📷 از اعضای گردان بلالی // خطه خوزستان __ دوران جنگ تحمیلی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
⚪️ حاج صادق آهنگران در جمع رزمندگان گردان بلالی اهواز
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🌷شهید ابراهیم نجیب از اعضای گردان
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️رزمنده خاکی و خستگی ناپذیر
🌷شهید علی جعفر زاده
کادر گردان بلالی اهواز
فرمانده گردان در تیپ بیت المقدس
فرمانده گردان در تيپ ٣ لشكر ٧ ولی عصر(عج)
📄فرازی از وصیتنامه شهید:
✍️ سلام و درود بي پايان به رهبر کبير انقلاب اسلامي که به حول و قوه الهي قيامي را شروع کرد که کشور ايران و اسلام را زنده کند و در واقع فطرت الهي انسان ها را بيدار ساخت. اينجانب با ايمان و اعتقاد کامل به اسلام و انقلاب و اصالت مکتب خود پا در قتلگاه امام حسين (ع)گذاشته ام و بر عکس عمليات گذشته خيلي آرام و هيچگونه اضطرابي ندارم. اميدوارم که خداوند بيشتر از اين مرا در انتظار نگذارد. اگر انسانها بدانند که در جهان ابدي چه نعمت هايي وجود دارد ، خدا گواه است بلادرنگ و بدون دغدغه شهادت را طلب مي کردند. در جبهه ها همه اقشار مردم شرکت دارند. يکي از عواملي که مرا واداشت به جبهه رفتن اصرار داشته باشم، حضور همين بسيجيان است که بي پروا به جبهه ها مي آيند و هيچگونه باکي نه از آمريکا و نه از شوروي و نه توپ و موشک ندارند. من از خداوند و از اين برادران خجالت مي کشم که در شهر باشم و حسرت مي خورم که شهدا در بهشت و من در دنيا باشم.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 صوت دلنشین و تصاویر زیبای جبهه
دوران جنگ تحمیلی
🌷 به مناسبت هفته #دفاع_مقدس
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 نوای حاج صادق آهنگران:
شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان و غم اشک و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشکفتهام
شب و مثنویهای ناگفتهام
شب و آخرین سوز مستانه ام
شب و های های غریبانه ام
شب و نالههای نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر میکنم درد را
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سرزند از گریبان من
مرا کشت خاموشی نالهها
دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟
کجایند مردان بیادّعا؟
کجایند شورآفرینان عشق؟
علمدار مردان میدان عشق
کجایند مستان جام الست؟
دلیران عاشق،شهیدان مست
همانان که از وادی دیگرند
همانان که گمنام و نامآورند
هلا، پیر هشیار درد آشنا!
بریز از می صبر، در جام ما
من از شرمساران روی توام
ز دُردی کشان سبوی توام
غرورم نمیخواست این سان مرا
پریشان و سر در گریبان مرا
غرورم نمیدید این روز را
چنان نالههای جگرسوز را
غرورم برای خدا بود و عشق
پل محکمی بین ما بود و عشق
نه، این دل سزاوار ماندن نبود
سزاوار ماندن، دل من نبود
من از انتهای جنون آمدم
من از زیر باران خون آمدم
ز دشتی که با خون چراغانی است
ز دشتی که پر شور و عرفانی است
از آنجا که دم ساز یعنی خدا
سرانجام و آغاز یعنی خدا
هلا،دینفروشان دنیاپرست!
سکوت شما پشت ما را شکست
چرا ره نبستید بر دشنهها؟
ندادید آبی به لب تشنهها
نرفتید گامی به فرمان عشق
نبردید راهی به میدان عشق
اگر داغ دین بر جبین میزنید
چرا دشنه بر پشت دین میزنید؟
خموشید و آتش به جان میزنید
زبونید و زخم زبان میزنید
کنون صبر باید بر این داغها
که پر گل شود کوچهها،باغها
علیرضا قروه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄