eitaa logo
جهان پس از مرگ
14.5هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
7.1هزار ویدیو
87 فایل
▪ اخبار پس از مرگ ▪تجربه های نزدیک به مرگ ▪ داستان های واقعی از دنیای دیگر ▪ زندگینامه افرادی که از مرگ برگشتند 👈 مراقب اعمالمان باشیم، اَبد در پیش داریم ...😔 ☑️ #اذکار و #ادعیه_عـــــارفانه کانالی عالی👇 @khosravi12530 ☑تبلیغ کانالتون👇 @mmmm1253
مشاهده در ایتا
دانلود
23.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از استغفار خسته نشید! 🎙استاد عالی ┈••••✾•🌼•✾•••┈┈ 🥢👇 eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843 🔴 حداکثری جاریه☝️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت نهم فصل پنجم) 🔸خواب دیدم تصادف خیلی بدی کردم، دیدم آقایی گفت بخاطر چیزی که در شکم داری تو از جمیع بلایا ایمن هستی، زمانیکه وارد بیمارستان شدم آمدند به ما گفتند خانم شما فقط تا یک ساعت دیگر‌ زنده است شاید دلیل اینکه من به کما رفتم ترسی بود که آن لحظه به من وارد شد... ┈••••✾•🌼•✾•••┈┈ 🥢👇 eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843 🔴 حداکثری جاریه☝️
11.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت نهم فصل پنجم) 🔸در آن دنیا که بودم فکر میکردم از خانه ام آمدم حالتی بود که همه چیز را می‌دیدم، همه برای من دعا میکردند حتی کسانی که من را نمی‌شناختند مثلاً کادر بیمارستان خانمی را همواره می‌دیدم که کنارم ایستاده و قرآن می‌خواند، در بدو ورود به بیمارستان اصلا این خانم را ندیده بودم... ┈••••✾•🌼•✾•••┈┈ 🥢👇 eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843 🔴 حداکثری جاریه☝️
11.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت نهم فصل پنجم) 🔸 یکدفعه به خانه آمدم طوریکه انگار روح من پر بکشد، از نظر عاطفی احساسات بچه کوچکم را درک میکردم به صورتم نگاه میکرد و می‌گفت مادر فقط تو من را میفهمی چرا برنمیگردی؟ خیلی حسرت خوردم که چرا من نیستم دست من به بچه نمی‌خورد و او به نوازش فیزیکی من احتیاج داشت، امیدی که همسرم به برگشت من داشت واقعا به من منتقل میشد و به من قدرت میداد... ┈••••✾•🌼•✾•••┈┈ 🥢👇 eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843 🔴 حداکثری جاریه☝️
10.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 عنوان: (گزیده ای از قسمت نهم فصل پنجم) 🔸آقایی کنار من بودند که می‌دانستم حضرت عزرائیل هستند دست چپشان را بالا می‌آوردند نگاه میکردند و میگفتند زمانش نرسیده است، روبروی من دو آقا بودند می‌دانستم نکیر و منکر هستند کتاب بزرگی در دست داشتند و ورق می‌زدند اینطور که من فهمیدم در آن دنیا حق‌الناس حرف اول را میزند ... ┈••••✾•🌼•✾•••┈┈ 🥢👇 eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843 🔴 حداکثری جاریه☝️