هدایت شده از دفاع مقدس
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 #اشتیاق_روح_عاشق 💕
📽 تصاویری بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از جبهه های حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس با گفتاری زیبا و شنیدنی از سید شهیدان اهل قلم #شهید_مرتضی_آوینی
🎙 او هم جوان است ، اما جوانی را محمل غفلتزدگی نكرده است. آنسان كه مقابل تو ایستاده ، با آن جراحت عمیق در دست راست و خستگی توصیفناپذیر كسی كه پهنای اروندرود را با دست چپ شنا كرده باشد ، اما اشتیاق روح ، او را از خویشتن كنده است و با تو نه از درد و خستگی ، كه از عشق می گوید.
بسیجی خود را در نسبت میان مبداء و معاد می بیند و انتظار موعود ، و با این انتظار ، هویت تاریخی انسان را باز یافته است و خود را از روزمرگی و غفلت ملازم با آن رهانده. او آسایش تن را قربانی كمال روح كرده است و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خیابان ، كه در فاصلهی میان مبداء و موعود تاریخ باز شناخته است.
خدایا ! وقتی انسان این بچههای بسیجی را میبیند كه با چه اطمینانی از بهشت و دوزخ سخن میگویند ، از خودش شرمنده میشود. آن وقت ما چطور خود را روشنفكر بدانیم و این واژه را با خود حمل كنیم ؟ پس چرا ما به خود مغروریم..؟ آخر چه داریم..؟ ذرهای از صفا و خلوص این مردم ، ای برادر، برای من و تو كتابی است كه تا آخر عمر هم نخواهیم توانست كه بخوانیم.
خدایا ! چه كنم..؟ چرا من نمیتوانم مانند این مردم عاشق باشم..؟ عاشق تو..! عشقی كه منتهای آمال من است...
🌿 دوران دفاع مقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
⏳دوران #دفاع_مقدس
🎬 کلیپ | نوحهها و اشعار حماسی حاج #صادق_آهنگران در جبههها
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
هر صبح باید دروازہای
برایِ رویش دوبارہ مهربانی باشد!
همان که نیما گفت:
پس از این
همه چیزِ جهان تکراریست
جز مهربانی...
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
#مهربان_باشیم 💕
دوران جنگ تحمیلی🌿
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
🔴🇺🇸 سفارت آمریکا سقوط کرد!!
📄 روزنامه اطلاعات - ۲۵ بهمن ۵۷
▫️▫️▫️▫️▫️⚪️⚪️⚪️⚪️
🎥 صبح روز ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ , یک گروه مسلح وارد سفارت آمریکا شد. پس از ساعتها درگیری با محافظان، کمیته انقلاب، این حمله را متوقف کرد.
🎞 در این ویدئو، "ویلیام سالیوان"، آخرین سفیر آمریکا در ایران، ماجرا را توضیح میدهد🎤
⭕️ گفته شد این گروه مسلح، وابسته به سازمان چریک های فدایی خلق (جناح چپ یا کمونیست ها) بودند.
📲 𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔥🛬 لحظاتی پس از سقوط یک هواپیمای جنگنده عراقی در منطقهی فاو ...
۲۵ بهمن ۱۳۶۴
.✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
34.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 عملیات پیروزمندانه والفجر ۸
💠 حماسه سازان گردان خط شکن فجر -- لشکر ۳۳ المهدی عج)
🎞 در فیلم، شهیدان مهدی سلیمانی، محمود کفاش و کریم رئیسی در حال گلولهگذاری قبضه خمپارهانداز و شلیک به طرف نیروهای بعثی صدام هستند.
#حماسه_سازان_ گردان_ فجر
#شهداء_ قهرمانان_ وطن
#دوران _دفاع_ مقدس
📃 دلنوشته "حمید داودآبادی"، رزمنده دیروز و نویسنده امروز(کتاب های دفاع مقدس):
❄️بهمن هایی که سرازیر شدند!❄️
🔹 بهمن هایی که از اولین سال های پیروزی انقلاب آمدند و رفتند و حسرتشان بر دل ماند!
در آمد و رفت همان بهمن ها، آن بچه پرهیاهو، کنجکاو، با سری پرشور و کمی ترسو! به بلوغ رسید، شجاعت یافت و جای خود را در دنیا و کشور پیدا کرد:
بهمن 1357 تهران:
حضور فعال در تظاهرات و راهپیمایی ها، همراه خانواده.
حضور پرشور در بزرگترین و موثرترین اتفاق زندگی: انقلاب اسلامی.
اولین استشمام بوی دود، خون، باروت و بدنهای سوخته.
بهمن 1358 تهران:
حضور فعال در مقابله با منافقین.
دستگیری و ضرب و شتم توسط منافقین در دانشگاه تهران.
بازجویی توسط مسعود رجوی رهبر پلید منافقین.
ناکام از رفتن به کردستان برای نبرد با ضدانقلابیون. به خاطر سن کم.
بهمن 1359 تهران:
حضور فعال در چادر وحدت برای رویارویی با منافقین، ضدانقلاب و بنی صدر.
بغض و اشک و آه از شهادت دوستان چادر وحدت در جبهه: اکبر خداکرمی، کریم چاروسه، بابک چنگیزی، محمدعلی قرایی ...
گریه و شکایت از ناکامی در رفتن به جبهه: بچه ای!
بهمن 1360 گیلانغرب:
دومین بار حضور در جبهه. همراه شهید علی مشاعی.
خوش ترین ایام زندگی. حضور در گیلانغرب، جبهه آوزین، تپه کرجی ها.
همرزمی و همسنگری با بچه های بابل و فریدونکنار.
اولین مشاهده لحظه شهادت دوستان: سیدعلی ولی زاده، محمدعلی مقدم ...
بهمن 1361 تهران:
ناکامی از حضور در عملیات والفجر مقدماتی.
افتاده از زخم و درد تنهایی و شهادت مصطفی کاظم زاده.
سوز، سوز. داغ، داغ. اشک، اشک. حسرت، حسرت.
بهمن 1362 پادگان دوکوهه:
حضور ناکام در عملیات خیبر.
اولین اعزام گروهی: طرح لبیک یا خمینی.
وامانده از داغ رفیقان شهید: علی مشاعی، نادر محمدی، حسین نصرتی.
بهمن 1363 تهران:
وامانده از حضور در عملیات بدر.
رانده از جبهه. شاغل در کمیته انقلاب اسلامی.
در حسرت دیدار دوباره شهیدان سعید طوقانی و عباس دائم الحضور.
بهمن 1364 فاو:
حضور فعال در عملیات والفجر 8.
عاشقانه ترین عملیات جنگ همراه با گردان شهادت.
بارش باران ترکش بر بدن و نوش جان نمودن گاز.
شهادت دوستانی که عقد اخوت بستیم و قول شفاعت دادیم: محمدرضا تعقلی، فرامرز عزتی پور، علی موسیوند، نصرالله پالیزبان ...
بهمن 1365 شلمچه:
حضور نیمه فعال در عملیات کربلای 5.
زمینگیر شدن، کپ کردن و لرزیدن در سه راه مرگ شلمچه.
مشاهده سوختن و جان دادن دوستان: احمد بوجاریان، محسن کردستان، سلیمان ولیان، سیدمحمد هاتف، مسعود کارگر، سیداحمد یوسف ...
بهمن 1366 تهران:
همرنگ دنیا و دنیائیان شدن.
در حسرت رفتن به جبهه.
شاغل در سپاه پاسداران.
بهمن 1367 تهران:
تمرین "بله قربان" گویی.
آغاز سال های دور از جبهه.
همسان سازی با زندگی روزمره.
دویدن و ایستادن در صف، برای یک لقمه نان.
...
بهمن 1397 تهران:
افتاده از پا.
خسته، خفته و منتظر.
ناتوان از مقابله با امراض دنیایی.
بهمن 1398:
کجا، در چه حال و مشغول چه؟!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
⏳ و حالا . . .
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌷 ″شهید اوهانی″؛ تا اذن دخول #امام_رضا را نگرفت، وارد حرم نشد..
🔹 سال ۶۲ بود که در محضرشان مشرف شدیم محضر آقاجانمان حضرت علی بن موسی الرضا آلاف تحیة و الثناء...
◇ وارد شدیم و جلوی تابلوی اذن دخول ایستادیم، با هم اذن دخول را خواندیم و در کمال ناباوری برگشتند و نرفتند داخل...
◇ توی راه که برمی گشتیم مسجد، (بله اون زمان هتل و ... نمی ماندیم بلکه در مساجد و پایگاه ها اسکان می یافتیم)
◇ گفتم: آقا رحمت چرا نرفتیم داخل حرم؟!
فرمود: عرض می کنم و تمام...
◇ شب، قبل از نماز باز دوباره راهی حرم شدیم و خواندن اذن دخول و دوباره برگشتند، ولی خیلی گرفته بودند.
◇ کم کم عصبانی میشدم
دیگه سؤال نکردم.
◇ صبح حدود ساعت دو و نیم راهی حرم شدیم، ولی یا صاحب الزمان(عج)، وقتی اذن دخول را میخواندند_که شاید نیم ساعت طول کشید_ شانه هایش از شدت گریه به لرزش در آمده بود ، مثل ابر بهاری میبارید.
◇ رفتیم داخل حرم و زیارت و مناجات و نماز و امین الله و ....
حدود ساعت هشت صبح از حرم خارج شدیم, به صرف صبحانه ( املت ) میهمانم کرد و خیلی هم خوشحال بود.
◇ بعد از صبحانه عرض کردم دفعه سوم چرا داخل شدیم و دفعات قبل نه؟
◇ لبخندی زد و فرمود:
گریه از ته دل به هنگام خوندن اذن دخول، یعنی اجازه صادر شد؛ میتونیم وارد بشیم ..
#شهید_رحمتالله_اوهانی
#ادب_و_احترام