من واقعا تو نشون دادن احساساتم به دیگران عاجزم پس اگه حتی یبار حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم بدون دوست داشتنت به گوشت و پوست و استخونم رسیده.
تنها دلیلی که هنوزم عشق و دوس داشتنو باور دارم، بخاطر اینه که میبینم خودم چجوری میتونم بقیه رو دوس داشته باشم.
و تا همیشه برای کودکِ تنها و اندوهگین درونم، غمگین میمانم. کودکی که در زندگیاش از پس همهچیز به تنهایی برآمد، و هیچکس حتی نپرسید که از چه چیزی رنج میبرد.
توی تولدم درسته شاد نبودم اما یاد گرفتم باور نکنم قوی باشم خودم باشم واقعی باشم خودمو زود نبازم به خدا باور داشته باشم ؛ ولی هرگز و هرگز اعتماد نکنم محتاج نباشم و تلاش کنم که موفق بشم
ترجیح میدادم آدم بدی بنظر برسم، تا آدمی که اجازه میدهد هرکس هرکاری که دوست دارد با احساساتش بکند.
و درست زمانی که فکر میکردم همهچیز را پذیرفتهام و دیگر علاقهای به تو ندارم، تو آمدی و من فهمیدم هنوز هم بسیار دچارت هستم.
بهم پیام بده و باهام حرف بزن، به اندازه تمام آدمایی که حوصلشونو ندارم، حوصله ی تورو دارم.