18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 فیلم قدیمی از روضه خوانی و شرح واقعه روز عاشورا توسط حاج قاسم سلیمانی؛
(http://axnegar.fahares.com/axnegar/D3ygVnh19ih2Mq/575068.jpg) #آخرین_نامه_به_مادر 👇👇👇
"بسمه تعالی"
مادر سلام . ..
پاسی از شب گذشته است هنوز گاه و بیگاه صفیر گلوگاه که از بالای سرمان می گذرند،شنیده می شود و خمپاره های منور برای دقیقه ای فضای اطرافمان را مثل روز روشن می کنند.
مقررات خاموشی را رعایت می کنیم و من ناچارم در نور فانوسی که فتیله اش را پایین کشیده ایم تا نوری به بیرون نتاباند برایت بنویسم.
امشب بلوغ حالت عجیبی را در خود احساس می کنم.
مثل پروازست.
دست و پایم می لرزد و دلم شور می زند.
آخر فردا حمله داریم.
می ترسم!
خیلی هم می ترسم،ترس نه از آن ترس های معمولی است که می شناسی، می دانم که احساسم را درک نخواهی کرد،
اما برایت می گویم:
مادر!
می ترسم بیهوده کشته شوم.
می دانی، می ترسم"کشته شدن" نه در دنیایم اثری بگذارد و نه در آخرتم.
حضرت محمد(ص) می گوید هرکس آن چیزی را که برایش می جنگد،بدست می آورد، اگر چه زانوبند شتری باشد.
امشب تصمیم گرفتم حرفهایم را آخرین بار برایت بزنم.
شاید هیچ وقت دیگری این احساس را نداشته باشم و هیچوقت دیگری نتوانم اینگونه که امشب سخن می گویم حرف بزنم.
تمام حرف من این است که:برگرد و فکر کن!
مادر!
تو امروز رسالتی بزرگ داری و افسوس که بی خبری!
کمترین رسالت تو رساندن پیام شهیدان است.
پیام اینان را ...که در کوه و دشت مردانه می جنگند،زخم می خورند،کشته می شوند و تنها انگیزه شان برای ماندان و مقاومت کرن عشق به الله و پیر شوریده ای است از اصحاب ثارالله.
و امروز...مانند زینب(ع) رسالت رساندن پیام مادرهایی را داری که اینجا در شهرها و روستاهای جنگزده،
در زیر رگبار مسلسل ها و ترکش خمپاره ها و توپ ها و ریزش آور مانده اند تا در دژ استوار مساجد،که امروز همان نقش حیاتی صدر اسلام را دارند،برای فرزندان خود غذایی تهیه کنند،زخمی را ببندند و برای شهیدی ...اشک بریزند.
بیهوده زیستن کافی است. سکون خود را از بین بر و با خیزش و جهشی یکباره به سوی خدا،خاموشی سال های متعدد زندگیت را از بین ببر و چون دیگر مادران شعله ای شو و در قلب فرزندانت جاودانه بسوز!
انشاءالله خداوند همه را به راه خود دارد.
خداحافظ!
📚 رمز و راز پرواز
#می_ترسم_بیهوده_کشته_شوم
🌷شهید یوسف ملک شامران🌷
اگر از دولت وصل تو ✨
نیست ما را نصیب
گاهگاهی به نگاهی✨
دل ما را دریاب ...
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
1️⃣ سالروز عروج ملکوتی
شهید هاشم اصغرپورکتی سری( نفراول از سمت چپ )
نام پدر : ابراهیم
نام مادر:زینب حسین پور
تاریخ تولد :1342/10/09
تاریخ شهادت : 1360/05/31
محل شهادت : گیلان غرب
گلزار:شهدای کتی سر
🌸خواهر شهید : به شهید می گفتم: برادر جان چندبار به جبهه رفته ای کفایت می کند . می گفت: نه خواهرم بچه هایی که در جبهه هستند چندین بار آمدند جبهه مجروح شدند و حتی بچه هایی که برادران شان شهید شدند، می آیند. من چطور ترک جبهه و جنگ کنم باید تا پاک سازی جبهه به دشمن تاخت و آن ها را از کشورمان بیرون کرد .
🌺برادر شهید: شهید خیلی مقید بود اصرار بر این داشت که همیشه در جبهه باشد و می گفت : نباید امام را تنها بگذاریم. جنگ جنگ تا پیروزی ورد زبانش بود وقتی عملیات می شد آرام و قرار نداشت و افسوس می خورد چرا در آن عملیات حضور ندارد.
یاران مردانه رفتند؛
اما هنوز تکبیر وفاداریشان
از منارههای غیرتِ این دیار
به گوش می رسد . . .
#فاتحان_فاو
#عملیات_والفجر۸
#روز_جهانی_مسجد_گرامیباد
شب قبل از اعزام، ایام مسلمیه بود.. ما همه شاه عبدالعظیم بودیم... برادر آقا غلام روضه جانسوز #حضرت_مسلم رو خوند... آخر مداحی یه جمع کوچکی بودیم.. صحبت از جنگ شد و منم که مرخصی اومده بودم گفتم وضع جبهه ها خیلی بحرانیه و احتمالا ما پس فردا عازم جبهه خواهیم شد.. شهید رضا جمشیدی و شهید سعید صفاری گفتن ما هم میاییم... آقا غلام هم گفت من هم هرجوری شده میام با شما...
پسفردای همون روز اونقدر وضع جبهه بحرانی بود که همه رو با هواپیما اعزام کردن دزفول و از اونجاهم هم رفتیم دوکوهه... فردا صبحش من رفتم کارگزینی لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و تمام بچه ها رو برای گردان عمار, معرفی نامه گرفتم... و ناهار هم در گردان عمار خوردیم... بعداز ظهر، من داخل زمین صبحگاه برادر قاسم کارگر مسئول گردان مسلم رو دیدم... چون از قدیم با هم در گردان حمزه بودیم به من گفت گردان ما و حمزه امشب میرن برای عملیات، اسلام آباد غرب برای مقابله با منافقین (عملیات مرصاد) اگه میخواهی بیایی سریع کارتو درست کن و بیا... منم سریع رفتم گردان عمار و به بچه ها گفتم بریم گردان مسلم؛ همه گفتن باشه!... دوباره من رفتم کارگزینی، کارها رو درست کردم و همه رفتیم گردان مسلم...
خلاصه شبانه راه افتادیم رفتیم سه راهی اسلام آباد غرب و فردا شبشم دوتا گردان ما (مسلم) و حمزه زدیم به خط... همون شب گردان مسلم با حدود ۷۰ شهید و کلی زخمی و با کمک گردان حمزه, جلوی پیشروی منافقین رو گرفتیم...
توی همون عملیات آقا غلام رجبی, رضا جمشیدی,سعید صفاری, علی فخارنیا, حمید میرزامحمدی, حمید صادقی, سه برادر مظفر و... شهید شدن و چند نفری هم زخمی شدن...
تمام اینها رو گفتم که در خاتمه بگم #روضه_حضرت_مسلم دست آقا غلام و بقیه بچه ها رو گرفت و برد... همش دست خود این آقا بود... روضه حضرت مسلم... ایام مسلمیه... اونم گردان مسلم, چیزی کم نداره..! خود آقا شهادت بچه ها رو امضا کرد... الآن که این مطالب رو میگم یاد یه صحبت آقا غلام افتادم که همیشه می گفت بعضی اوقات هر طوری شده یه "روضه #طفلان_مسلم" رو بخونید.. "روضه مسلم و طفلانش" رو شرکت کن که دراجابت دعا رد خور نداره…
ناصر کاوه، رزمنده دفاع مقدس
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت :
تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم.
از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری رو دیدم و ازش پرسیدم اینجا برای من کار هست؟تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.
یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان.
رفتم و کاغذ رو دادم دستش و امضاء رو که دید گفت چی می خوای؟
گفتم :کار
گفت : فردا بیا سرکار
باورم نمی شد
فردا رفتم مشغول شدم .
بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود.
چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشسته شده بود من جای اون مشغول شدم.
شش ماه بعد جناب شهردار استعفاء کرد و رفت جبهه.
بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت :توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما رو جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق جناب شهردار کسر و پرداخت می شد. ینی از حقوق شهید باکری،
این درخواست خود شهید بود.
اکنون مدیران چگونه عمل میکنند!؟
پ ن:
شهید مهدی باکری عزیز❤️:
امام از ما انتظار دارن، و منتظرن که ما راه کربلا رو باز کنیم.
امام روی مقاومت و رزمندگی ما حساب کرده.
اطاعت از امام، اطاعت از اهلبیت علیهالسلام هستش.
ولی فقیه باید از ما راضی باشن.
رضای خدا و رضای امام زمان (عج) در اطاعت از امام جامعه هستش،
ولی فقیه بدون ارتباط با امام زمان (عج) نیستن…