دفاع مقدس
🌷 شهید ظهراب سلطانی
شجاعت و بی باکی از صفات این رزمنده گمنام بود . . . و بالاخره پس از رشادتهای بسیار در #عملیات_محرم به فیض #شهادت نائل گردید.
فرازی از وصیتنامه شهید سلطانی:
سلام و درود به رهبرم که یاور بیچارگان و دشمن گردنکشان است. ارزش و کمال انسان به اختیاری بودن آن است، همین امتیاز است که انسان را به مقام والا میرساند. برای به خدا رسیدن زمان و مکان مشخصی وجود ندارد و انسان برای خدا در هر لحظه و هر مکانی که می تواند باید این کار را انجام دهد.
دفاع مقدس
عملیات محرم - آبان ماه 1361
📃متن خواندنی👇
🌴راه برون رفت از مشکلات اقتصادی موجود کشور‼️
💠درسی که می توان از دوران #دفاع_مقدس گرفت!
🔹سال61 داشتیم آماده میشدیم برای عملیات محرم.
من هم تازه جانشین شهید زین الدین شده بودم.
تقریباً كارهای تاكتیكی و شناساییمان كامل بود.
گردانهایمان زیر پای دشمن بودند
و همه چیز مطابق طرح عملیات پیش میرفت
🛌 خودمان هم گرفتیم توی سنگر راحت خوابیدیم كه شب بعد،
عملیات را داشته باشیم.
🕷حشرات آنجا خیلی زیاد بود،
🦂 عقرب و رتیل داشت.
⁉️ یكباره آخر شب،حس كردم چیزی گوشه سنگر غیر طبیعیه!
اول ترسیدم نكنه كسی را حشره زده باشد! بیشتر دقت كردم،
دیدم مهدی است.
برزنت كف سنگر را زده بود كنار و صورتش را گذاشته بود روی خاک و به درگاه عجز و ناله می کرد. این درحالی بود که همه کارها طبق برنامه پیش می رفت ولی مهدی چنین با معبود مناجات میكرد و میگفت: خدایا ما هر كاری از دستمان برمیآمد، كردیم. از اینجا به بعدش با تو!
⭕️ در آن فضایی كه همه تلاشش را كرده بود و مطمئن به حركت بود، ولی باز اینطور گریه میكرد‼️
—(راوی: احمد فتوحی فرمانده گردان از تیپ ۱۷علی بن ابی طالب-ع)
ا▫️▪️▫️
⚪️در شرایطی که امروز در آن بسر می بریم و در جنگ اقتصادی تمار عیار با دشمنان هستیم، آموزه های #دفاع_مقدس سخت به کارمان می آید.
🔺 به گفته علامه مصباح:
«خداي دفاع مقدس، خداي اقتصاد هم هست، به شرط اينکه ما مثل همان رزمندهها باشيم. باور کنيم که خدا هست، خدا ميداند، خدا ميتواند و خدا کمک ميکند؛ اگر شرايطش را ما داشته باشيم؛ آن شرايط هم چيزي جز اطاعت و بندگي خدا نيست. لذا اگر اين را در مسائل فردي و اجتماعيمان رعايت کنيم، پيروزي قطعي براي ماست و اگر هم نقصي در کشور وجود دارد، از همين جاست که باور نکرده ايم.»
💠 اقتصاد کشور در معرض تهاجم دشمن واقع شده و طبقات متوسط و پایین جامعه در فشار هستند و مسئولین هم درصدد چاره جویی. ... آنها توان کارشناسان اقتصادی را پای کار آورده اند تا بلکه روزنه های نفوذ بیگانگان ببندند و اوضاع را سامان بخشند ولی آیا چقدر این اقدامات با توسل و توکل به خداوند و یاری جستن از قدرت لایتناهی او همراه است؟
🔹 در دوران جنگ 8ساله که تمام قدرت های دنیا پشتیبان صدام بودند و همچنین در محاصره اقتصادی قرار داشتیم، به طوری که حتی سیم خاردار هم به ما نمی فروختند، این اخلاص مسئولین و فرماندهان بود که خدای متعال آنها را به سمتی هدایت می کرد که منجر به پیروزی رزمندگان می شد و اگر در جایی آنها صرفا با اتکا به طرح ها و امکانات خود اقدام به عملیات می کردند با عدم الفتح روبرو می شدند!
💢 الآن هم که جبهه استکبار تمام قد در برابر انقلاب با سلاح اقتصاد وارد میدان شده، باید از ذات پروردگار عاجزانه مدد جست و در کنار سعی و تلاش و ارائه طرح های کارشناسانه، نصرت و پیروزی را از او طلب کرد که او یاریگری مهربان است، چنانچه در این چهل ساله انقلاب، بارها نصرت های غیبی الهی را بالعیان دیده ایم.
⚠️ البته لازمه این تلاش و توکل، اخلاص و قصد خدمتگزاری به مردم است که می تواند راهگشا باشد. الآن در مجلس و دولت در حال تصویب بودجه سال آینده هستند. آیا نمی توانند در عوض افزایش 400هزار تومانی به حقوقِ حقوقبگیران، حقوق و مزایای ده پانزده ... میلیونی خود و مدیران ارشد را پایین تر آورند و حتی به سطح حداقل حقوق کارمندان و کارگران برسانند؟!! (و این را می توانند از رئیس جمهور شروع کنند تا وزرا، وکلا و ...)
‼️ حالا نمی گوییم مسئولین و مدیران متوّل دست به ایثار بزرگی بزنند و بخشی از اموال و دارایی های خود را به خزانه عمومی برگردانند! که می دانیم اگر چنین شود چه کمک بزرگی به جامعه شده و از طرفی اقشار متوسط و پایین که در فشار اقتصادی قرار دارند دلگرم شده و تحمل مشکلات برایشان آسانتر می شود چرا که در آن صورت مسئولین را از جنس خود و همدرد خود می دانند! ...
▫️ البته این امری محال نیست،چرا که در دوران جنگ 8ساله نیز فرماندهان و مسئولین از جنس رزمندگان بودند و ازلحاظ امکانات، آسایش و خورد وخوراک با دیگر نیروها برابر بودند!
🌀 آنها حفظ بیت المال را وظیفه شرعی خود دانسته و لطمه به آن را مستوجب عذاب الهی🔥این حساسیت نسبت اموال عمومی امری فراگیر بودحتی در پشت جبهه (درسطح کشور -در دهه 60)دولت نسبت به خارج نشدن ارز از کشور و حفظ ارزش پول ملی حساس بود:
*️⃣ جلوی قاچاق گرفته میشد - واردات کالا، محدود و کنترل شده بود - با فساد مبارزه میشد - رانت خواری نبود - سطح توقع جامعه پایین بود - مسابقه در جهت ثروت اندوزی وجود نداشت و...
💠 تمام اینها موجب شد که نصرت الهی نازل گردید و علیرغم مشکلات عظیم و توان فرسا، کشور از گردنه های حساس و خطرناک عبور کرد. ... و اکنون نیز که با قدرت های ظالم و سلطه گر عالم دست به گریبان هستیم، چاره ای نیست جز تأسی به تجربه های دوران #دفاع_مقدس و دوران #دهه_شصت
👇👇👇
دفاع مقدس
📃متن خواندنی👇 🌴راه برون رفت از مشکلات اقتصادی موجود کشور‼️ 💠درسی که می توان از دوران #دفاع_مقدس گر
💠 عرق ملی و غیرت مسئولین در #دهه_60 ‼️
اواخر سال 1364 برای گذراندن دوره آموزش ماکس FDM ازطرف اداره مخابرات به کشور ژاپن اعزام شدم. قبل از عزیمت، گفته بودند که میتوانید 50 دلار با خودتان همراه داشته باشید. برای تهیه دلار به خیابان فردوسی تهران رفتم. آنجا (در پیاده روی جلوی بانک ملی ایران) چند نفری دلارفروش پرسه میزدند. (آن ایّام، تهران شلوغی الآن را نداشت و خیابانها و معابر شهر تا این اندازه شلوغ و پُرازدحام نبود). در آن زمان، هر دلار معادل 60 تومان بود. (حقوق ماهیانه ما هم حدود چهار هزار تومان بود). سه هزار تومان دادم و 50 دلار گرفتم.
در #دهه_60 و در اوج جنگ تحمیلی اجازه خروج ارز از کشور را نمی دادند به جز موارد معدود... ؛ حتی خارج کردن طلا نیز از کشور ممنوع بود. در آن زمان مسئولین نسبت به سرمایه های ملی غیرت نشان می دادند.
⛔️ واردات نیز به شدت کنترل می شد و به جز اقلام ضروری، مجوز وارد کردن هیچ نوع کالای خارجی به کسی داده نمی شد.
این گونه بود که در آن شرایط سخت جنگی که در تحریم و محاصره اقتصادی نیز قرار داشتیم، کشور بدون تنش های اقتصادی اداره می شد!
متأسفانه بعد از جنگ، دولت سازندگی شرایط کشور و جامعه را به سمتی پیش برد که توقع عمومی بالا رفت و روحیات زمان جنگ از قبیل قناعت و صرفه جویی رنگ باخت ...تا جایی که امروزه کار به جایی رسیده که برخی اقشار پُردرآمد جامعه، به عنوان مثال راضی نمی شوند که خودروی داخلی سوار شوند و با هر قیمت گزافی از نوع وارداتی و لوکس استفاده می کنند ...و متأسفانه عزم جدی نیز در دولت وجود ندارد که جلوی خروج ارز از کشور را بگیرد‼️- بدون تردید ریختن سرمایه ملی به جیب کمپانی های خارجی، خیانتی نابخشودنی است.
🔹به نظر می رسد بازگشت به روحیات #دهه_60 می تواند غیرت و عِرق ملی را در مسئولین احیا کند و سطح انتظارات و توقعات را در سطح جامعه کاهش دهد.
﴿راوی: ادمین کانال﴾
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
💠 عرق ملی و غیرت مسئولین در #دهه_60 ‼️ اواخر سال 1364 برای گذراندن دوره آموزش ماکس FDM ازطرف ادا
💠 مأموریت آموزشی به ژاپن
⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آموزش سیستمهای مخابراتی (Multiplex Systems)، سفری به کشور ژاپن داشتیم.
با هماهنگی شرکت NEC ، در پاییز سال ۱۳۶۴ دو اکیپ ۵ نفره از برادران مخابرات جنگ، فراگیری سیستمهای تلفن راه دور (FDM و رادیودیجیتال-VFTG) را در بخش Training Centre آغاز کردند.
این مأموریت، حدود ۴۰ روز به طول انجامید که در ادامه👇، مختصری از خاطرات خود را از این سفر، در قالب چند پست بیان میکنم.
✍ #ادمین «کانال دفاع مقدس»
👇👇👇
دفاع مقدس
💠 مأموریت آموزشی به ژاپن ⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آموزش سیستمهای مخابراتی (Multiple
#خاطره ادمین کانال 👇
⏳ #دهه_60
💠 مأموریت ژاپن
✍️ به روایت نیروی مخابرات سپاه در دهه شصت که برای آموزش سیستم های انتقال تلفن راه دور FX در دوران جنگ تحمیلی (قبل از عملیات والفجر 8 و 9 به خارج از کشور اعزام شده بود :
⚪️ ابتدای پاییز سال 64 بود که به منظور آموزش رادیوماکس، راهی ژاپن شدیم. اولین گروههایی از سپاه بودیم که در خارج از کشور آموزش میدیدیم. دو اکیپ پنج نفره که به فاصله یک هفته ایران را ترک کردیم. چهار نفر از هر گروه، رسمی بودند و نفر پنجم مترجم و سرباز مخابرات سپاه بود. رسمیها هم از نیروهای ماکس سپاه بوده و دو سالی را با رادیوماکس کار میکردند. اکیپ ما، سیستمهای آنالوگ و اکیپ دیگر سیستمهای دیجیتال را آموزش میدید. من به اتفاق برادران زرگر، قرقچیان، شهید سرناز و فریدونی(سرباز و مترجم) دورۀ آنالوگ را میگذراندیم و برادران: کیانی نژاد، بهرامی، پیک و علی زرندی و نوری(سرباز و مترجم) دوره دیجیتال.
شرکت NEC (Nipon Electric Cimpany) که سازنده دستگاههای رادیو ماکس بود، به ازاءِ فروش تجهیزات مخابراتی، دورههای نصب و راه اندازی و نیز تعمیر و نگهداری آنها را هم برقرار میکرد. شرکت با هزینه خود به نیروهایی که مشتریان خود معرفی میکردند در کشور ژاپن آموزش میداد. بعداً که به آنجا رفتیم دیدیم که از کشورهای دیگر نیز در قسمت Training Center شرکت مشغول گذراندن دوره هستند. روزی یکی از افراد آنجا می گفت اگر با عراقیها برخورد کنید، چه عکس العملی از خود نشان میدهید؟ (در زمان صدام، عراق کشور متخاصم بود و عراقیها نیز دشمن ایران بودند). ظاهراً آنها هم در دورههای قبلی که در آنجا برگزار شده بود، شرکت کرده بودند. (معلوم نشد چه دستگاههایی را آموزش میدیدند).
﴾۱﴿
قبل از عزیمت گفته بودند که میتوانید 50 دلار با خودتان همراه داشته باشید. برای تهیه دلار به خیابان فردوسی تهران رفتیم. آنجا (در پیاده روی جلوی بانک ملی ایران) چند نفری دلارفروش پرسه میزدند. (آن ایّام، تهران شلوغی الآن را نداشت و خیابانها و معابر شهر تا این اندازه شلوغ و پُرازدحام نبود).
در آن زمان، هر دلار معادل 60 تومان بود. (حقوق ماهیانه ما به عنوان عضو رسمی سپاه، به چهار هزار تومان نمی رسید).
سه هزار تومان دادیم و 50 دلار گرفتیم.
﴾۲﴿
زمان پرواز فرا رسید و برای این کار چهار نفری به منزل برادر سرناز رفتیم، چون نزدیک فرودگاه مهرآباد بود. نماز خوانده، غذا خوردیم و پدر او با ماشین خود ما را به فرودگاه رساند. هنگام سوار شدن به هواپیما، در سالن فرودگاه، برادران سپاه که لباس فُرم بر تن داشتند مسافرین را بازدید بدنی میکردند. (در آن زمان امکان ربودن هواپیما و خرابکاری از سوی منافقین وجود داشت و لذا تأمین پروازهای داخلی و خارجی را به سپاه سپرده بودند.) سوار هواپیما شدیم و به مقصد ژاپن به پرواز در آمدیم. پس از چندین ساعت پرواز در فرودگاه شهر اُرومچی واقع در شمال چین فرود آمدیم (اُرومچی منطقه مسلمان نشین چین بود. در تابلوی فرودگاه، نام اُرومچی به عربی "اُرومجی" درج شده بود). ساعتی بعد هواپیما به پرواز در آمد و پس از طی مسافت طولانیای، به فرودگاه "ناریتا" (واقع در 60 کیلومتری توکیو) رسیدیم. پرواز ظاهراً چهارده ساعت به طول کشید. در طی این مدت، نماز را هم در هواپیما به جماعت خواندیم. در فرودگاه، نماینده شرکت به استقبال ما آمده بود و به اتفاق او با اتوبوس راهی محل اقامت خود شدیم. (در اتوبوس، کنار آن فرد ژاپنی نشسته و از او خواستم الفبای زبان خود را برایم بنویسد و به این ترتیب از فرصت به دست آمده استفاده کردم. بعداً هم جزوهای به صورت کاغذ A4 به ما دادند که عبارات ساده ژاپنی به انگلیسی در آن درج شده بود تا به این وسیله با خط و زبان ژاپنی آشنایی مختصری پیدا کنیم.) پس از حدود یک تا یک و نیم ساعت، به محل اقامتمان که در یوکوهاما و منطقه "تسورومی"鶴見 بود رسیدیم. (یوکوهاما横浜 در فاصله 40-30 کیلومتری توکیو واقع شده بود.) محل اسکان ما یک واحد از آپارتمانی بود که در نزدیک ایستگاه مترویِ "تسورومی" قرار داشت. اکیپ دیگر یک هفته پس از ما وارد ژاپن شدند، و واحدِ مجاورِ ما را در اختیار آنها قرار دادند. شرکت NEC برای اسکان افراد آموزشی که از کشورهای مختلف جهان میآمدند، هتل در نظر گرفته بود. ولی با این که هتل راحتتر بود ولی غذاهای آنجا حلال نبود و رعایت شئون اسلامی نمی شد. در آنجا آبجو و مشروبات الکلی سرو میکردند و از طرفی مسایل غیراخلاقی و خلاف شرع بود وجود داشت، لذا برای ما آپارتمان پیش بینی بودند. حدود چهل روزی را در آنجا ماندیم. در این مدت برای غذا، از فروشگاه نزدیک خود، مواد غذایی را تهیه کرده و خودمان غذا درست میکردیم که بیشتر با تخم مرغ بود و گاهی هم میگو. برای مخارج تهیه مواد غذایی و نیز بلیط مترو، شرکت NEC ، مبلغی "یِن" به ما داده بود که به صورت دلخواه هزینه کنیم. (ما در این مدت برای صرفه جویی و پس انداز، گاهی به جای استفاده از مترو، طول ساحل رودخانه "تسورومی کاوا"鶴見カワ را تا محل آموزش که فاصله طولانی هم بود! پیاده طی میکردیم).
﴾۳﴿
محل برگزاری کلاسهای هم در Training Center شرکت بود (در یوکوهاما). آنجا خارجیهای دیگر هم بودند و هر گروه در بخش خاصی دوره میدید. کلاس به صورت تئوری و عملی برگزار میشد. در حوالی ساعت ده صبح هم وقت استراحت بود که میرفتیم چای یا قهوهای میخوردیم. استفاده از سرویسهای بهداشتی آنجا که هم مشکل بود (چون توالت فرنگی بود). هر نفر یک شیشه نوشابه خانواده را از شیر بیرون پر از آب میکرد و با خود به دستشویی میبرد. و برای استفاده از دستشوییهای فرنگی هم باید با کفش میرفتی بالا!!
در محل شرکت، نماز جماعت هم میخواندیم و پس از اتمام درس به سمت محل اقامت خود باز میگشتیم. دوباره میبایست مسیر طولانی را پیاده طی میکردیم. وقتی که برمیگشتیم، بچهها بیشتر استراحت میکردند. من که میدانستم دیگر چنین فرصتی بدست نمیآید، مایل به دیدن جاهای مختلف آنجا بودم ولی این کار به تنهایی میسّر نبود. به ناچار پای تلویزیون اوقات خود را سپری می کردم. برخی شبها بیرون رفته و در خیابانها قدمی میزدیم. در این مدت برای تفریح و نیز بازدید از کارخانهNEC ، با اتوبوس به منطقه "هاکُنه"箱根که در سمت شمال ژاپن قرار داشت رفته در آنجا از خط تولید کارخانه دیدن کردیم. همچنین از منطقۀ گردشگری کوههای "هاکُنه" بازدیدی داشتیم. آنجا ناحیه آتشفشانی بود که از جای جایِ کوه، آب گرم به همراه بخارات گوگرد بیرون میزد. منظره زیبایی بود. شب را در هتلی در آنجا گذراندیم و پس از صرف ناهار در رستورانی در ساحل اقیانوس آرام، به یوکوهاما باز گشتیم.
﴾۷﴿