eitaa logo
دفاع مقدس ۲
155 دنبال‌کننده
1هزار عکس
571 ویدیو
35 فایل
┄┅☫🌷کانال دفاع مقدس۲🌷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas2 🌴 شرح احوال شهیدان و رویدادهای ۸ سال #دفاع_مقدس را در این کانال مشاهده نمایید 📌 استفاده از مطالب کانال، آزاد است 📌 با فوروارد پست‌ها، از کانال شهدایی حمایت کنید #ادمین @MehreTaban313
مشاهده در ایتا
دانلود
🍂 روایت تصویر "جنگ‌زدگان" در این قاب، آنچه دیده می‌شود فقط یک «صحنهٔ تخلیه» نیست؛ یک لایهٔ کامل از تجربهٔ انسانی است که در سال ۱۳۵۹ آغاز شد و مردم را بی‌هیچ آمادگی‌ای در دل جنگ پرتاب کرد. آنچه در عکس حضور دارد، نه فقط بدن‌هایی در آب و روی لبهٔ سازه، بلکه تاریخِ زیستهٔ مردمی است که هم‌زبانِ دشمن بودند و با این حال از آتش جنگ در امان نماندند. پدیدارشناسی صحنه ۱. لایهٔ جسمانی - آب تا سینهٔ مرد رسیده؛ بدنش در تنش است، اما نگاهش آرام و متمرکز روی کودک. - مرد بالادست، با قامت خم‌شده، وزن کودک را با یک دست گرفته؛ انگار که انتقال جان است، نه فقط انتقال یک جسم. - کودک، پیچیده در پارچه، مرکز ثقل صحنه است؛ نقطه‌ای که همهٔ نیروها به سوی آن جهت گرفته‌اند. ۲. لایهٔ موقعیت - این لحظه، لحظهٔ «گریز» است؛ نه از سر انتخاب، بلکه از سر ناگزیری. - مردم عرب‌زبان جنوب، که زبان‌شان با عراقی‌ها یکی بود، در این لحظه نه «مرز مشترک» داشتند و نه «مصونیت»؛ جنگ به زبان کاری نداشت. - آب، نماد سیالیت و بی‌پناهی است؛ خانه‌ای که فرو ریخته، زمینی که دیگر زمین نیست. ۳. لایهٔ عاطفی - اضطراب در چهره‌ها نیست؛ نوعی وقارِ ناگزیر است. این همان حالتی است که در لحظهٔ بحران، انسان به «ضرورت» تبدیل می‌شود. - رابطهٔ میان دو مرد، رابطهٔ «امانت» است؛ یکی می‌سپارد، دیگری می‌گیرد. این اعتماد، در دل جنگ، معنایی دوچندان دارد. ۴. لایهٔ معنوی - کودک، نماد آینده است؛ آینده‌ای که باید از میان آب، آوار و آتش عبور داده شود. - این انتقال، شبیه یک آیین است: آیینِ حفظ نسل، آیینِ پاسداری از جان.
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 من از این هوا، از این خاک خسته شدم . دلم شلمچه می‌خواد، دلم فکه می‌خواد، دلم طلائیه می‌خواد..
⚪️ عقلانیت و طراحی در جنگ معبر غواصان گردان یاسین در عملیات کربلای ۵ تونلی که از زیر خاکریز تا لبه رودخانه حفر شد و غواصان به حالت چهاردست و آنطرف وارد رودخانه شدند که تا مدتی دشمن گیج شده بود و نمی‌دانست که غواصان از کجا وارد آب میشوند ۱۹ دیماه ۶۵ سالروز عملیات کربلای ۵ _ حماسه غواصان با گذشتن از موانع و نفوذ به جزیره بوارین بالا فرمانده گردان، آقا جلیل، همراه و کنار نیروها در حال حفر تونل پایین سمت راست ، دانشجوی شهید رضا اسماعیل زاده بچه سبزوار
حمید داودآبادی: یادم تو را فراموش - یادم هست، یادت هست؟! در کنار شهید حسن (عبدالله) شریعتی متولد: 1348 شهادت: 29 بهمن 1364 عملیات والفجر 8 فاو. خاکسپاری: 14 تیر 1376 مزار: بهشت ‌زهرا (س) قطعۀ 50 ردیف 60 شمارۀ 3 .
🌷۲۹ بهمن ۶۱ -سالروز شهادت رزمنده نوجوان، علیرضا محمودی 🌿 آرام بخواب بسیجی! .... دقایقی قبل از شهادت. عکاس: "محمود حاج محمدی" "علیرضا محمودی پارسا" ۲۳ تیر ۱۳۴۸ دیده به جهان گشود. در دیماه ۶۱ عازم جبهه شد و از آنجا بمنطقه عملیاتی فکه رفت. باوجودی که ۱۳ سال بیشتر نداشت،در گردان شهادت بفرماندهی برادر "صیاد محمدی" در عملیات والفجر مقدماتی در فکه شرکت کرد او یک بار مجروح شد و در بیمارستان به علت جراحت شدید از ناحیه صورت و گلو بستری بود ولی بمحض بهبودی نسبی، مجددا به جبهه رفت او سرانجام در روز ۲۷ بهمن ۶۱ بر اثر اصابت خمپاره از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح شد و به بیمارستان آیت‌الله کاشانی اصفهان اعزام گردید. وی پس از تحمل دو روز درد شدید، در نیمه شب جمعه ۲۹ بهمن ۶۱ در حالی که حضور مقدس حضرت اباعبدالله (ع) را بربالین خود احساس می‌کرد و بر ایشان سلام می‌داد، جان خود را تقدیم جانان کرد 📷عکس فوق (بالا سمت چپ) او را نشان می دهد که اسلحه‌اش را به آغوش کشیده و از فرط خستگی در کنار «شنی» تانک، آرام خوابیده
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 دعای روز اول ماه رمضان اللّٰهُمَّ اجْعَلْ صِيامِى فِيهِ صِيامَ الصَّائِمِينَ، وَقِيامِى فِيهِ قِيامَ الْقائِمِينَ، وَنَبِّهْنِى فِيهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغافِلِينَ، وَهَبْ لِى جُرْمِى فِيهِ يَا إِلٰهَ الْعالَمِينَ، وَاعْفُ عَنِّى يَا عافِياً عَنِ الْمُجْرِمِينَ. خدایا، روزه‌ام را در این ماه، روزه‌ی روزه‌داران قرار ده و شب‌زنده‌داری‌ام را شب‌زنده‌داری شب‌زنده‌داران و بیدارم کن در آن از خواب بی‌خبران و ببخش گناهم را در آن، ای معبود جهانیان و از من درگذر، ای درگذرنده از گنه‌کاران. 🔹 هدیه به روح بلند شهید نادر مهدوی فرمانده دلاور جنگ نفتکش‌های خلیج فارس
30 بهمن ماه 1364 آبادان خسرو آباد معاون گردان حضرت قمر بنی هاشم(ع)
دفاع مقدس ۲
#روزی_که_حمید_آسمانی_شد 30 بهمن ماه 1364 آبادان خسرو آباد #شهید_عبدالحمید_شاه_حسینی معاون گردان حضر
قلندر شمرون شهادت : ✍️✍️✍️: راوی : فرمانده گردان قمربنی هاشم علیه السلام خط که توسط شکسته شد دستور رسید نیروهایی که سوارقایق ها هستند حرکت بکنند. با توجه به برنامه مانور عملیات گردان قرار شد گروهان اول رو هدایت کنه و خودم گروهان دوم رو جلو ببرم. که شهید شاه حسینی نیروهاش رو از اون عبور داد مستقیماً روبروی پلی بود که متصل می شد به ام_البابی. شهید حمید سریع وارد کانال خط اول شد و سریع کار پاکسازی سنگرها رو انجام داد . با سرعت خودش رو به پل ام البابی رساند و نیروهاش رو مستقر کرد. از یک طرف تاریکی هوا و از طرف دیگه باران شدید که زمین رو لغزنده کرده بود سرعت و تحرک رو از ما گرفته بود. ما با تاخیر رسیدیم . وقتی الحاق برقرارشد شهید حمید شاه حسینی را پیدا کردم دیدم تمام بدنش خیسه و از شدت سرما میلرزه . پرسیدم چه خبر؟ ایشون گفت زمانی که به پل رسیدم خواستم از رو پل رد بشم و وارد جزیره ام البابی شوم و آنجا را شناسایی کنم روی پل گلوله خورد و پل کج شد، بارون هم می آمد سبب لغزندگی پل شده بود و لیز خوردم و توی آب افتادم. با شهید حمید نیروها رو سازماندهی کردیم و به مقر گردان مستقر در جزیره ام الرصاص حمله کردیم و مقر گردان فتح شد. توی اون گیر و دار رو دیدیم که با بچه های تخریب سریع دست به کارشدند و با انفجار برای رزمنده ها جان پناه درست می کنند. بچه های گردان رو در سنگرها پخش کردیم. شهید حمید رو فرستادم سمت سرپل جزیره ام البابی و با او در تماس بودم. شهید شاه حسینی سرپل مستقر بود و تمام عراقی ها می دانستند که فقط از آنجا می توانند فرار کنند و می آمدند به سمت پل و توسط حمید اسیر می شدند و به عقب فرستاده می شدند. دشمن خیلی سعی کرد سرپل را بگیره و بتونه خودش را پشتیبانی کند اما حمید شاه حسینی و یارانش اجازه نفس کشیدن به دشمن رو ندادن!
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و حاج قاسم در فراقش گفت : چگونه لبی بخندد؟ کـه عارفِ ما ، عاشق ما ، مخلصِ ما، حسین‌ آقای ما نباشد
۲۷ بهمن سالروز شهادت عارف بزرگ شهید محمدحسین یوسف‌الهی گرامی‌باد. شهیدی که حاج قاسم وصیت کرد او را در کنار مزارش دفن کنند. همه بچه‌های لشکر۴۱ ثارالله ،حسین را مثل ستاره‌ای می‌دانستند که درخشان‌تر از ستاره‌های کویر کرمان است. جوانی که در روزهای جنگ، جانشین فرمانده واحد اطلاعات عملیات لشکر خودش شد. او با نماز شب و عبادت و جهاد خالصانه مصداق سالکان و عارفانی بود که بفرموده امام خمینی (ره) یک شبه ره صد ساله را پیمودند... چشم برزخی داشت! پیروزی‌ها را می‌دانست، شکست‌ها را می‌دانست! باطن افراد را می‌دید و عاقبت‌شان را پیشگویی می‌کرد..! او در جبهه پنج بار مجروح شد و سرانجام به دلیل مصدومیت حاصل از بمب‌های شیمیایی در عملیات والفجر هشت [۱۳۶۴] به فیض شهادت نائل آمد.
این چهره را به قصد زیارت تماشا کنید... زمستان ۶۴ بود؛ با بچه‌های واحد اطلاعات در سنگر بودیم. حسین وارد شد و بعد از کلی خنده و شوخی گفت: در این عملیات یک راکت شیمیایی به سنگر شما اصابت می‌کند بعد با دست اشاره کرد و گفت: "شما چند نفر شهید می‌شوید من هم شیمیایی می‌شوم." حسین به همه اشاره کرد جز به من! چند روز بعد تمام شهودهای حسین در عملیات والفجر ۸ محقق شد.!! (همرزم شهید) پ‌ن: محمدحسین یوسف‌الهی جانشینِ فرمانده واحد اطلاعات لشکر۴۱ ثارالله کرمان در ۲۷ بهمن ماه ۱۳۶۴ به دلیل مصدومیت حاصل از بمب‌های شیمیایی در عملیات والفجر هشت در بیمارستان لبافی‌نژاد تهران به درجه شهادت رسید.
رمضان آمده آهنگ سحر ساز کنید با مناجات و غزل بر دو جهان ناز کنید دست‌ها را برسانید به معراج دعا تا خدا با نفسی سوخته پرواز کنید