eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.3هزار دنبال‌کننده
164 عکس
22 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
من؟ مجموعه ای از درست میشود های پاره پاره ام.
یک رساله دیده ام با نامِ زیبایِ بغل پس عزیزِجانِ من حی علی خَیرِالعمل
توراباجان‌نمیخواهم‌که‌روزی‌میشود‌فانی توراباجانِ‌دل‌جویم‌که‌تاروزِاَبدباشی .
گذشته یه چمدونه. محتویات این چمدون روی ما تأثیر داشته اما کل این چمدون بخشی از هویت ما نیست، و لازم نیست همه‌جا با خودمون حملش کنیم. بلکه می‌تونه گاهی توی کمد بمونه تا بتونیم به بقیه زندگی برسیم.
احساس می‌کرد درونش همه‌چیز مُرده است و مطلقا هیچ‌چیز در او باقی نمانده است.
من هیچ‌وقت درباره‌ی تو به کسی نگفتم، اما تو رو بارها در نوشته‌هام دیدن.
میگفت:این خاصیت دوست داشتن بود. تو با کلماتِ ساده‌ات می‌توانستی بر روی زخمی که مدت‌هاست خونریزی می‌کند، مرهم بگذاری.
قصه‌ی روز و شبِ من سخنی مختصر است؛ روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم..!