eitaa logo
بسامد'
874 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی که زیاد سرش بحث داشتیم: رنگ چشماش بود! وقتی بهش میگفتم چشم عسلیم👀 عصبانی میشد! میگفت:بابا دختریِ احمق! چشای من سبزه نه عسلی!! منم باهاش لج میکردم و چشم عسلی صداش میزدم. تا وقتی که کارم بهش گیر کرد! کارم که نه . . . چشام! چشام تو چشماش قفل شد! دقیق نگاهش کردم راست میگفت چشماش وایییییییییی چشماش👀🥲! انگار خدا مداد رنگیای120رنگشو برداشته بود و هرچی سبزوزرد بود توشون جدا کرده بودو تو چشماش از اون رنگا استفاده کرده بود! یه حاله‌ای از عسلی که دورش با خطای سبزومیشی احاطه شده بود🥺! مست شدم . . . چند لحظه نگاهش کردم! حتی خودشم متوجه شد کنارم نشستو سرمو به سینش تکیه داد! گفت:دیگه نبینم بهم بگی چشم عسلیا!؟🥲🫂 |رها|
دوباره یهویی و بی دلیل سرد شد باهام،نمیدونم دلیل این سرد و گرم شدنش چیه تازه دو روز بود باز همه چی داشت خوب پیش می‌رفت،حالا یه هفته شده که سرده و نیستش،من انتظار کشیدن برای اومدنش و دوست دارم اما گاهی میترسم یه وقت یادش بره که برگرده و من تو انتظارش نابود بشم،دلم بدجور تنگشه؟ دم دمی مزاج بودن بعضی آدما دلیل تَرک رو قلبته. اول باید به خودت اهمیت بدی تا بقیه هم اهمیت بدن. حالا روح روانت مهم تره یا بقیه؟ حتی اگر اون بقیه مهم ترین ادم زندگیت باشه.
خیلی سخته اون همه ی تو باشه و تو هیچ***نباشی براش،اون همه فکر و ذکر تو باشه تو اصلا ندونی تو فکرش جایی داری یا نه؟من کیم تو زندگیش؟کجای دنیاشم؟ -دوست داشتنه یه طرفه مثل چاقوی دو سرست. علاقه یه طرفه تف سر بالاست. اعتیاده.. هر چقدرم بد باشه دلتنگیش،باید بزاریش کنار.
جان که همیشه به لب نمی آید گاهی پر می کشد شبیه پرنده ای و تو فقط دور شدن اش را می بینی ... |محمدشیرین‌زاده|
پس کی قراره زندگی منو درک کنه؟..
هدایت شده از 『 تنهاییام!』
‏چه «نه بابا مهم نیست‌» هایی که همینجوری الکی الکی تایپ کردیم و راستکی‌ راستکی دلمون شکست.
نه سیگار به کار می‌آید... نه گریه کفاف می‌دهد! که دوای درد دلتنگی مرگ است و مرگ است و مرگ!
یا مرا فورا در آور زین بلاک لعنتی یا به جان جفتمان من هم بلاکت میکنم!
بستن زخم هایم بسیار دردناک بود، و پس از آن هر چیز دیگری که برایم رخ داد دردناک بود..!
از لحاظ روحی نیاز دارم جمع کنم برم جایی ک هیچکی نباشه!🪵