🌺مسلم ابن عوسجه ی لشکر🌺
شهید «قباد شمس الدینی» عید نوروز سال ۱۳۰۸در آبادی روسکین از توابع بخش رابر کرمان، دیده به جهان گشود...
او با شروع جنگ تحمیلی همپای جوانها تا رسیدن به آرزوی دیرینه اش شهادت، پیش رفت ، شور و شوق جهادی او اکسیری برای روحیه رزمندگان بود و با حضور اودرجبهه ها،هیچ رزمنده ای خسته نمیشد.
🌷سردار جبهه ها، فرمانده لشکرثارالله، حاج قاسم سلیمانی، قباد را مسلم ابن عوسجه لشکر می نامیدند🌷
سرانجام در سحرگاه ۲۲بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی فاو عراق، به شهادت رسید...
29.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸منطقه عملیاتی بدر - هوالهویزه
دوران دفاع مقدس
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸کمکهای جمع آوری شده اهالی روستای گردفرامرز (استان یزد) به جبهه ها
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸کمکهای جمع آوری شده اهالی پشتکوه شهرستان تفت (استان یزد) به جبهه ها
🔅 پیدا کردن نفربر آکبند وسط پادگان لشکر ۹۲ زرهی در اهواز
🔻#خاطره_گویی رهبر انقلاب درباره کمبود تجهیزات و بیتفاوتی مسئولین درماههای اول جنگ
📦 در #اهواز یک ارتشیِ جوانی آمد به ما اطّلاع داد که در پادگان #لشکر_۹۲، ما از این #نفربرهای_جدید - بهاصطلاح «بیامپیتو» که بعد در اختیار قرار گرفت - داریم. ما مکرّر میگفتیم که مثلاً فلان وسیله نیاز است؛ میگفتند نداریم. ما یک روز صبح بلند شدیم و با همان شخص - همان #برادر_ارتشی ــ چون از درِ معمولی پادگان نمیشد داخل رفت، از یک راه دیگری و از یک محلّ دیگری وارد پادگان شدیم و رفتیم وسط پادگان؛ بنده دیدم بله! شاید تعداد مثلاً نهتا، دهتا از این «بیامپی»ها آکبند - یعنی هنوز در آن تختههای بستهشده - آنجا بود؛ که اینها البتّه یکمقداری هوا و باد و باران خورده بود؛ زیر آسمان [بود]!
💠 اوّل جنگ ما اینجوری بودیم. ابزارهای جنگی نداشتیم، نیروی مرتّب و منظّم آمادهبهکار و پایکار نداشتیم یا خیلی کم داشتیم؛ یکمقدار چیزهایی هم داشتیم ازاینقبیل که از اینها استفاده نمیشد؛ بهخاطر اینکه در رأس کار کسی یا کسانی بودند که دلسوزی نداشتند؛ با این وضعیّت ما جلو رفتیم. این مطالبی که گفتم، مربوط به نیمهی دوّم سال ۵۹ است؛ یعنی شش ماه اوّلِ شروع جنگ.
🗓 مطرحشده در مراسم #شب_خاطره بهمناسبت سالگرد #آزادسازی_خرمشهر ۹۶/۰۳/۰۳