از درد ِعـشـق گـفـتـم و نـشـنـیـد هـیـچکـس
حـتـی اگـر شـنـیـد نـفـهـمـیـد هـیـچکـس
آدم حـریـص ِمـنـعشـدنهـاسـت ، گـر نـبـود
آن مـیـوه را ز شـاخـه نـمـیچـیـد هـیـچکـس
شـرمـنـدهٔ مُـحـبـتـت ای غـم کـه در فـراق
حـال ِمـرا بـه جـز تـو نـپـرسـیـد هـیـچکـس
حرمِ بابارضا ؛
برای ممبرهای خودمُ ،
و برای ادمینُ ممبر چنلهای ردا ،
افتخار ، حوالیپاییز ، آشیانهخانومحنا ،
تلاطم ، رهروعشق ، خزآن ،
تاآخریننفس ، اندیشهکاغذی ،
مضطر ، سربازوطن ، ذهنخالی ؛
و برای گپهای شبهایبرره ، کنجدل ؛
زیارتکردمُ نماز خوندم .
ازطرف دژم .
[ پناهِافتخار ]
فورکنید برسهبهدستشون (:
یاعلی .