهدا شیراز دفن شد.
طالب خیلی به پدر علاقه داشت، بارها می رفت پایین پای پدر می نشست و می گفت دوست دارم من هم همین جا کنار پدرم دفن شوم.
شانزده سال نداشت که در شناسنامهاش دست برد و به جبهه اعزام شد و وارد گردان غواصی حضرترسول(ص) شد. پاییز ۶۵ به اتفاق جمعی از بچه های گردان, مشرف شدیم مشهد, بعد هم قم. یکی از بچه ها که همراه و کنار طالب بود, وقت برگشت، از قول طالب، تعریف می کرد:
در قم, خیلی گریه و بیتابی کردم که یا حضرت معصومه!! دلم برای پدرم تنگ شده! در همان حال گریه، خوابم برد. دیدم خانم حضرت معصومه کنارم آمد و گفت: چه میخواهی؟ گفتم: دوست دارم مثل پدرم شهید شوم. خانم قرآنی جلوی من گرفتند که سه کاغذ بین آن بود. یکی را کشیدم. رویش نوشته بود شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۱۹ 🕊🕊(شبیه همان اتفاقی که زمان تولدش در حرم امام حسین-ع پیش آمد)
بعد از سفر مشهد، بچه ها رفتند مرخصی. اما همزمان شد با سیل شدید در استان فارس و برگشت آنها با تاخیر مواجه شد. خیلی از بچهها به همین ترتیب از کربلای ۴ جا ماندند من جمله "طالب"!!
وقتی برگشت, خیلی ناراحت بود میگفت :
شما باعث شدید من از عملیات و شهادت جا بمانم!
این ناراحتی ادامه داشت، تا اینکه خبر عملیات کربلای ۵ آمد. دیگر سر از پا نمی شناخت. شب عملیات، یعنی ۱۹ دی ماه ۶۵ دستور آمده بود به تعداد لباس غواصی، نیرو ببرم. لباس کم بود، طالب هم قد و قواره کوچکی داشت و لباس برایش گشاد بود ،گفتم: طالب تو نیا لباس نداریم. زد زیر گریه و التماس. آنقدر اشک ریخت که دلم سوخت. با خودم گفتم کسی که آنقدر انرژی و انگیزه برای شرکت در عملیات دارد بیشتر به دردم می خورد تا کسی که بخواهد با اجبار و اکراه بیاید. گفتم بیا…
هنوز یک ساعت از شروع عملیات نگذشته، توی آب تیر خوردم. مرتب در آب بالا و پایین می شدم. هیچ کنترلی برای نگه داشتن خودم نداشتم. دیدم جسم سیاهی کنارم است. دست انداختم گرفتمش. یک غواص بود که شهید شده و روی آب شناور بود. با یک دستم مچ دستش را گرفتم با یک دستم مچ پایش را و سرم را از پشت گذاشتم روی کمرش. اینکار مرا از خفه شدن نجات داد. وقتی توانستم خودم را نگه دارم، غواص شهید را چرخاندم، دیدم طالب است!!! چنان آرام و زیبا شهید شده بود که گویی خواب است. (شاید می خواست با نجات من، تصمیمی که برای آمدنش به عملیات گرفته بودم را جبران کند)
دوباره او را چرخاندم و ساعتی سرم را روی بدنش گذاشتم تا قایق ها آمدند و من را از آب گرفتند..
(به روایت: رزمنده صادق خوشنامی)
دوران #دفاع_مقدس
#غواص_شهید
#شهید_طالب_لاریان
#شهدای_فارس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 قرائت فرازی از #دعای_کمیل
🎙توسط: حاج صادق آهنگران
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 مناجات اميرالمومنين (ع) در مسجد کوفه
🎙با نوای: حاج صادق آهنگران
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی جان, حل تو راه نجاتم
به نامت بگذرم من از صراطم
به نامت الفتی دیرینه دارم
فقط عشق تو را در سینه دارم
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 ۵ بهمن ۱۳۳۵ -- سالروز ولادت عارف شهید، عبدالمهدی مغفوری
نوزاد بود که به سختی مریض شد .به حضرت ابوالفضل علیه السلام متوسل شدند، بهبود یافت.
از ۱۲ سالگی اذان دعای سحر و ادعیه و قرآن میخواند دوستانش به او عبدالله می گفتند.
هر کاری را با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ شروع و با الْحَمْدُ للّهِ تمام می کرد.
نیمه های شب بیدار می شد وضو می گرفت و نماز شب می خواند.
با پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و به کردستان اعزام شد.
مسئول روابط عمومی سپاه کرمان سپاه زرند و فرماندهی سپاه سیرجان و واحد بسیج استان کرمان و جانشین ستاد لشکر ۴۱ ثارالله را به عهده داشت.
چندین بار به جبهه عزیمت و مجروح و شیمیایی شد.
بزرگان اهل عرفان، به او لقب «مجسمه تقوا» داده بودند.
شهیدی که در همه حال و در هر شرایطی اذان می گفت.
شهیدی که هنگام تشییع و دفنش موقع اذان بود برخی صدای اذانش را از تابوت شنیدند.
شهیدی که در حضور او غیبت ممنوع و با ادب تذکر می داد.
شهیدی که در سجده ها و قنوت نمازش ، دعای کمیل را می خواند.
شهیدی که با همان لباس خاک آلود برگشته از ماموریت به خواستگاری رفت.
شهیدی که روی قالی های خانه نمی نشست. می گفت: نشستن روی این قالی ها مرا از یاد محرومان غافل می کند.
شهیدی که در محل کار زودتر از همه می آمد و دیرتر از همه می رفت.
شهیدی که در هفته چند ساعت برای خود "کسر کار" می زد. می گفت: در حین کار احتمال می رود یک لحظه ذهنم به سمت خانه، همسر و یا فرزندم رفته باشد، وقت کار، من متعلق به بیت المال هستم و حق استفاده شخصی ندارم.
شهیدی که عارف حوزه علمیه، او را استاد خود می دانست.
دفاع مقدس
🌱 ۵ بهمن ۱۳۳۵ -- سالروز ولادت عارف شهید، عبدالمهدی مغفوری نوزاد بود که به سختی مریض شد .به حضرت ا
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 بخشی از سخنرانی سردار شهید مهندس حاج عبدالمهدی مغفوری
🌱 سالروز ولادت
دوران دفاع مقدس
دفاع مقدس
🎞 بخشی از سخنرانی سردار شهید مهندس حاج عبدالمهدی مغفوری 🌱 سالروز ولادت دوران دفاع مقدس
🌷شهید عبدالمهدی مغفوری و از خودگذشتگی او در شب های عملیات با بدن نحیف خود برای باز کردن معبر و عبور گردان ها :
🌗 شب های عملیات، برای اینکه وقت کم بود، برای باز کردن معبر و عبور گردان ها؛
🔺روی نیزارها غلت می زد و با بدن نحیف خود، نی ها را می خواباند، که گردان ها بتوانند از آنجا عبور کنند!!!
راوی: محمدرضا حسنی سعدی
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 شهید مغفوری در کلام حاج قاسم عزیز رحمة الله علیه
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظاتی از وداع با پیکر عارف شهید, عبدالمهدی مغفوری
🌷شهیدی که همزمان با تشییع بر دوش شرکت کنندگان، صدای اذان از پیکرش را تا لحظه مشایعت به قبر شنیدند.
🌴 شهیدی که با همان لباس مقدس سبز پاسداری به خاک سپرده شد، از بس عاشق لباس سپاه بود ... حتی پوتین هایش را هم در نیاوردند!!!
دفاع مقدس
🎥 لحظاتی از وداع با پیکر عارف شهید, عبدالمهدی مغفوری 🌷شهیدی که همزمان با تشییع بر دوش شرکت کنندگان،
🌴 گلزار شهدا کرمان یک قطعه بهشتی است شاید به واسطه وجود مرقد مطهر سردار آسمانی جهانی شده باشد اما قبل از ورود پیکر پاک حاج قاسم اینجا میعادگاه عاشقانه دیگری بود عارفانه و صمیمی و محل حضور وقت و بیوقت مردمی...
🚩 سردار دلها اینجا را زیارتگاه عاشقان راه جهاد و شهادت میدانست به واسطه وجود مرقدهایی که بدنهای خدایی را در خود جای بوده بودند.
💠 یکی از آنها #عبدالمهدی_مغفوری بود کسی که سردار سلیمانی از آن مزار به عنوان امامزاده یاد کرده بود پروانهها گرد آن بسیارند اگر غریبه باشی نیاز نیست دنبال آن بگردی یا آدرسش را بپرسی هر وقت پا به گلزار شهدا کرمان گذاشتی همان مرقدی که گردش جایی برای ایستادن نیست و مردم آن را چند لایه احاطه کردهاند عبدالمهدی همانجاست...
🌱 طبق روایت همسر شهید ؛ روز تشییع پیکرش سوره کوثر میخواند غسل جمعهاش هیچ وقت ترک نشد حتی در سرمای جبهه یخ را میشکست و آن را به جای می آورد او در چهارم دیماه شهید شد البته در تقویم ۵ دیماه ثبت شده است پیکرش را یازدهم آوردند چقدر روز بدی بود مادرم میگفت چون همیشه با وضو بود روز تشییع پیکرش با وضو رفتم وقتی دیدمش داشت سوره کوثر را میخواند.
⚪️ در معراج شهدا هم خالهاش صوت قرآنش را شنیده بود چند نفر دیگر هم آمدند و گفتند صدای قرآن خواندن را شهید را شنیدهایم.
حاج قاسم عزیز درباره این شهید عالی مقام گفته ما افتخار میکنیم که مغفوری امروز قبرش امامزاده شهر ماست مال ماست و در هیچ شبی نافله شب او قطع نمیشد ما افتخار میکنیم به مغفوری که در حفظ بیتالمال موقع وضع حمل همسرش برای انتقال او از موتورسیکلت سپاه استفاده نکرد.