دفاع مقدس
🎥 #فیلم | توسل شهید جنگروی به حضرت زهرا (سلام الله علبها) 🌴 در جلسه مسئولین لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع) -
🌷 ۲۷ بهمن ماه - سالروز شهادت
قائم مقام لشکر۱۰ سیدالشهداء
#شهید_سردار_جعفر_جنگروی
🌹او در عملیات والفجر ۸ ،
در ۲۷ بهمن ۱۳۶۴ ، بعد از آزادسازی شهر استراتژیک فاو به شهادت رسید
🌴 سرنوشتِ مقلدان خمینی
چیزی جز شهادت نیست ...
▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩🚩
🌴 شهید جعفر جنگروی در یک نگاه:
در اوایل انقلاب به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد (دوران فتنه خلق عرب)... با آرامش خرمشهر محمد جهان آرا را به جای خود قرار داد و به کردستان رفت. به اسارت ضدانقلاب درآمد. او را به همراه چند پاسدار دیگر آماده اعدام کردند. دوستانش به شهادت رسیدند اما ... در کنفرانس لیبی نماینده ایران بود. به سوریه و لبنان و افغانستان رفت و در کنار مبارزان جنگید. با شروع جنگ مسئول عملیات جبهه غرب شد. عملیات دشت ذهاب یادگار مدیریت او بود. حاج جعفر در عملیات رمضان بر اثر انفجار گلوله توپ در مقابلش به شهادت رسید. پیکر شهید را داخل هواپیما قرار دادند در آسمان بودند که... دوباره به جبهه آمد. سه سال در خدمت رزمندگان بود. تا اینکه در عملیات فاو همراه با ملائک به آسمان رفت.🕊🕊🕊
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰لحظه شهادت سردار اسلام حاج جعفر جنگروی از زبان همرزمان شهید؛
حاج جعفر همانند مادرشان حضرت زهرا(س) پهلویشان شکافته شد و به حالت سجده بر زمین افتاد...
۲۷ بهمن ماه ، سالروز شهادت سردار اسلام شهید حاج جعفر جنگروی
قائم مقام لشکر ۱۰ سید الشهدای تهران
گرامی باد🌷
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
"خدایا! خود آگاهی که در شبهایی که خواب دوستانت، یعنی شهدا را میبینم چقدر افسوس میخورم که نمیتوانم خود را به قافله آن بزرگواران برسانم و در اوقاتی فکر میکنم آیا این نعمت بزرگ نصیب من درمانده هم خواهد شد یا نه، در این مطلب میمانم و فقط مجدداً از آن شهدا میخواهم که به خوابم بیایند…"
به یاد ،جانباز و پهلوان شهید
سردار، حاج جعفر جنگروی
اولین فرمانده سپاه خرمشهر،
از همرزمان حاج احمد متوسلیان در سوریه و لبنان،
قائم مقام لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)
اخوی شهید علی جنگروی
از شهدای مسجد موسی ابن جعفر (ع)
خیابان آیت الله سعیدی
🌷شهادت:۲۷ بهمن ۱۳۶۴
عملیات والفجر ۸
🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷
👆نامهای به پسرم
سردار شهید حاج جعفر جنگروی
«…و تو ای گل آقا، ای پسر خوشگل، ای پسر باهوش، ای پسر شجاع، ای رزمنده کوچک و سرباز خوب، ای شهید آینده اسلامی، ای حسین عزیزم، بدانید که فرزندان خلف عزیزترین مال دنیا و ذخیره آخرت برای پدران و مادرانشان هستند و هیچ پدر و مادری نمیتواند دوری فرزندان خود را تحمل کند. الا در یک صورت در یک طریق آن هم طریق خدا، وقتی صحبت از خداست و طریق او، هیچ چیز معنا ندارد چرا که همه چیز از او شروع میشود و به او ختم میشود.
برای همین انسان وظیفه دارد با کمک خداوند این راه را راه خود قرار دهد و این سعادتی است که خدا نصیب ما کرده و ما را به خانه خودش و شهر پیامبر گرامیش دعوت کرده. حسین جان! اینقدر عظمت مکه و مدینه زیاد است که شاید انسان دیگر فکر جای دیگری را نکند، اما هر موقع بچه کوچکی و یا طفل نوزادی را میبینم به یاد تو و خواهرت میافتم.»
(دستنوشته شهید در سفر حج)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
پنجشنبه ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۴ و شب جمعه بود. شروع کردم به خواندن دعای کمیل. خیلی نگران بودم.
از خداحافظی آخر حاج جعفر و حرف هایی که به حاج خانم زده بود بیشتر دلواپس شدم.
همین طور طی دعای کمیل اشک می ریختم و از خدا سلامتی حاجی را می خواستم.
بعد از دعا خیلی سریع با بچه ها خوابیدیم. تازه چشمانم گرم شده بود که احساس کردم پشت دیوار بقیع ایستاده ام!
ایام فاطمیه بود من هم به یاد سفر حج و شهر مدینه و غربت مادرم حضرت زهرا(س) بودم.
من در کنار دیوار بقیع بودم. اما با تعجب دیدم عده ای از خانم ها داخل قبرستان بالای سر یک مزاز نشسته اند!
با خودم گفتم خانم ها را که داخل قبرستان بقیع راه نمی دادند، این ها چطور رفته اند؟!
دوباره دقت کردم. دیدم قبری که دور آن جمع شده اند بر خلاف دیگر قبور، سنگ مزار دارد. سنگی سفید و درخشنده، مثل قبور شهدا در بهشت زهرا(س) از خانمی پرسیدم: « شما چطور رفتید داخل، اصلا این قبر برای کیست؟!»
آن خانم هم جواب داد: اینجا مزار حضرت زهرا(س) است. اگر می خواهی به اینجا بیایی باید یک نفر شمارا شفاعت کند.
تا این جمله را گفت از خواب پریدم. شروع کردم به فکر کردن. منظور از این خواب چه بود؟! مزار حضرت فاطمه(س)؟! شفاعت؟!
روز بعد حساب کردم دیدم بیست روزه از حاجی خبر نداریم. نگرانی ام بیشتر شده بود.
دیگر برادران جعفر هم جبهه بودند اما آن ها پیش هم نبودند تا خبر بگیرند.
ا▫️▪️▫️▪️▫️
صبح شنبه که بیست و هفتم بهمن بود دیر از خواب بیدار شدم. باید سریع می رفتم محل کار. خودم را سریع رساندم به مدرسه. دیر شده بود. بچه ها رفته بودند سر کلاس.
می خواستم سریع به کلاس برسم که مدیر مدرسه از پنجره ی دفترش من را دید. در حال صحبت کردن با تلفن بود. یک دفعه بلند گفت: « خانم محمدی، خانم محمدی بیا تلفن.»
بعد آرام گفت: « برادر گوشی را نگه دارید.» با تعجب برگشتم به سمت دفتر مدیر و گفتم: « با من کار دارند؟!»
گفت: « بیا، آقای جنگروی از جبهه تماس گرفتند.»
نفهمیدم چطور گوشی را از دست خانم مدیر گرفتم. سلام کردم و با خوشحالی شروع به صحبت کردیم. خانم مدیر هم رفت بیرون.
جعفر همین طور با خوشحالی صحبت می کرد و حال همه را می پرسید. حال مادر و پدر، حال من و مهدیه و علیرضا و...
خیلی با من صحبت کرد. بعد دوباره شروع کرد حال و احوال پرسید. انگار نمی خواست قطع کند، مرتب ادامه می داد.
چند دقیقه ای با هم حرف زدیم. بعد هم گفت: « الان جلسه داریم. باید بروم سمت منطقه فاو.»
گفتم: « خیلی مراقب خودت باش، راستی خیلی وقته رفتی منطقه، کی بر می گردی؟!»
بی مقدمه گفت: « مگر نمی خواهی بروی زیارت، پس دیگر نگو کی بر می گردی!»
دست آخر هم یک جمله گفت و خداحافظی کرد. این جمله تا شب فکر من را مشغول کرده بود. حاجی گفت: « مواظب باش صدایت به گوش نامحرم نرسید!!» بعد هم گفت: « خداحافظ و قطع کرد.»
هی با خودم می گفتم در مدرسه ی ما که مرد وجود نداشت، یعنی چه که گفت صدایت به گوش نامحرم نرسد؟!
— راوی: همسر شهید
📚منبع: کتاب "بی قرار " - زندگی نامه و خاطرات سردار شهید حاج جعفر جنگروی
در این هوا و صبح زیبا
یک چایی داغ میچسبه...
#صبح_بخیر
#بفرمایید_چای
#چادر_گردان
دوران جنگ تحمیلی
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
#شهادت نردبان #آسمان بود
#شهادت #آسمان را نردبان بود
.
🌿 رزمندگان خطه شمال در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور، با توجه به شرایط جنگی، زندگی متفاوتی را با مردمان پشت جبهه داشتند.
📷 تصویر فوق || تعدادی از آنها کلبهای زیبا و به یاد ماندنی با یک نردبان چوبی در بالای درخت ساختهاند...
🌷 #شهدای_ساری
⚪️ دوران جنگ تحمیلی
👬 #بچه_ها_مون_کجان ...⁉️
🤔🤔 نگاهی به گذشته و حال ....
👆🎞 یادمان هست در دهه ۶۰ و در دوران دفاع مقدس، در مراسمات مذهبی, تشییع شهدا، مناسبتهایی مانند دهه فجر و دیگر فعالیتهای اجتماعی ....
کودکان، نونهالان و نوجوانان، حضور چشمگیر و فعالی داشتند؟؟ ... و اما...
... و اما امروز ؟؟!
👬 #بچههامان_کجان ...؟؟!!
پای گوشی!!
خواب
کم حوصله
بیانگیزه ...
چرا ؟؟!
⁉️ آیا این از تبعاتِ زندگی آپارتماننشینی ست؟
⁉️بازیهای رایانهای و درگیر شدن ذهن کودک و نوجوان با فضای مجازی؟
⁉️کمرنگ شدن روابط اجتماعی و گرایش به فردگرایی، انزواطلبی و خودبینی؟
⁉️عدم تحرک و به فراموشی سپرده شدن بازیهای مفرح و نشاطآور: هفتسنگ، گلکوچیک، عروسکبازی، کاردستی، تیلهبازی، وسطی و...؟
✍ کودکان دهه ۶۰ ، فعالتر، سرزندهتر ... و البته صبورتر، پرحوصلهتر ...و قانعتر بود و این صفات, در آیندهشان نیز تأثیر داشت،بطوریکه زندگیهای زناشویی به ندرت منجر به طلاق و جدایی میشد ... و در صحنه اجتماع نیز، کمتر شاهد ناهنجاری،خشونت و اغتشاش بودیم.
🔴 #نکته : ﴿بخش قابل توجهی از ناآرامیها و اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ توسط برخی جوانان و نوجوانان فریبخورده، ناشی از تربیت ناصحیح، گذراندن نامطلوب دوران کودکی و مدرسه و صد البته: تأثیرات نامطلوب فضای مجازی مخرب و بی در و پیکر🤔﴾
▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
#اندکی_تأمل و #تلنگر
#مسئولین_فرهنگی
#اصلاح_سبک_زندگی
👈کودکان،نونهالان و نوجوانان خود را دریابیم،
پیش از آنکه دشمن، آنها را از ما برباید!
┄☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┄
👇👇