کودک که بودم گفتند: کودک است و نمی فهمد
جوان که بودم گفتند: جوان است و خام،نمی فهمد
پیر که شدم می گویند: پیر است و چیزی حالیش نیست، نمی فهمد
بعد مرگم همه سر خاکم می گویند: خدا رحمتش کند
چه انسان فهمیده ای بود
- فریدون فرخزاد
کاش میشد آدمی، گاهی، فقط گاهی!
به اندازهی نیاز بمیرد، بعد بلند شود،
خاکهایش را بتکاند، اگر دلش خواست برگردد به زندگی، دلش نخواست، بخوابد تا ابد...