دکتر سنگری در اول کتاب مینویسه،
من خود شاهد بودم که نه تنها در جبهه، که در ایام محرم، هم پای نوحه خوانی حاج صادق، شاعر یا شاعرانی با او حرکت می کردن و بندهای جدیدی در حین حرکت! می سرودن و به دست ایشون می سپردن و حاج صادق به خوبی اجرا و عرضه می کرد. این ویژگی با معیارهای اجرای موسیقی سازگار نیست، اما این رفتار به ظاهر نامتعارف، نشون می ده همان گونه که در عرصه نظامی، حرکت های بسیجی برق آسا و عاشقانه هست، در عرصه فرهنگی نیز چنین ویژگی بدیعی سریان و جریان داره…
#کتاب_خوب_بخوانیم
امشب_شهادت_نامه_ی_عشاق_امضا_می_شود_mp3.mp3
زمان:
حجم:
33.1M
🌴 #دفاع_مقدس
🌗 روضه شب عاشورا
🎤 نوای حاج صادق آهنگران
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم
شاعر:محمد حسن فرحبخشیان(ژولیده نیشابوری)
امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود
فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می شود
شاعر:حبیب الله چایچیان(حسان)
در یم خون حسین می زند دست و پا
یا غریب یا حسین یا غریب یا حسین
شاعر:سیدرضا موید خراسانی
حاج حسین خرازی ساده بود و هیچگاه از مقامش برای پیشبرد کارهای شخصی استفاده نکرد. فرماندهی لشکر برای او به معنای مسئولیت بزرگتر و کار بیشتر بود، به معنای صبر و اندوهی بی اندازه. وقتی ازدواج کرد،
حقوقش مثل دستمزد همه بسیجیها فقط کفاف یک زندگی ساده را میداد
۲۲۰۰ تومان در ماه
به تنها چیزی که فکر نمیکرد پاداشهای دنیوی بود
هیچگاه شرایطی بهتر از نیروهایش نداشت!
.
🌼تو عزاداری هم ملاحظهی مردم رو بکنید!
✍️شب عاشورا، پیروجوان بر سروسینه میزدند و این دم را تکرار میکردند: امشب شهادتنامهی عشاق امضا میشود فردا ز خون عاشقان این دشت دریا میشود
مسنها و بزرگترهای جلسه میگفتند مردم خسته شدند و اصرار داشتند مجلس تمام شود اما جوانترها دوست داشتند هنوز سینه بزنند و #عزاداری کنند. بههرترتیب، مجلس به پایان رسید. جوانها که از بزرگترها شاکی شده بودند از گود مسجد شهدا آمدند بیرون و با حالت قهر به مسجد محمدی رفتند. #آقاابرام آمد مسجد و به ما گفت: «قرار نیست شما تا صبح عزاداری کنید و پیرمرد و پیرزن هم کنار شما اذیت بشن. هرکسی براساس مقتضیات سنش تا یه حدی میتونه توی جلسه بشینه. شما اشتباه کردید و باید سروقت عزاداریتون رو تموم میکردین، بعد میاومدین توی این مسجد، تا صبح میشستید مناجات و عزاداری میکردین.» همون موقع ابراهیم متوجه شد بچهها غذا نخوردند. از یک هیئت دیگه دو تا مجمع بزرگ غذا گرفت برد گذاشت جلوی بچهها و گفت: «حالا بخورید جون بگیرید، جون گرفتید تا صبح عزاداری کنید اما یادتون باشه حتی تو عزاداری #امام_حسین هم ملاحظهی مردم رو بکنید.»
📚 از کتاب جوانمرد روایت زندگی و خاطرات شهید ابراهیم هادی | ج۱
📖 صفحات ۷۸ و ۷۹