دفاع مقدس
💢ادامه خاطرات شهید فیروزبخت👇 خستگى ناپذير در عمليات والفجر هشت حاج حسن فيروزبخت فرماندهمحور
👈ادامه از پست قبل
▫️گروه دوم كه براى نيروهاى عملياتى تشخيص داده بودندهمين حاج فيروزبخت هم جزء همين گروه بودند و ما هم درخدمتشان بوديم و به همان گلف اعزام شديم منتهى به خاطر اينكهاسلحه نبود به جهاد 2 خدمت آقاى لالهزار اعزام شديم و نهايتاً ازآنجا ما را به سوسنگرد اعزام كردند.
سوسنگرد در حال درگيرى بود و بين دشمن و خودىهارفت و برگشت مىشد.
تازه يك قسمتى از شهر آزاد شده بود و از آنجا سريع ما رامنتقل كردند هويزه زير نظر شهيد بزرگوار شهيد علم الهدى ايناولين نيروى آموزش ديده منسجم و منظم و رزمى بود كه به آنصورت وارد جنگ مىشد و بسيار روحيه مثبتى در منطقه بوجودآمد، علىالخصوص در هويزه كه اطراف هويزه در آن شرايطمحاصره بود. مدتى را در هويزه بوديم بعد ما را مأمور كردند،ساريه آمديم، ساريه، روستايى است بين هويزه و سوسنگرد. بعداز ساريه روستاى ديگر است به نام مالكيه. از آنجا هم مجدداًگسيل شديم به هويزه و آماده براى عمليات در آن عمليات كهظاهراً در تاريخ 59/10/26 بود، شهيد علم الهدى اعلام كرد بياييدو بچهها شركت كردند با كمترين امكانات و شرايط هم واردعمليات شدند.
از آن روز تا روز دهم هم عمليات بود، منتهى عصر روزدوم دشمن منطقه را محاصره كرد. تعدادى بچهها را توانستندشبانه از مهلكه خارج كنند، يا خودشان برگردند و بيايند توىمسير تا فردا كه خودشان را به هويزه رساندند حتى چندين روزبعد بعضى افراد تك تك پيداشون مىشد. مثلاً مىديدى امروزيكى لنگان دارد مىآيد و پاهاش زخمى شده، آن يكى سرشزخمى شده و يك تعداد اصلاً ديگر پيداشون نشد از جمله شهيدفيروزبخت ظاهراً از ناحيه سر جراحت پيدا كرده بود، يعنى تير بهكلاه كاسكتش خورده بود. چند روز بعد ما ايشان را ديديم كهاعزامش كرده بودند اهواز و بعد مجدداً با اينكه ايشان آن شرايط بسيار سخت را داشتند ولى چون فشار دشمن بود با همان وضعيتزخمى مجدداً برگشته بودند و آمدند هويزه. شايد دو سه روز ازاين وضعيت گذشته بود كه ما مجدداً ايشان را ملاقات كرديم.
بعد هم كه آمد در پشتيبانى جنگ و مجدداً ما همسوسنگرد بوديم، ايشان آمدند و گفتند، من آمدم )يكسرى اينجاعمليات بود( همان موقع آمد در تاريخ 60/6/27 ايشان درعمليات غرب سوسنگرد به سمت دهلاويه باز شركت كردند.
(از همرزمان شهيد)
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
روز واقعه
هواپيماهاى عراق منطقه را بمباران كردند. حاج حسن باآرامى و متانت برادران را به ورود در سنگرهايشان مىخواند، درهمين حال هواپيماى ديگرى بمب هاى خودش را بر روى منطقهريخت و يكى از آنها حاج حسن را از پاى انداخت. وقتى حاجحسن بر زمين افتاد به طرف او دويدم، خوابيده بود، امّا به خاطرروحيه بچه ها بلند شد و به لفظ هميشگىاش گفت: "دادا چيزىنشده" قسمتى از سينهاش آسيب ديده بود، امّا به صورت عادىبلند شد و عينكش را از جلو چشمانش برداشت و توى جيبشگذاشت و مشغول ذكر گفتن شد.
برادران آهسته او را آوردند و داخل خودرويى گذاشتند تااز اروند عبور دهند. وقتى بمباران تمام شد، خبر به برادران رسيد.نورى خود را به آب اروند مىرساند تا از حاج حسن خبر بگيرد.نزديك اسكله ايستاده بودم كه حاج حسن را آوردند. داخل يكوانت بود. قايق براى انتقال او آماده بود. وقتى او را پياده كرديمكه به قايق منتقل شود، دست به او گذاشتم هيچ اثرى از زخم دراو نديدم.
بعد از مدتى كه از حال او پرسيدم، گفتند: در همين سوىآب طغيانگر اروند جان به جان آفرين تسليم كرد و افتخار عروجدر جوار ذات حق را نصيب خود نمود.
✍وصيت نامه شهيد
خدايا جز تو نداريم هيچ كس، آخرين ساعات زندگى مناست، ديگر طاقت ديدن پر پر شدن گل هاى نوشكفته باغاباعبداللَّه )ع( را ندارم. خدايا فتح و نصر شيرين نصيب دلاورانرزمنده بگردان.
پدر و مادر، اميدوارم كه مرا بخشيد و دعا در حق من بكنيدكه آمرزيده شوم، انشاالله و جزء شهداى خاص خودش قرارمدهد.
با بودنم كه خدمتى نكردم و قدم مؤثرى برنداشتم، انشااللهالرحمان با ريخته شدن خونم دوستان و آشنايانى را منقلب بهاسلام و انقلاب و خط ولايت بگرداند. اين رزمندگان فرشتگانخدا بر روى زمينند، چه اخلاصى و صفايى دارند. انسان حَظمىبرد از مصاحبت با آنها و معاشرتشان.
امام عزيز را كه ارتباط با امام زمان )عج( دارد، مرد الهىاست، انشاالله سايه آن حضرت را بر سر امت رشيد و ايثارگر مانگهدارد. انشاالله به كربلا كه مىرويد از جانب حقير نايب الزيارةشويد كه خود اميدوارم آن سيد )سيدالشهدا( را به هنگام مرگملاقات كنم.
خدايا چه شهداى گران قدرى اين انقلاب طلبيد، حاجىرجايا، بعد از شهادت سورانى لحظهاى آرامش نداشت، حسادتمىبرد كه چرا او نرفته و سرانجام در اولين لحظه عمليات بهراحتى هر چه تمام تر به شهادت رسيد. خدايا، ما چه گناهىكردهايم، از گناهان ما در گذر. والسلام
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ جدی گرفتهایم زندگی دنیایی را..
و....
🌷 شهید حسین معز غلامی
🌷 #شهید #سید_محمد_حسینی_بهشتی
وقتی میآمد خانه یا سرش توی کتاب و مطالعه بود یا وقتش به بحثهای مفید با اعضای خانواده میگذشت. اصلا اینطور نبود که دور هم جمع بشویم و وقتمان را به غیبت، دروغ، یا شوخیهای بیهوده صرف کنیم. حتی حاضر نبود کوچکترین حرفی را پشت سر دشمنش بشنود. به محض اینکه کسی غیبت میکرد، اخم میکرد و میگفت: حرف دیگهای نیست بزنیم؟ اگه حرفی ندارید، برید دنبال کار دیگه یا مطالعه کنید. من حاضر نیستم در حضورم از کسی دیگه حرف زده بشه. به جای غیبت، از خدا بخواهید به راه راست هدایتش کنه.
با اینکه دیگران به آقای بهشتی دشنام میدادند و علیه او حرف میزدند، ولی او هرگز قلب و وجدانش قبول نکرد که پشت سر آنها حرفی بزند.
به نقل از کتاب #سیرهی_شهید_دکتر_بهشتی
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 شهید حاج قاسم سلیمانی:
✍️ شهدا خیلی انسانهای تیزهوش و باذکاوتی هستند،
👈 ذکاوت این است که من چگونه بین دنیا و آخرت ابدی، بتوانم برندهٔ آخرت ابدی بشوم.
34.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬حرف اصلی بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی. ۱۴۰۳/۱۱/۲۹
📲 @resane_negar
Khamenei.ir14031129_46670_1281k.mp3
زمان:
حجم:
15.9M
🌷 بشنوید | صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی. ۱۴۰۳/۱۱/۲۹
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌چون باکریها اهل نبردیم
🔸همخوانی سرود توسط مردم آذربایجان شرقی در ابتدای دیدار امروز با رهبر انقلاب. ۱۴۰۳/۱۱/۲۹
زمستان است ...
شب بخیر هایت را
نگاه پُر مهرت را
از ما دریغ مدار
برای زنده ماندن
باید گرم بمانیم ...
ا❄️🌨❄️🌨❄️🌨❄️🌨❄️
🌗 سنگر استراحت - دوران #جنگ_تحمیلی
📷 سمت راست: شهید احمد کاظمی، فرمانده لشکر 8 نجف اشرف
سردار مرتضی قربانی ، فرمانده لشکر 25 کربلا
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas