eitaa logo
دفاع مقدس
4هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
11.5هزار ویدیو
1هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست، سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته، سراسر از ذکر ﴿یالیتناکنامعک﴾ لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 بازدید آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور وقت) از نمایشگاه مخابرات نیروی دریایی سپاه ⏳ انتشار برای نخستین بار 📷 👆 در کنار حضرت آقا - قاسم یساول، مسئول مخابرات ندسا
امام خامنه ای: یک رزمنده تا زمانیکه خاطراتش را ثبت نکرده، هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است...
رانت خواری شهدا آنطور که خودش میگفت،شش ماهی بود از محل خدمتش در ارتش که در خرم آباد مستقر بود،فرار کرده و باعضویت بسیجی،به لشکر حضرت رسول(ص)آمده بود. ارتش هم در عکس العمل به این تخلف،او را به عنوان فراری به دادگاه نظامی معرفی کرده بود. بعداز شهادت حاج عباس کریمی در عملیات بدر،مدتی مسئولیت لشکر بعهده"حاج سیدرضا دستواره" گذاشته شد. مادروپدر حاج رضا به او میگفتند و میخواستند تا نامه ای به ارتش بنویسد مبنی بر این که"محمد فراری نبوده و چون یگانش در ارتش به خط مقدم نمیرفته،به بسیج آمده تا به عملیات برود" ولی حاجی قبول نمیکرد. با همان آشنائیت کمی که با هر 3 برادر(سیدمحمدرضا،سیدمحمد و سیدحسین)داشتم،چندین بار دوستانه از حاجی خواستم تا نامه را برای محمد بنویسد،چون امکان دارد دادگاه نظامی با او برخورد تندی بکند؛ ولی جواب همیشگی حاج رضا یکی بود: "نه. او مرتکب تخلف شده و چون از فرماندهانش سرپیچی کرده و محل خدمت خود را ترک کرده،باید تنبیه شود تا دیگر از این کارها نکند". 9 تیرماه 1365 دقایقی قبل از آغاز عملیات کربلای یک،در پشت خاکریز جادۀ دهلران به مهران،کنار نیروهای گردان شهادت که قرار بود خط دشمن را بشکنند،ایستاده بودم؛ ناگهان متوجۀ جیپ فرماندهی لشکر شدم که حاج رضا داخل آن ایستاده بود و سراغ بچه های اطلاعات عملیات را میگرفت. جلو رفتم و با او دست دادم.همین که دستش در دستم قرار گرفت،آن را بوسیدم. باعصبانیت دستش را کشید و با پرخاش گفت: -این چه کاری بود کردی؟ خجالت کشیدم بگویم از همان اولین بار که شما را دیدم،مهرتان بر دلم نشسته بود. نمیدانم چه شد که آن شب به خودم جرات دادم و دستش را بوسیدم.شاید چهرۀ زیبا و واقعا نورانی اش باعث این کار بود. با خنده گفتم: -راستی حاج رضا،از محمد چه خبر؟ که عصبانیتش فروکش کرد و گفت: -اون رو ولش کن. بذار بره تنبیه بشه... و سرانجام حاضر نشد پارتی بازی کند و برای برادرش که محل خدمت خود را در ارتش ترک کرده و برای رفتن به خط مقدم به بسیج پیوسته بود،نامه بدهد تا از محکومیتش کاسته شود. سیدحسین دستواره متولد 28فروردین 1348شهادت 29خرداد 1365منطقۀ مهران.مزار:بهشت‌زهرا(س)قطعۀ 26 ردیف 90 شمارۀ 50 سیدمحمدرضا دستواره متولد 1بهمن 1338شهادت 13تیر 1365عملیات کربلای1 مهران.مزار:بهشت‌زهرا(س)قطعۀ 26 ردیف 89 شمارۀ 50 سیدمحمد دستواره هرطوری بود به دادگاه نظامی نرفت!چون تخلف بزرگی ازدنیا کرد! اوکه تنهاپسر باقیماندۀ خانوادۀ دستواره بود،حاضر نشد درخانه بماند؛همچنان بسیجی درجبهه ماند وسرانجام در شلمچه،پیکرش جا ماند و سالهابعد استخوانهایش برای پدرومادرش بازگشت. سیدمحمد دستواره متولد 6اردیبهشت 1343شهادت 20دی 1365عملیات کربلای۵ شلمچه.مزار:بهشت‌زهرا(س)قطعۀ 26 ردیف 90 مکرر شمارۀ 50 حمید داودآبادی
12.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌈 نواهای ماندگار 📢 صوت | حاج : 🌿 صلا صلا حسینیان برای فتح کربلا روان به جبهه ها شويد 🌴 اجرا شده در مراسم اعزام نیروهای مردمی به جبهه های حق علیه باطل استان اصفهان 🍃 حال و هوای دوران @DefaeMoqaddas
آه! مرگ خونین من! عزیز من! زیبای من! کجایی؟ یکصدمین هفته شهادت...
ادمین کانال 👇 ⏳ 💠 مأموریت ژاپن ✍️ به روایت نیروی مخابرات سپاه در دهه شصت که برای آموزش سیستم های انتقال تلفن راه دور FX در دوران جنگ تحمیلی (قبل از عملیات والفجر 8 و 9 به خارج از کشور اعزام شده بود : ⚪️ ابتدای پاییز سال 64 بود که به منظور آموزش رادیوماکس، راهی ژاپن شدیم. اولین گروه‌هایی از سپاه بودیم که در خارج از کشور آموزش می‌دیدیم. دو اکیپ پنج نفره که به فاصله یک هفته ایران را ترک کردیم. چهار نفر از هر گروه، رسمی بودند و نفر پنجم مترجم و سرباز مخابرات سپاه بود. رسمی‌ها هم از نیرو‌های ماکس سپاه بوده و دو سالی را با رادیوماکس کار می‌کردند. اکیپ ما، سیستم‌های آنالوگ و اکیپ دیگر سیستم‌های دیجیتال را آموزش می‌دید. من به اتفاق برادران زرگر، قرقچیان، شهید سرناز و فریدونی(سرباز و مترجم) دورۀ آنالوگ را می‌گذراندیم و برادران: کیانی نژاد، بهرامی، پیک و ...، دوره دیجیتال. شرکت NEC (Nipon Electric Cimpany) که سازنده دستگاه‌های رادیو ماکس بود، به ازاءِ فروش تجهیزات مخابراتی، دوره‌های نصب و راه اندازی و نیز تعمیر و نگهداری آنها را هم برقرار می‌کرد. شرکت با هزینه خود به نیروهایی که مشتریان خود معرفی می‌کردند در کشور ژاپن آموزش می‌داد. بعداً که به آنجا رفتیم دیدیم که از کشورهای دیگر نیز در قسمت Training Center شرکت مشغول گذراندن دوره هستند. روزی یکی از افراد آنجا می گفت اگر با عراقی‌ها برخورد کنید، چه عکس العملی از خود نشان می‌دهید؟ (در زمان صدام، عراق کشور متخاصم بود و عراقی‌ها نیز دشمن ایران بودند). ظاهراً آنها هم در دوره‌های قبلی که در آنجا برگزار شده بود، شرکت کرده بودند. (معلوم نشد چه دستگاه‌هایی را آموزش می‌دیدند).
دفاع مقدس
#خاطره ادمین کانال 👇 ⏳ #دهه_60 💠 مأموریت ژاپن ✍️ به روایت نیروی مخابرات سپاه در دهه شصت که برای آ
قبل از عزیمت گفته بودند که می‌توانید 50 دلار با خودتان همراه داشته باشید. برای تهیه دلار به خیابان فردوسی تهران رفتیم. آنجا (در پیاده روی جلوی بانک ملی ایران) چند نفری دلارفروش پرسه می‌زدند. (آن ایّام، تهران شلوغی الآن را نداشت و خیابان‌ها و معابر شهر تا این اندازه شلوغ و پُرازدحام نبود). در آن زمان، هر دلار معادل 60 تومان بود. (حقوق ماهیانه ما به عنوان عضو رسمی سپاه، به چهار هزار تومان نمی رسید). سه هزار تومان دادیم و 50 دلار گرفتیم.