🌱 سردار جانباز،
🌷 شهید حاج حسن شوکت پور
🌿 تلاشگر خستگی ناپذیر جبهه ها
🔹فرمانده لجستیک لشکر۱۴امامحسین (؏)
🔺معاونت لجستیک ستاد مشترک سپاه در دوران دفاع مقدس
🗓 زمان شهادت 🌷
۲۹ مرداد ۱۳۶۸
⌛️ دقیقاً یک سال بعد از برقراری آتش بس
⚪️ در اثر تشدید جراحات جانبازی
#شهیید_حسن_شوکت_پور
.💠💠💠💠💠💠💠💠
دفاع مقدس
💠 خاطره ای از شهید شوکت پور
آ✍ شهید حسن شوکتپور در سال ۵۸ به مریوان آمد. ایشان در گروه جهادی عمران مریوان ، به عنوان راننده بلدوزر شرکت کرده بود. زمانی که برای ساختن جاده به روستاهای اطراف مریوان رفته بود (خودش هم شبها کنار بلدوزر میخوابید )یک شب ضد انقلاب آمده بود تابلدوزر را آتش بزند و مردم روستا نگذاشته بودند گفته بودند که او برای خدمت به ما آمده و از او دفاع کرده بودند.
آن زمان پس از رفتن شهید چمران و نیروهای اعزامی، من که مسئول مخابرات سپاه بودم،عملا فرمانده سپاه مریوان شدم و با یکی دو نفر اعزامی و یک نفر بومی تنها بودم.
پیشمرگان مسلمان کُرد مریوان به عنوان اعتراض به خیانت «هیئت حسن نیت» برای تحصن جلو مجلس شورای اسلامی به تهران رفته بودند و شهر مریوان بی دفاع مانده بود. برادران و خواهران جهادی را درمحل هلال احمر جا داده بودم و چند سلاح برای دفاع از خود شان به همراه آموزش به کارگیری آن را به آنها دادم .
به همین منوال هر شب احتمال حمله به شهر بی دفاع مریوان میرفت . تعدادی جوان داوطلب بومی پیش من آمدند و گفتند ما آماده دفاع هستیم ولی سلاح نداریم به ما اسلحه بدهید تا از شهر دفاع کنیم .
من هم طی یک صورت جلسه ۴۰ قبضه سلاح ژ۳ از شهربانی تحویل گرفته و همراه با دست نوشته ی مجوز حمل سلاح، به پیشمرگان مسلمان کرد تحویل دادم .
این قضیه گذشت تا ۴-۵ سال بعد آقای شوکتپور که آن موقع مسئول لجستیک قرارگاه حمزه بود به من تلفن زد و گفت شهربانی آمده و ۴۰ قبضه سلاح ژ۳ که به تو داده را طلب میکند . من اصلاً یادم رفته بود ومنکر شدم.
بعدش گفت که امضای تو پای صورت جلسه است در آن موقع یادم آمد. گفتم آنها را به پیشمرگان مسلمان کرد دادم.
او به شوخی گفت اسلحهها را کجا فروختهای ؟
من هم گفتم همان جا که تو بلدوزر را فروختی.
راوی: برادر سیاوش جبه داری، از مسئولین جنگ و همرزم شهید پیچک
𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🪴 نشر مطالب،صدقه جاریه است🪴
۲۹ مرداد ۱۳۶۷ - در این روز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عملاً پایان یافت
۲۷ تیر ۱۳۶۷ - سالروز پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران
۲۹ مرداد ۱۳۶۷ - در این روز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عملاً پایان یافت
♦️ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از قطعنامههای شورای امنیت است که در ٢۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد.
♦️ این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژههای به کار گرفته شده مفصلترین و از نظر محتوا اساسیترین و از نظر ضمانت اجرایی قویترین قطعنامه شورای امنیت در مورد این جنگ بودهاست. این قطعنامه بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی دو روز مانده به سالروز صدور آن در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی ایران پذیرفته شد و امام خمینی(ره) در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ پیامی دربارهٔ پذیرش قطعنامه منتشر کرد که به «نوشیدن جام زهر» معروف شد.
♦️ پذیرش این قطعنامه هرچند به معنای پذیرش آتشبس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما موفقیتی بدست نیاورد و نهایتاً جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
۲۹ مرداد ۱۳۶۷ - در این روز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عملاً پایان یافت ۲۷ تیر ۱۳۶۷ - سالروز پذیرش قط
⌛️ ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ - پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران
♦️ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از قطعنامههای شورای امنیت است که در ٢۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد.
♦️ این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژههای به کار گرفته شده مفصلترین و از نظر محتوا اساسیترین و از نظر ضمانت اجرایی قویترین قطعنامه شورای امنیت در مورد این جنگ بودهاست. این قطعنامه بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی دو روز مانده به سالروز صدور آن در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی ایران پذیرفته شد و امام خمینی(ره) در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ پیامی دربارهٔ پذیرش قطعنامه منتشر کرد که به «نوشیدن جام زهر» معروف شد.
♦️ پذیرش این قطعنامه هرچند به معنای پذیرش آتشبس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما موفقیتی بدست نیاورد و نهایتاً جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.
ا⚪️◽️⚪️◽️⚪️◽️⚪️◽️⚪️◽️⚪️
💠 پیام حضرت امام در خصوص قعطنامه 598 درتاریخ 29 تیر 1367 :
و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن میدیدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلًا خوددارى میکنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى کارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم.
📗منبع : صحیفه امام؛ ج 21، ص 92-95
ا▫️▪️▫️▪️▫️
🔴 خاطره همسر امام خمینی از ختم جنگ:
🔹هنگامی که خبر پذیرش قطعنامه را شنیدم از آقا سؤال کردم چرا شما خودتان مسئولیت پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتید؟ چرا پیشنهاد آقای هاشمی را که گفته بود اجازه بدهید من اعلام کنم و تبعات آن را بپذیرم، شما قبول نکردید؟
🔸آقا به من پاسخ داد: یعنی من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟! خانم! از خدا بخواه این آخر عمری در چنین جهنمی نیفتم!
ا🔹🔸🔹🔸🔹
➖ تلخترین خاطره عمر امام به روایت مرحوم سید احمد خمینی:
«شما روحیه امام را در نظر بگیرید چه روحیه عزیزی است، وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که باید (قطعنامه ) را قبول کنند گفتند: من جام زهر قطعنامه را می نوشم. من کنار امام بودم، امام مرتب مشتشان را می زدند روی پایشان،
برای اینکه تلویزیون ما داشت رزمندگان را نشان می داد، صحنه های جنگ را نشان می داد؛ اما امام با آن روحیه آمده بودند (قطعنامه ) را قبول کرده بودند.و در آن نامه ای که امام نوشته بودند فرمودند: خانواده شهدا، خانواده اسراء، من تا به حال جنگیدم و در جنگ عقیده ام این بود که به نفع شماست؛ امروز این عقیده را ندارم و قطعنامه 598 را قبول می کنم
ا💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠
🔴 بعد از پذیرش قطعنامه امام دیگر در جماران سخنرانی نکردند😔
🔷۲۹ تیر 67
امام خمینی در تاریخ 29 تیر 67 درباره پذیرش قطعنامه 598 جملاتی نوشتند که به «نوشیدن جام زهر» معروف شد :
✍️ ... خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانوادههای معظم شهدا !
و بدا به حال من که هنوز ماندهام
و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیدهام،
و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ
احساس شرمساری میکنم ...
من باز مى گویم که
قبول قطعنامه از نوشیدن جام زهر برای من کشنده تر است ...
شما مى دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود ...
صحیفه امام ، ج ۲۱ ، ص 74
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹
🔻بعد از پذیرش قطعنامه 598 چند روز امام نمی توانستند درست راه بروند! همه اش می گفتند: خدایا شکرت ما راضی هستیم به رضای تو.
🔻 7 آبان 67 و پنج ماه پس از قبول قطعنامه :
❗️تذکر به اعضای دفتر برای لغو دیدارها و سخنرانیها
«توجه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید مجاری تنفس من بیمار است، و حالا هم که جنگ در کار نیست، زحمت به من ندهید از اینکه مثلاً خانواده شهدا و امثال آن بیایند و من دستی تکان دهم، مضایقه ندارم»
صحیفه امام ، ج ۲۱ ، ص ۱۷۱
ا▫️⚪️▫️⚪️▫️
🔻بعد از قطعنامه دیگر خنده بر لب امام ندیدم
«حاج عیسی (خادم امام) میگفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند!
🔻مرحوم حجت الاسلام محمدرضا توسلی از مسئولان دفتر امام خمینی نیز در این رابطه میگوید: «بعد از آنکه امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند و گفتند جام زهر را نوشیدم من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»
✳️ رهبر انقلاب:
قبول قطعنامه از طرف امام،
به خاطر فهرست مشکلاتی بود که
مسئولان مقابل او گذاشتند
(کتاب راز قطعنامه)
ادامه👇👇👇
30.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◀️ ناکامی عراق در حمله مجدد به ایران و پس از آن ناکامی منافقین در حمله به ایران در چارچوب عملیات فروغ جاویدان، سبب شد صدام ناچارا قطعنامه 598 را در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ بپذیرد.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌸 حنا بستن به کف دست و پا و سرانگشتان، از سنتهای حسنهای بود که درجبهه، بخصوص شبهای عملیات رواج داشت
🍀 حنابندان قبل از عملیات، نوعی اعلام آمادگی برای بشهادت رسیدن بود
🍂🍃🍂🍃🍂🍃
#خاطره
#حنابندون_قبل_از_عملیات
😊 #شوخ_طبعی
🌴 چند روز قبل از #عملیات_عاشورای 3 در اواخر مرداد ۶۴ شهید پیام پوررازقی در مقر الصابرین گردان تخریب لشگر ۱۰ در کنار کرخه ، یه قابلمه حنا درست کرد و همه رو تشویق کرد تا دست و سرشون رو حنا بگذارند.
آنقدر مهربان و با اخلاص بود که کسی به خواهشش نه نمی گفت. خیلی از بچه ها دست و سر و پاشون رو حنا گذاشتند و قرار شد شب رو با سر و روی حنا گرفته بخوابیم و فردا صبح قبل از نماز بریم ایستگاه صلواتی کرخه حموم
🌓شب موقع خواب، توی چادر من کنار پیام و شهیدحسن مهوش محمدی می خوابیدم
پیام و حسن خوابیدند و می دونستم تا صبح طاقباز می خوابند و تکون نمی خورند. 😂شیطنتم گل کرد و با حناهایی که به سرم گذاشته بودم چهار تا قل قلی درست کردم و به لپ پیام و حسن چسبوندم وگ رفتم خوابیدم
☀️ فردا صبح رفتیم حمام و سرو رومون رو شستیم و دوتا توپ حنایی توی گونه های شهید پیام و شهید مهوش محمدی نقش بسته بود و اسباب خنده بچه ها رو فراهم کرده بود.😂😂
البته این دو تا شهید به من لطف داشتند و هیچ گله ای نکردند.
شانس آوردم شهید عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) در گردان نبود و رفته بود حج. اگر ایشون بود گوشم رو می گرفت ومی گفت باز شیطونی کردی!!
شهیدحسن مهوش محمدی چند روز بعد با اون لپ های حنایی به معراج رفت🕊
و شهیدپوررازقی سال بعد در تیر 65 در #عملیات_کربلای_یک از شهر مهرا آسمانی شد🕊
(
راوی: جعفرطهماسبی
مادرجان!
اگر راه کربلا باز شد
حتما به آقایم بگو ؛
که خیلی دوست داشتم
قبر ششگوشهاش را بغل بگیرم...
#فرازی_از_وصیت
#شهید_مجید_مسگر_تهرانی
#اربعین_نایب_الشهدا_باشیم
نوشتند :
" تا کربلا راهی نمانده "
امّا حــرم را ندیدند ...
#شــــــــادیارواحطيبــــــــہشهداصـَـــــلوات
#اربعین_نایب_الشهدا_باشیم
#تبلیغات
#صلوات
به خاطر بسپاریم
جادهای که به کربلا میرسد
از همان سنگرهای دفاع مقدس میگذرد
#اربعین_نایب_الشهدا_باشیم
✨الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ✨