دفاع مقدس
💢 قسمت سوم : من در همین زمان داشتم وسایل رختخواب و چیزهای دیگر را به پایین بام میدادم که ناگهان پژ
💢 قسمت چهارم :
منرا بلند کردند و از حیاط بیرون بردند. نزدیک آمبولانس بردند و روی دو جسد گذاشتند. جسد علی و محمد و یکنفر کماندو هم که لباس ضدگلوله بهتن داشت بالای سر ما گذاشته بودند. نمیدانم بعد از چندروز بههوش آمدم که یک سرگرد بالای سرم بود و چند سوال کرد. فرمانده گردان هم بالای سرم آمد و با فریاد گفت: حتماً میخواهی رئیسجمهور شوی یا وزیر مملکت که دست به اینکار زدی. و دوباره بیهوش شدم...»
▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️
پ.ن:
شهید"قاسم دهقان سنگستانیان" سال 1336 در همدان بهدنیا آمد. اواخر سال 1355 به سربازی رفت و در روزهای پر تبوتاب انقلاباسلامی که سرباز ارتش شاهنشاهی بود، هر چه بیشتر در درونخود نسبت به رژیم کینه یافت. در روز 17 شهریور سال 1357 (جمعه سیاه) هنگامی که برای سد کردن حرکت مردم به خیابانها برده میشوند، به همراه دوسرباز دیگر گریخته و به مردم ملحق میشود. سرانجام در حمله ساواک به محل اختفای آنان، "محمد محمدی خلَّص" در دم به شهادت میرسد، "علی غفوریسبزواری" از ناحیه مغز و سر مورد اصابت گلوله قرار میگیرد - که اکنون بهعنوان جانبازی بزرگوار زنده است - و "قاسم دهقان" نیز از ناحیه هر دو پا تیر خورده و دستگیر میشود.
حمل شکنجههای فراوان او را از پای درنیاورد ولی شاه دستور اعدام او را صادر کرد. در روز اجرای حکم، به ماموران اعلام داشت که من از سوی کشوری بیگانه مامور به انجام این کارها بودم!!! ... این ترفند او موثرواقع گردید و اعدام وی نیز به تعویق افتاد تا بررسی های دقیق تر صورت گیرد. در این دوران در زندان بود تا اینکه با پیروزی انقلاب آزاد گردید. پس از انقلاب به کمیته پیوست و در ایام جنگ تحمیلی، مسئولیت چند گردان رزمی را برعهده داشت و حماسههایی در خور ستایش آفرید. در آن دوران چندین نوبت بهسختی مجروح شد ولی از پای ننشست. وی پس از پایان جنگ همراه با سید شهیدان اهل قلم "سیدمرتضی آوینی" برای تفحص و کشف شهدا، راهی منطقه فکه شد. حضور قاسم دهقان در فکه، بهواسطه آشناییاش به منطقه عملیاتی، همراه بود با کشف محل صدها شهید مفقودالاثر توسط او. قاسم دهقان که دستی در هنر داشت و علاقه خاصی در ارائه اهداف و اثرات انقلاب و جنگ از طریق سینما، سرانجام در روز 15 شهریور سال 1374 به هنگام بازسازی صحنهای از حماسه رزمندگان اسلام در فیلم "قطعهای از بهشت" به عنوان طراح صحنه، مشاور نظامى و بازیگر این فیلم، بر اثر انفجار مین، بهشهادت رسید.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🚩🌷🚩🌷🚩🌷🚩🌷🚩
🎥 فیلم «خونبارش» ، شرح فداکاری های این سرباز وطن است که در اوایل انقلاب به کارگردانی رسول صدر عاملی ساخته شد. جالب آنکه بازیگران این فیلم، واقعی بوده و دقیقا حس و حال آن دوران خفقان رژیم پهلوی را القا می کنند.
👇👇
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 فضلالله مهمانچی از حماسهسازان دفاع مقدس در عرصه رسانه و فیلمبردار سریالهای «به رنگ صدف» و «شمارش معکوس» درگذشت
فضلالله مهمانچی برادر شهید حبیبالله مهمانچی (از شهدای حادثه هفتم تیر) سال۴۲ در خانوادهای مذهبی و انقلابی در تهران متولد شد. او در اوان نوجوانی برای دفاع از میهن خویش به بسیج مسجد کمیل پیوست و به دلیل علاقه بسیار برای حضور در جبهههای جنگ در سال ۱۳۶۴ به عنوان دستیار فیلمبردار وارد گروه جنگ شبکه اول سیما شد
وی در عملیات والفجر ۸ در عرصه ثبت و ضبط تصاویر مستند از رزمندگان اسلام فعالیتی چشمگیر از خود نشان داد بطوری که در سال بعد(سال۶۵) بعنوان فیلمبردار جنگی در عملیات کربلای ۵ حضور پیدا کرد و در همین عملیات به علت اصابت ترکش خمپاره به دستش مجروح شد، اما تا پایان جنگ ماند و به ثبت و ضبط حماسههای دفاع مقدس و رزمندگان پرداخت
مرحوم مهمانچی تصویربردار رسمی صدا و سیما بود و طی سالها خدمت در این سازمان تا شروع بیماریش توانست به عنوان مدیر تصویربرداری و تصویربردار چندین و چند یادگار در زمینه فیلمهای کوتاه، تله فیلم، سریال و مجموعههای مستند ماندگار از خود به یادگار بگذارد
سریالهای «به رنگ صدف»، «عاطفه»، «شمارش معکوس» و «دستی بر آتش» و «آهوی وحشی» از جمله آثار این فیلمبردار فقید است
مهمانچی از بهمن۹۸ درگیر بیماری مرموز و لاعلاجی شد که به تدریج او را از فعالیت حرفهای محروم کرد، اما او با روحیهای عالی و غیرقابل وصف، همراه با کمک و همیاری ایثارگرانه خانواده تا سیام ماه صفر توانست زندگی را ادامه دهد
وی سرانجام، همزمان با سالگرد شهادت امام رضا(ع) دعوت حق را لبیک گفت...
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 صحنه هایی حزن انگیز از مستند «روایت فتح»
🌷شهید آوینی: «از میان این برادران، کبوترهای خونین بالی هستند که امشب یا فردا به سوی کربلا پر خواهند گشود و بعد از طواف حرم مولا در پهنای لایتناهی آسمان به سوی روضه رضوان پروردگار پر خواهند کشید.»🕊🕊
🌴 روزگاری که دلها آرزوی شهادت داشت ... و نردبان آسمان، چه آسان، مشتاقان را به ملکوت اعلی و عالم معنی می رساند ...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⚪️ یک بار بچه ها حاجی را شام دعوت کرده بودند شام سبزی و خربزه و تخم مرغ داشتند حاجی گفت من از همه نمی خورم فقط یکی اش را قبول می خورم اگر قبوله بمانم اگر نه که بروم بچه ها به خاطر حاجی تدارک دیده بودند اما قبول کردند حاجی گفت امشب سبزی و نان می خورم تخم مرغ را هم می برم برای صبحانه!!
شهید حاج علی محمدی پور
گاهی باید لحظاتِ بیشتری
برای تماشای یک عکس صرف نمود؛
این عکس از همان عکسهاست..!
«حیا» و «حجاب» دو مفهومی که
در این قاب به کمال رسیدهاند ...
پاسداری از حریم اسلامِ ناب محمدی
پاسداری از ارزشهای علوی و فاطمی
👈 به حجاب خانمها نگاه کنید
قربانِ آن حجاب و حریمِ حضرت زهرا(س)
و دخترش زینب کبری سلام الله علیها
👈 به حیای شهدا نگاه کنید !
قربانِ آن چشمهای پاک ؛ آن شرم و حیا
چه اشکها که از این دیدهها جاری نگشت
در استغاثه از خدا ، در طلب رضای خدا ؛ و
چه خونها که از ابدانِ مطهرشان جاری نشد
🔻 سرداران شهید :
محمد بروجردی (مسیح کردستان) ،
محمدرضا عسگری (جانشین لشکر۲۵ کربلا) و..
خانوادههایشان
#قاب_ماندگار #شهدا
#حجاب_فاطمی_غیرت_علوی
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جلوه نکن!
✏️ زنی اگر بگوید من زیبا بودم
نمیتوانستم، سالم بمانم
مریم شاهدش است
که میشود سالم بود
نمیگوييم تو پاکی یاناپاک
دیگران را آلوده نکن!
جلوه نکنید جوری که دلها را بلرزانید...
🌐 استاد علی صفایی حائری
#تربیت
۲۰ سال گذشت
💠 سردار گمنام سپاه؛ شهید حاج داود کریمی
در ۱۶ شهریور ۸۳ پرکشید..
▫️مبارز سیاسی، قبل از انقلاب، برعلیه رژیم وابسته پهلوی
▫️از اعضای شورای مرکزی سپاه--بعد از پیروزی انقلاب
▫️فرمانده سپاه غرب کشور
▫️فرمانده سپاه تهران
▫️فرمانده عملیات جنوب کشور در آغاز جنگ تحمیلی(زمانیکه شهید حسن باقری، معاون اطلاعات-عملیات او بود)
⚪️ داودکریمی،مجاهد و مبارز مومن و خستگی ناپذیر بر اثر عوارض ناشی از بمباران شیمیایی صدام بشهادت رسید
ا▫️▫️▫️▫️▫️
📌 پیام شهیدکریمی بمسئولین: اگر لایق کاری نباشی و بپذیری خیانت کرده ای!
🔹️یکی از شاگردان حاج داود تعریف میکند، روزی از او پرسیدم:
▫️حاجی، آدم بزرگا چه کسانی هستند؟
▪️حاج داود با حوصله جوابش را میدهد: "من خیلی از آنها را میشناختم؛ اما همهشان شهید شدند. اگر میخواهی آدمهای بزرگ را ببینی باید بروی به بهشت زهرا و از قطعه شهدا دیدن کنی.خودشان را که نه، عکسشان را میبینی!"
▫️راست میگویند که شما فرمانده آنها بودید؟
▪️حاج داود برای چند لحظه کارش را رها میکند؛ و میگوید: چه فایده، فرماندهای که از گردان و لشگرش جا بماند که دیگر فرمانده نیست؛ ای کاش من هم یک نیروی عادی و بینام و نشان بودم
وقتی این کلمات از دهانش خارج میشود، اشک در چشمانش حلقه میبندد
▫️شما چرا بعد از جنگ مسئولیتی نگرفتید؟
▪️میگوید: مسئولیتی که گرفتنی باشد، واویلاست! فکر میکنم اگر کسی در کاری وارد نباشد و یا از او لایقتر باشد و مسئولیتی را قبول کند، خیانت کرده است!
📷👆فرماندهان و مسوولان سپاه (اوایل دهه ۶۰)
ایستاده-میانی: شهید داود کریمی
نشسته-میانی: شهید محمد بروجردی