نقشههایی که برای پيچوندن کلاس به ذهن دانشجوها میرسه، به ذهن "مایکل اسکافيلد" برای "فرار از زندان" نمیرسید
امروز تو یه کوچه بودم اسمش معرفت بود مسافرم زنگ زد گفت کجایی؟ گفتم من آخر معرفتم گفت دمت گرم کجایی؟
اصلا سر سوزن بلد نیستم یکیو آروم کنم طرف در حال زار زار گریه کردن باشه وامیسم بالا سرش خیلی یُبس دستور میدم گریه نکن گریه نکن گریه نکن
من رابطم با هیچ پسری بیشتر از سه ماه طول نکشیده البته کمتر از سه ماه هم طول نکشیده
اصلا طول نکشیده ولم کنید
دیروز مامانم داشت سبزی پاک میکرد دلم سوخت رفتم کمکش بعد ده دیقه دیدم دارم غیبت زنِ پسرداییمو میکنم
بابام زنگ زده بهم یکم صدامو عوض کردم گفتم بفرمایید
فک کرد شماره رو اشتباه گرفته هول کرد گفت : ببخشید مثل این که معذرت میخوام و قط کرد.
بعد چند دقیقه دیگ زنگ زد گفت کره خر جرأت داری بیا خونه