🔆 روحانی تأثیرگذار جبههها
🌷۱۲بهمن۱۳۶۵-سالروز شهادت حجتالاسلام عبدالله میثمی ،نماینده حضرت امام خمینی در قرارگاه خاتم الانبیاء
🌴در عملیات #كربلای۵ -مصادف با شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)-بر اثر اصابت تركش
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
▫️رهبر انقلاب:
🌷 شهید میثمى یک اسطورهاى شد از لحاظ تأثیرش در رزمندگان به عنوان یک روحانى. اين برادران روحانىاى که از جبهه همواره آمدند و رفتند و اينها، وقتی هم ایشان حیات داشتند هميشه مىآمدند [دربارهی ایشان]مىگفتند.
🌿يعنى واقعاً اسم شهيد ميثمى در زمان زنده بودنش به نيكى در بين كسانى كه مىرفتند در جبهه، جوان ها، طلبهها آنچنان رایج شد. واقعاً تأثير ايشان در جبهه فوقالعاده بود. شهادت ايشان هم ضايعهاى بود. ۶۶/۰۹/۰۱
🗓 ۱۲ بهمن ۶۵ - عملیات کربلای پنج - شهادت حجتالاسلام عبدالله میثمی، نماینده امام در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص)
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
🌱نشر مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
🔆 روحانی تأثیرگذار جبههها 🌷۱۲بهمن۱۳۶۵-سالروز شهادت حجتالاسلام عبدالله میثمی ،نماینده حضرت امام خم
⏳ دوران #دفاع_مقدس
💠 رعایت بیتالمال
🌸 شهید عبدالله میثمی نماینده امام در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص) بود.
🍀 وقتی میخواست به جایی دیگر برود، عبای خود را درآورده و زیر بغل میگرفت ،تا جلبِ توجه نکرده و کسی او را نشناسد.
🌼 پیاده میآمد کنار جاده و سوار ماشینهای بین راهی میشد و تا رسیدن به مقصد، شاید چند بار، ماشین عوض میکرد.
🌿 بیشتر رزمندگان که در جبهه سوار ماشینهای عبوری میشدند، پشت وانت تویوتا مینشستند و کسی شانس میآورد اگر صندلی جلو، خالی میبود و در کنار راننده مینشست!
🌺 شهید میثمی، خود را مثل بسیجیان دیگر میدید و با اینکه میتوانست با تویوتای استیشن قرارگاه تردد کند، ولی حاضر نمیشد از ماشین بیتالمال استفاده نماید.
┄──┄┄──┄──┄┄──┄
🌸 ویدئوی زیر، فرماندهان ارشد جنگ را نشان میدهد که در معیت شهید میثمی
🍀 به زیارت امام رضا (ع) مشرّف شدهاند.
🔺این کلیپ، با سخن کوتاه شهید میثمی آغاز شده و سپس حضّار به معرفی خود میپردازند.
➖ پشت سرِ شهید میثمی، شهید اکبر آقابابایی
و درکنار او، کوسهچی، محمدعلی(عزیز) جعفری، مرتضی قربانی،
علی فدوی، شهید سید محسن صفوی، محسن رضایی،
شهید محمدرضا دستواره، آسودی، نیکخواه،
محمد باقری، امین شریعتی و ... دیده میشوند.
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
🌱نشر مطالب، صدقه جاریه است
👇👇👇
دفاع مقدس
⏳ دوران #دفاع_مقدس 💠 رعایت بیتالمال 🌸 شهید عبدالله میثمی نماینده امام در قرارگاه مرکزی خاتمالانب
9.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرماندهان ارشد جنگ در معیت شهید میثمی به زیارت امام رضا (ع) مشرّف شدهاند.
🎞 این کلیپ، با سخن کوتاه شهید میثمی آغاز شده و سپس حضّار به معرفی خود میپردازند.
➖ پشت سرِ شهید میثمی، شهید اکبر آقابابایی
و در کنار او، کوسهچی، محمدعلی(عزیز) جعفری، مرتضی قربانی،
علی فدوی، شهید سید محسن صفوی، محسن رضایی،
شهید محمدرضا دستواره، آسودی، نیکخواه،
محمد باقری، امین شریعتی و ... دیده میشوند.
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
دفاع مقدس
🎥 فرماندهان ارشد جنگ در معیت شهید میثمی به زیارت امام رضا (ع) مشرّف شدهاند. 🎞 این کلیپ، با سخن کوت
⏳ ۱۲بهمـن سالروز شهادت نماینده حضرت « امام خمینی (ره) » در قرارگاه خاتم الانبیاء حجة الاسلام شهید عبدالله میثمی در عملیات کربلای پنج گرامی باد.*
شهید روحانی عبدالله میثمی سال ۱۳۳۴ خورشیدی در خانوادهای مذهبی در شهراصفهان متولد شد.
*🔻فعالیتهای سیاسی ـ مذهبی*
شهیدعبدالله میثمی در کنار کسب علوم دینی به اتفاق چند تن از دوستانش در مسجد محل، انجمن دینی و خیریه، هیئت رقیه فرزند حسین، کلاسهای آموزش قرآن و صندوق قرضالحسنه را پایهگذاری کرد. او از چند سال تحصیل حوزوی و تبلیغ و ترویج امور دینی، در سال ۱۳۵۳ به همراه برادرش رحمتالله میثمی به قم رفته و در مدرسهٔ حقانی سکنی گزید و تکمیل دروس دینی پرداخت.
وی در کنار درس به مبارزه با حکومت نیز مشغول بود. وی در سال ۱۳۵۳ به دلیل مبارزه با رژیم پهلوی دستگیر و زندانی شد.
شهیدمیثمی که سی ماه از عمرش را در زندان به سر برده بود، در سال ۱۳۵۷ به دنبال انقلاب ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.
*🔻فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی*
او با پیروزی انقلاب اسلامی، جهت ادامهٔ تحصیل به حوزهٔ علمیهٔ قم رفت و از محضر اساتید کسب علم کرد. سپس در کنار دوست دیرینهاش روحانی «مصطفی ردانیپور» مدتی را در کردستان گذراند و از آنجا به دنبال تشکیل سپاه در یاسوج، به آن شهر عزیمت کرد، تا در کنار پاسداران به سازماندهی و ارشاد عشایر محروم بپردازد.
او از سوی نمایندهٔ امام خمینی در سپاه، به عنوان مسؤل دفتر نمایندگی امام خمینی در منطقهٔ نهم (فارس، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد) منصوب گردید.
*🔻دفاع مقدس*
دفاع مقدس رایک نعمت بزرگ و یک سفرهٔ گستردهٔ الهی میدانست ومعتقد بود هرکس بیشتر بتواند در جنگ شرکت کند، از این سفرهٔ الهی بیشتر بهره بردهاست.
یکی از برادرش در مقابل دیدگان او در (تپههای شهید صدر) چشمانش شهید شد. او همچنین به پیروی از امام خمینی معتقد بود که "جنگ در رأس همهٔ امور است و بقیهٔ مسایل در مرحلهٔ بعد". بنابراین بسیار مشتاق بود که همیشه در جبهه بماند، تا اینکه از طرف فضلالله محلاتی، «نمایندهٔ ولی فقیه در سپاه» به مسؤولیت نمایندگی ولی فقیه در قرارگاه خاتمالانبیاء ـ که قرارگاه مرکزی و هدایت کنندهٔ تمامی نیروهای سپاه و بسیج و سایر نیروهای مردمی بود برگزیده شد، تا با حضور در میان نیروهای سپاهی، بسیجی و ارتشی، شمع محفل رزمندگان و مایهٔ قوت قلب آنان باشد.
*🔻شهادت*
در تاریخ ۹ بهمن ۶۵ در منطقهٔ عملیاتی کربلای ۵، از ناحیهٔ سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و بعد از سه روز در ۱۲بهمن بشهادت رسید و پیکر مطهرش در گلستان شهدای اصفهان در قطعه حمزه سیدالشهدا دفن شد
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
🌷 شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی
🌿 نماز جماعت هایش معروف بود بین همه .هیچ وقت نماز را طولانی نمی کرد ، مگر نماز فُرادایش را که سجده هایش طولانی بود وگریه هایش زیاد!
این اواخر می گفت :
"از خودم بدم می آید .خسته شدم از بس برای مجلس شهدا سخنرانی کرده ام . از وقتی آمده ام جبهه ، ماه ها را می شمرم که سر سی ماه جواب و مزد کارهایم را از خدابگیرم".
پیش از عملیات ،خانواده اش از اصفهان آمدند اهواز دیدنش .پسر کوچکش هادی تا او را دید ، پرید بغلش و گفت : "بابا! چراصدام هنوز شما را نکشته ؟"
و او خندید. قبل از رفتن ، زیارت حضرت زهرا (س) خواند. شهادت حضرت نزدیک بود و رمز عملیات هم یا زهرا (س) ! از سنگر رفت بیرون وضو بگیرد،اما دیگر بر نگشت. كربلای پنج بود كه تركش خورد. بردنش بیمارستان . چند روز بعد 12 بهمن 65، شهید شد. آن روز، روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود..
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
💠 حفظ #بیت_المال در منش شهدا
🔹فاصله ساختمان سپـاه تا مرڪز مخابرات چند ڪيلومتری می شد.
هـر وقـت میخواست زنـگ بزنه به خـونه، می رفت مخـابـرات...
▫️دفتر ڪارش اتاق #ساده ای بود موڪت شده،بدون میز و صندلی. او هیچ گاه اتومبیل شخصی نداشت، حتی دولتی،هیچ وقت از وسایل دولتی استفاده شخصی نمیڪرد...
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🔺قبل از رفتن به عملیات زیارت حضرت زهرا (س)خواند. شهادت حضرت نزدیڪ بود و #رمز عملیات هم #یازهرا (س) !
#ڪربلای۵ بود ڪه ترڪش خورد
بردنش بیمارستـان، چند روز بعد ۱۲بهمن ٦۵ شهید شد
آنروز، روز شهادت حضرت زهرا بود.
🌷شهید #عبدالله_میثمی نماینده امام خمینی (ره) در قرارگاه خاتم النبیاء (ص)
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
دفاع مقدس
💠 حفظ #بیت_المال در منش شهدا 🔹فاصله ساختمان سپـاه تا مرڪز مخابرات چند ڪيلومتری می شد. هـر وقـت میخ
💠 سفره حاضر بود و چه غذایی....
🌷مـن بـودم و آقـای میثمی. سـوار قطـار بودیـم و مـی رفتیـم اهواز. داخـل قطـار رزمنـده زیـاد بود. بسیجی، سـپاهی، درجه دارِ ارتش، سـربازو.... ما هم بـا لبـاس بودیم. بچـه هـا وقتـی از جلـوی کوپـه ی مـا رد مـی شدند، سـعی مـی کردنـد رعایـت کنند. سـاکت مـی شـدند و آرام راه مـی رفتنـد.
🌷وقت شام که شد، نه من چیزی داشتم و نه حاجی. گفتم: چه کار کنیم، شام چی بخوریم؟ حاجی گفت: نمی دانم. من هم روزه بودم، سحری هم نخورده ام. گفتم: خوب، پس برویم رستوران قطار، چیزی می گیریم و می خوریم. حاجـی بـا اکـراه قبـول کرد، شـاید بـه خاطـر من.
🌷هـر دو لبـاس هایمـان را مرتـب کردیـم و راه افتادیـم. از سـالن هـای زیـادی گذشـتیم، تا بـه سـالنی کـه رسـتوران قطـار بـود رسـیدیم. دیدیم صـف اسـت. داخل صـف بیشـتر مـردم عـادی بودند، چندتایـی هـم بچـه هـای بسـیج و ارتـش. حاجی تا صف را دید، برگشت. گفتم: حاجی جان عیبی ندارد. ما هم می ایستیم. تازه بچه ها ما را ببینند، می روند کنار، نمی گذارند در صف بایستيم.
🌷....حاجی گفت: دیگه بدتر. اگر بخواهیم در صف بایستیم و غذا بگیریم که.... اگر هم بخواهیم حق دیگران را پایمال کنیم که از آن بدتر. ناچـار برگشـتیم. دقت کردم. حاجـی دارد آهسـته با خودش حـرف مـی زند: خدایـا خـودت مـی دانـی کـه تکبـر نمـی کنم، ولـی سـزاوار نیسـت مـن کـه سـرباز امـام زمان (عج) هسـتم، در صـف بایسـتم و دنبـال غـذا باشـم....
🌷هنوز بیش از چند قدم جلوتر نرفته بودیم که پیرمرد سیدی جلو ما را گرفت و گفت: آقایان شام خورده اید؟ گفتیم: نه، نخورده ایم. سید گفت: خدا را شکر! برای من غذا زیاد گذاشته اند. مانده بودم که این همه غذا را چه کار کنم که اسراف نشود. حاجی دستش را بالا برد و خدا را شکر کرد. بعد دنبال سید رفتیم داخل کوپه اش. سفره انداخته بود و چه غذایی هم....
🌹خاطره اى به ياد شهید حجت الاسلام عبدالله میثمى
▫️ گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲"
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۳"
https://chat.whatsapp.com/LZc5irwIxpb63wUcYPa64A
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
💠 تلافی رنجاندن دل بسیجیها!
🌷عبدالله برای اصلاح موهایش، از آرایشگاه صلواتی قرارگاه نوبت گرفته بود. وقتی وارد شد، دید که بسیجیها در صف نشستهاند. بلافاصله برگشت بیرون. کسی علت را پرسید. گفت: من خجالت میکشم از اینکه در صندلی اصلاح بنشینم و بسیجیها در صف باشند. گفت: این چه حرفی است؛ نوبت گرفتن یک مسئله عادی است و همه میدانند.
🌷بالاخره با اصرار دیگران نشست. وقتی از آرایشگاه بیرون آمد، عینکش افتاد روی زمین و دستهاش شکست. عبدالله لبخندی از روی رضایت زد و گفت: خدایا شکرت! این هم به تلافی شکستن دل بچه بسیجیها. خداوند میخواست با این کار تلافی کند.
🌹خاطره ای به یاد شهید روحانی حجتالاسلام عبدالله میثمی
📚 کتاب "تنها سی ماه دیگر"، نوشتهی مصطفی محمدی
❌❌ اونها حواسشون جمع بود، ما چی...؟!
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
🌺 توصیهای شاد از شهید عبدالله میثمی🙂
💠 متن خاطره :
هیچ وقت عبدالله رو بیلبخند نمی دیدی. به دیگران هم میگفت: از صبح که بیدار میشین، به همه لبخند بزنین، تا هم دلشون رو شاد کنین و هم براتون حسنه بنویسن...
وقتی به دنیا اومد ، پدربزرگش به قرآن تفأل زد و این آیه اومد: قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللهِ آتَانِيَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً . برا همین اسمش رو گذاشتند عبدالله. وقتی هم شهید شد، سخنرانِ مراسم تشییع (که روحانی بود ) میگفت: مانده بودم چطور سخنرانی رو شروعکنم. تفألی به قرآن زدم و این آیه آمد: قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللهِ آتَانِيَالْکِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً ...
📌خاطرهای از زندگی روحانی شهید عبدالله میثمی، نماینده امام در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص)
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
🌱نشر مطالب، صدقه جاریه است
هرچه
پیش آید
خوش آید
ماکه خندان می رویم...
#دفاع_مقدس
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
💠 محمود مراد اسکندری، از رزمندگان غیور اصلی که در اوایل جنگ تحمیلی در تاریخ نهم مهر ماه 1359 به شهادت رسید
⚪️ هفت سال بعد به افتخارش، نام او را روی برادرزادهاش گذاشتند و خون این برادرزاده نیز ۳۲ سال بعد تربت حرم را رنگین کرد - شهید #مدافع_حرم ، محمود مراد اسکندری - شهادت: 12 بهمن 1394
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊
دفاع مقدس
💠 محمود مراد اسکندری، از رزمندگان غیور اصلی که در اوایل جنگ تحمیلی در تاریخ نهم مهر ماه 1359 به شه
🌴 شهیدان "محمود مراد اسکندری"
💠 "محمود مراد اسکندری" متولد 1337- با پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه به حلقه پاسدارن پیوست. ۱۰ روز بعد از شروع جنگ و در حالی که رزمندهها در سوسنگرد با کمترین امکانات در برابر صدام مقاومت میکردند او به همراه ۲۹ رزمنده دیگر از سوسنگرد دفاع کردند و تنها بود که در این عملیات به شهادت رسید. دشمن که نمیتوانست وارد شهر شود اقدام به تلهگذاری کرد. وقتی رزمندگان با نفربر عراقی که در حاشیه شهر رها شده بود مواجه میشوند تصمیم میگیرند آن را به غنیمت بگیرند. ابتدا علی شمخانی سعی کرد تا نفربر را بیاورد اما موفق نشد اما شهید اسکندری که به کارهای برقی آشنا بود برای جابهجا کردن نفربر وارد آن شد.
از آنجایی که بنیصدر اجازه نمیداد سلاح و تجهیزات در اختیار رزمندگان قرار گیرد غنیمت گرفتن این نفربر بسیار اهمیت داشت. اما عراقیها نفربر را تلهگذاری کرده بودند و وقتی او داخل آن رفت منفجر شد و محمود به شهادت رسید. او نخستین پاسدار و مربی آموزش نظامی سپاه بود که به شهادت رسید. پیکرش را در بهشت شهدا اهواز به خاک سپردند.
💠 "محمود مراد اسکندری" متولد 1366 - هفت سال بعد به از شهادت عمویش به دنیا آمد. او در کودکی از نزدیکان میخواست تا از رشادتهای عمو برایش تعریف کنند و همیشه به داشتن او افتخار میکرد. وی بعد از درگذشت پدر و مادر از خواهرها و برادرش مراقبت میکرد. او مربی آموزش نظامی بسیج بود. با شروع جنگ در سوریه وقتی شنید که تروریستهای تکفیری قصد تخریب حرم اهل بیت را دارند دیگر طاقت نیاورد و خونش بهجوش آمد و تصمیم گرفت برای دفاع از حرم به سوریه برود. همیشه آرزو داشت در راه دفاع از حرم شهید شود تا بتواند کنار مزار عمویش آرام بگیرد.
مهمترین مسالهای که به او انگیزه مبارزه با دشمنان تکفیری را میداد محبت و ارادت قلبی بود که به حضرت زینب(س) داشت . وقتی به منطقه بیابانی اطراف دمشق رسید و از همرزمانش شنید که حضرت زینب(س) و طفلان امام حسین(ع) وقتی به اسارت گرفته شدند با پاهای برهنه از این منطقه عبور کرده بودند پوتینها را درآورد و پابرهنه روی سنگها راه میرفت و اشک می ریخت.
در روزهای پایانی مأموریت، او و تعدادی از همرزمانش در منطقهای حائل میان دو جبهه داعش و النصره قرار میگیرند و برای اینکه اجازه اتصال این دو جبهه دشمن را ندهند تا آخرین لحظات زیر آتش سنگین دشمن ایستادگی میکنند، هنگامی که فرمان عقبنشینی تاکتیکی از سوی فرمانده میآید، وی به سمت اسلحهای که روی زمین افتاده بود میرود و به دوست همرزمش میگوید نمیخواهم اسلحهای که با هزینه بیتالمال تهیه شده به دست تکفیریها بیفتد و در همین لحظه مورد اصابت گلوله تکتیرانداز دشمن قرار گرفت و روز ۱۲ بهمن ماه به شهادت رسید.
شهید همیشه می گفت کنار مزار عمو محمود جای من است!! و روز آخری که میخواست به سوریه برود یک روز بعد از خداحافظی پیامکی با این مضمون برای نزدیکانش فرستاد: "کنار عمو محمود یادت نره" — او همانطور که دوست داشت به مقام شهادت رسید.طبق خواسته خودش او را کنار عمویش در گلزار شهدای اهواز به خاک سپردند🌷
✅ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
📡گروه واتساپ دفاع مقدس 🕊🕊