وقتی دوتا آدم به هم گره میخورن با صدتا قهر و خداحافظ و این حرفا اون گره باز که نمیشه هیچ، بلکه هر بار سفت و محکمتر سفت و محکمتر میشه.
گاهی غم، اونقدر بزرگه که فقط به شکل سکوت درمیاد. هیچ اشکی نمیریزی، هیچ حرفی نمیزنی. فقط میمونی، در یه اتاقِ بیصدا، با حسی که نه میشه تعریفش کرد، نه فرار ازش.
تا از کسی مطمئن نشدین، آهنگایی رو که دوست دارید باهاش گوش ندید، جاهایی رو که دوست دارید، باهاش نرید، فیلمایی رو که دوست دارید، باهاش نبینید، که یکدفعه میره و همهی چیزایی که دوستشون داشتید رو هم با خودش میبره.
حالم رو از دیوارهای اتاقم بپرس، از بالشی که شبا زیر سر میذارم، از تلخی و سیاهی ریه هام، از زخمهای گوشهی ناخنهام، از گودی زیر چشمهام، از آهنگهایی که گوش میدم؛ حالم رو از من نپرس.
اونجا که داستایوفسکی میگه:
ما هرکسی را طوری میکُشیم بعضیها را با گلوله، بعضىها را با حرف، و بعضیها را با کارهایی که کردهایم، و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم!
627.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوچ کردی از من
قهر کردی حتمأ
یه زمستون سردم
بگو بر میگردم ..❤️🩹