🌷 شهید محمدرضا جوادی کوچکسرایی
🕊شهادت: ۱۳۶۱ // موسیان // عملیات محرم :
.
#خاطره خواهر شهید :
اهل مسجد بود. از کلاس دوم ابتدایی روزه می گرفت . یادم یک سال ماه رمضان در فصل تابستان بود او روزه داشت از شدت گرما پیراهنش را بالا زده بر روی موزائیک خوابیده بود .
یارب تو ز حالم باخبری مهمان توأم فرما نظری.mp3
زمان:
حجم:
14.4M
🌗 در این اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان
👆📢 #بشنویم نوای حاج صادق آهنگران
در دوران #دفاع_مقدس
به ظلمت زِ نور خدا می گریزی
تو لب تشنه زِ آب بقا می گریزی
شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)
یا رب تو ز حالم باخبری
مهمان توأم فرما نظری
مهمان توأم فرما نظری
شاعر: حاج حبیب الله معلمی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
متن اشعار و مناجات 👇👇
یا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ (همه)
به ظلمت ز نور خدا می گریزی
تو لب تشنه زِ آب بقا می گریزی
زِ مادر بود مهربان تر خدایت
تو جاهل به قهر از خدا می گریزی
به قرآن ندایت کند رب سبحان
چرا بی جهت زین صدا می گریزی
خدا خوانَدَت تا عطایت نماید
تو ای بینوا از عطا می گریزی
به هر جا روی سایه ی لطف او هست
زِ دنبالت آید کجا می گریزی
اگر می گریزی زِ بیگانه بُگریز
ای بنده ی گنهکار- ای بنده ی گنهکار شاید در این ماه مبارک رمضان آنقدر گناه کنیم که این نماز ما که هفتاد نماز حساب می شود به درگاه خدا قبول نشود. شاید این آیه ی قرآنی که می خونیم به جای اینکه ختم قرآنی برا ما بنویسن قرآن ما رو لعن کنه با این گناهمون بیا این شب جمعه رو راست باشیم با خدا. اقرار به گناهانمون کنیم خدا خیلی مهربونه خدا خیلی مهربونه عنایت می کنه به جمع گنهکار
اگر می گریزی زِ بیگانه بُگریز
چرا دیگر از آشنا می گریزی
سراپای دردی و محتاج درمان
چرا از طبیب و دوا می گریزی
شفای تو در بارگاه حسین است(یا اباعبدالله- یا اباعبدالله(
شفای تو در بارگاه حسین است
کجا آخر از این سرا می گریزی
اگه می خوای به زیر آوارها بری این جوانها این پیرزن ها این بچه ها رو ببینی گریه کنی بگم برای حسین گریه کن زیر سم اسبان بود پامال سم اسبان بود بدن پاره پاره شد.اگر می خوای برای کودکان گریه کنی که زیر آوار موندن بیا برای علی اصغر حسین گریه کن که در دست بابا خون از گلوی مبارک سرازیر شد. در دست بابا جان داد. اگر می خوای برای این لب تشنه ها که در این ماه مبارک زیر آوار قرار گرفتن گریه کنی بیا برای روزه داری گریه کن که در آفتاب سوزان عزیزان خود رو از دست داده بود جنازه های عزیزان رو حمل کرده بود به خیمه ها رسونده در روایت آمده لب ها آنقدر خشکیده بود که زخم شده بود هوای گرم سوزان بود لب تشنه بود. نگاهی به خیام می کرد عزیزانشو به یاد می آورد که بعد از شهادت خودش کجا می برندشون آواره ی شهرها میشن در مجلس ابن زیاد میرن در مجلس یزید میرن این لبِ تشنه عازم میدان بود نگاهی به جنازه های عزیزان که غرق خون روی زمین افتاده به یاد ابالفضلش موند چگونه این بدن مقاومت داره در مقابل ددشمن بایستده بیا ای رزمنده. بیا ای داغ دیده ها این استقامت رو از فرمانده مون حسین یاد بگیریم.با اون لبِ تشنه با اون همه داغ جوان دیده عازم میدان شد رشادت به خرج داد دشمن رو از پا در آورد تا شربت شهادت نوشید. به من و تو بگه استقامت کن در مقابل دشمن. تا آخرین نفس مقابله کن با دشمن. اگر بدنت زیر گلوله ها بره اگر بدنت زیر خروارها سنگ بره. اگر بدن بی دست و پاتو از جبهه بیارن ای مادر اگر تمام عزیزانتو بکشن ای پدر اگر تمام عزیزانتو به شهادت برسونن مثل حسین مثاومت کن یا اباعبدالله دست ما گیر دست ما گیر.
ادامه متن نوحه و مناجات آهنگران 👇👇
👈ادامه از پست قبل
می خوام بگم خدا شب جمعه با دلی گرفته آمدم می گم به خدا شب جمعه ست خبرها رو شنیده ام با دلی گرفته آمدم. آخه خدا هر وقت من گرفتاری پیدا می کنم سراغ تو میام آخه خدا هر وقت مصیبتی به من وارد میشه سراغ تو میام.می خوام عرض کنم خدا بلاها زیاد شده.خدا مصیبت ها زیاد شده به جز تو کسی رو نداریم ما در خونه ش بریم خدا این جمعی که امشب در این اردوگاه حسین اومدن با چشمی گریون در مقابل تو نشستن همدرد خونواده های شهدایی هستن که عزیزانشون هنوز زیر آوار مونده بچه هاشون هنوز زیر آوار موندن .عزیزاشون زیر آوار موندن خدا این جمعی که اومده در این ماه مبارک اومده آخه این ماه مبارک با ماه ها و روزهایی دیگه فرق میکنه امید بیشتری به استجابت دعا دارن این جمع. خدا این ماه مبارک زبان روزه لب تشنه زیر آوار رفتن خدا دعاهای این بازماندگان شهدا رو باید امشب اجابت کنی خدا ما به دنیا فهمانده ایم که برای خدا قیام کرده ایم. خدا ما به دنیای کافران فهمانده ایم که به شما اتکایی نداریم. فقط به خدایمان اتکا داریم خدا حالا ما رو شرمنده نکنی همه ی دنیا با ما در جنگه خدا فقط تو رو داریم افتخار ما بر اینه که تو رو داریم خدا اگر جمع گنهکاری هستیم ولی امید به تو داریم ماه رمضانه عزیزا دلها آماده ست تا دعا بخونیم دلها آماده ست تا با خدا مناجات کنیم ولی خدا این همه بلا نازل شده یه بلای عظیم تری هست می خوام عرض کنم.به خدا بگم خدا این بلا عظیم تر از این موشک هاست این معصیت های ماست این گناهان ماست این دور شدن ما از تو است خدا در این ماه مبارک تو باید توجه کنی فرمودی اگر مریض باشی در سفر باشی پیر کهنسال باشی من روزه رو از تو نمی خوام حالا عرض می کنم خدا وقتی که مرو از این عالم بردی مریضم طاقت ندارم خدا اگر در این دنیا به حالت کسالت من توجه کردی وقتی از این عالم میرم خدا من ضعیف ترم خسته ترم خدا جایی ندارم مرو بیامرز خدا وقتی من ضعیف من بنده داخل قبر می شم خدا کسی رو ندارم به که رو کنم جز تو فقط تو باید نظر کنی به من به این بدن ضعیف من خدا ما قدرت کشیدن عذاب تو رو نداریم این ماه مبارک رمضان باید عنایتی کنی خدا دست هایمان به سوی توست عزیزا بدونید چه بد عاقبتی ست بد عاقبت چه کسی ست آن کسی ست این ماه مبارک بگذرد آمرزیده نشود این روایت است گوش کنیم امشب مبادا این ماه بگذرد و ما آمرزیده نشیم.
یا رب تو زحالم با خبری یا رب تو زحالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
در ماه خدا با سوز دعا در ماه خدا با سوز دعا
خواهم ز گناهم درگذری خواهم ز گناهم درگذری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
گر مُجرِم و سرافکنده منم
بخشنده تویی شرمنده منم
بر لشکر حق رزمنده منم
شو حافظ من از هر خطری مهمان توأم فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
سرباز امام بت شکنم
در کوی شهیدان شد وطنم
عشقت زده بر گردن رَسَنم عشقت زده بر گردن رَسَنم
تو روح مناجات سحری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
در جبهه ی رحمت آمده ام
جویای حقیقت آمده ام
با عشق شهادت آمده ام با عشق شهادت آمده ام
نِی راحله نی توش سفری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
در ماه عبادت در رمضان
دل سوخته ای بی نام و نشان
در جبهه ی ایمان گشته روان
شاید که به این مسکین نگری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
با لشکر قرآن هم سفرم
در سنگر ایمان مستقرم
در ذکر خدا شب تا سحرم در ذکر خدا شب تا سحرم
در جبهه نمایم جان سپری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
ماهی که علی گردیده شهید
ماهی که همه نصر است و امید
لطفی که نمایم نامه سفید لطفی که نمایم نامه سفید
وای ار نتوان بینم ثمری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
تا می شنوم از روح خدا
آوای صلا در اوج بلا
هرگز ننمایم جبهه رها هرگز ننمایم جبهه رها
تا از شهدا جویم خبری مهمان توام فرما نظری
یا رب تو ز حالم با خبری یا رب تو ز حالم با خبری
مهمان توأم فرما نظری مهمان توأم فرما نظری
یابن الحسن عجل علی ظهورک
یابن الحسن عجل علی ظهورک
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 #شهید عباس محسنی
.
▪️خواهر شهید : 👇
یادم می آید که ماه رمضان برای درست کردن سحری پیش او رفتم من سحری را آماده کردم و او را صدا زدم که سحر شد بلند شو! دیدم روی کتاب هایش خوابیده ، هرچقدر صدایش کردم بیدار نشد بعد از نماز گفتم ، چرا برای خوردن سحری بلند نشدی ؟ گفت : بچه ها در جبهه در ماه مبارک رمضان در هوای گرم تابستان از تشنگی شدید یخ به شکمشان می بندند و روزه می گیرند . ما کار بزرگی نمی کنیم که بدون سحری روزه می گیریم. روز آخری که می رفت به جبهه به ما گفت : اگر خدا بخواهد بیست وچهارم برای ثبت نام در دانشگاه ارومیه رشته گیاه پزشکی می آیم. ولی خداوند تقدیر دیگری را برای او رقم زد و او دانشگاه جبهه را مقدم داشت و درست در همان روز به شهادت رسید و همچون مولایش ابالفضل دو دست وی از بدنش قطع شد .
.
پرواز: زمستان ۶۵
#شلمچه
32.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همسنگران مارا در این ره گفتگوهاست
دریادلان، در پیش رو دریاست دریاست..
همراه با شهدا و سرداران
لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع)
جلسه توجیهی به فرماندهی
جانباز سرفراز سردار حاج علی فضلی
عملیات والفجر ۸
یاد و خاطره :
شهید محمد حسن حسنیان
شهید حاج عبد الله نوریان
شهید مصطفی زواره ایی
شهید حاج جعفر جنگروی
شهید حسن احسانی نژاد
شهید حاج احمد عراقی
شهید حاج حسین میر رضی
شهید رمضان ناظریان
شهید داود حیدری
سردار حاج نصراله سعیدی
سردار حاج اکبر عاطفی
حاج رضا صفر زاده
حاج حسن امیری
و ....
🌴 دوران #دفاع_مقدس
-------------------------------------------
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس2 🇮🇷☫┅┄
(ایتا، تلگرام، روبیکا)
اینجا بیت شهداست👆
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
👇👇👇
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خاطره زیبای سردار فضلی از فداکاریهای غواصان
سردار فضلی در برنامه منوّر:
🔸رفتم برای غواصان از کمبود لباس غواصی و سختی های عملیات بگویم تا به آنها روحیه بدم، اما دیدم قضیه برعکس شد. آنها به من روحیه دادند. آنقدر خدا را شکر کردم. به خود گفتم اینها چه کسانی هستند و خدا را چگونه تفسیر می کنند؟
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سردار فضلی: اگر کل امکانات گیتی را به من میدادند به اندازه شنیدن این یک خط خبر در جبهه خوشحال نمیشدم + بغض سردار
سردار فضلی در برنامه منوّر:
🔸در حال صحبت در مورد سختیهای پیش رو برای رزمندگان بودم، اینکه شاید نتوانیم به شما مهمات برسانیم و... در همین لحظات بود که یادداشتی به من دادند و در آن نوشته بود...
🔸اگر کل امکانات گیتی را به من میدادند به اندازه شنیدن این یک خط خبر خوشحال نمیشدم.
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خاطرهای از شوخی گرفتن بچهها در وسط عملیات والفجر ۸ / وقتی خدا عراقیها را غافل کرده بود
سردار فضلی در برنامه منوّر:
🔸سردار خادمی میگوید در بحبوحه والفجر، هنگامی که ۷، ۸ متر نزدیک عراقیها بودیم و در این شرایط سخت که آرامش و سکینه آنها را فرا گرفته بود بچهها شوخیشان گرفته بود و میگفتند اول فرمانده باید برای خط شکستن برود...
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایت سردار فضلی از امداد غیبی در عملیات والفجر ۸ / اروند قیامتی شد
سردار فضلی در برنامه منوّر:
🔸آن شب اتفاقاتی افتاد که با هیچ شبی دیگر قابل توصیف نیست. باران رحمت خدا باریدن گرفت سطح رودخانه اروند گل آلود شد و امواجی به راه افتاد که تا ۷۰ سانت به روی رزمندگان آمد و تنفس آنها را با مشکل مواجه کرد...
🌴 پیر روشنضمیر لشگر ۴۱
در میان غواصان دریادل لشگر ثارالله
▫️نزدیک عملیات والفجر ۸
حاجاحمد امینی از فرماندهان گردانهای لشکر۴۱ ثارالله، نیروهای خود را در شهرک نورد، پشت سنگر واحد تخریب جمع کرد...
سپس گفت: «منطقه عملیاتی حساس و سخت است. من مجبورم افرادی را همراه خود ببرم که صددرصد به آنها اطمینان دارم، افرادی را که از صف خارج میکنم میتوانند به گردانهای دیگر بروند و با قایق به عملیات بیایند»
▫️یکی از این افراد قباد، پیرمرد ۶۸ سالهای بود که به حاج احمد عشق میورزید. پیرمرد با ناراحتی بلند شد و در گوشهای ایستاد. وقتی کار حاج احمد تمام شد، ناگهان گریهکنان رو به حاجی گفت: «حاج احمد! من تمام سختیها را تحمل کردم، زن و بچه را در بدترین شرایط رها کردم و آمدم. با وجود سن و سال زیاد شنا یاد گرفتم! برای شب عملیات غواصی آموختم! حالا انصاف نیست شما دست مرا میگیری و از گردان کنار میگذاری!!»
▫️حاج احمد دست پیرمرد را گرفت. صورت او را بوسید و درحالیکه عذرخواهی میکرد گفت: «من اشتباه کردم، شما بنشینید سرجایتان، قطعاً شما به اندازهی تمام این گردان توانایی دارید!!»
... او همانطور که میخواست در عملیات شرکت جست و سرانجام نیز, مزد خود را گرفت ... و به دیدار معشوق شتافت🌷🚩